به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






ظهور هویدا

ابو سعید خدرى روایت مى كند كه پیغمبر (ص) فرمود :
 
یخرج المهدى فى امتى یبعثه الله عیاناً للناس یتنعم الامة و تعیش الماشیة و تخرج الارض نباتها و یعطى المال صحاحاً .
 
مهدى (عج) میان امت من قیام خواهد كرد و خداوند او را به طور آشكار براى مردم برانگیزد ،مردم در رفاه و چهار پایان در آسایش باشند و زمین روئیدنیهاى خود را بیرون دهد و او مال را به طور مساوى میان مردم تقسیم نماید.

 



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

امتياز حجت و ولي خدا امام هدايت

   

قالَ الإمامُ أبُو مُحَمَّد الْحَسَنِ الْعَسْكَرى (عليه السلام) :


إنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالى بَيَّنَ حُجَّتَهُ مِنْ سائِرِ خَلْقِهِ بِكُلِّ شَىْء، وَ يُعْطِيهِ اللُّغاتِ، وَمَعْرِفَةَ الاْنْسابِ وَالاْجالِ وَالْحَوادِثِ، وَلَوْلا ذلِكَ لَمْ يَكُنْ بَيْنَ الْحُجَّةِ وَالْمَحْجُوحِ فَرْقٌ.(اصول كافى: ج 1، ص 519، ح 11.)


حضرت امام حسن عسكري( عليه السلام) فرمود: همانا خداوند متعال، حجّت و خليفه خود را براى بندگانش الگو و دليلى روشن قرار داد، همچنين خداوند حجّت خود را ممتاز گرداند و به تمام لغت ها و اصطلاحات قبائل و اقوام آشنا ساخت و أنساب همه را مى شناسد و از نهايت عمر انسان ها و موجودات و نيز جريات و حادثه ها آگاهى كامل دارد و چنانچه اين امتياز وجود نمى داشت، بين حجّت خدا و بين ديگران فرقى نبود.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

عظمت و شدت مصیبت امام حسن عسکری علیه‌السلام

آیت الله بهجت :
▪️مصیبت امام حسن عسکری سلام‌الله‌علیه، خیال می‌کنم که خیلی‌خیلی شدیدتر بود از مصائب آباء مطهّرینش علیهم‌السلام، به‌جهت اینکه دید و رسید به آنچه که حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرموده بود که «غیبت می‌کند، تا پر بشود زمین از ظلم و جور، بعد ظهور می‌کند ؛ دید که وقتش شده است. چقدر بر او این مطلب سخت بود. [امام حسن عسکری به امام عصر علیهما‌السلام فرمود:} یا سیّد اهل‌بیته، در بلاد و... نمان، برو در بیابان‌ها؛ جایی نمان که تو را ببینند و بشناسند و بکشند!



منبع این نوشته
برچسب ها : امام , عسکری ,
اشتراک گذاری مطلب

اگر بیایی از سفر، آه چه خوب می شود ...

 

یَا اَبَاصالِحَ المَهدِی (عج)! یَا سَیِّدِی وَ مَوْلاىَ!

یَا صاحِبَ الزَّمان ( رُوحِی لَکَ الفِداء )! ...

سلام خدا بر تو باد ... 

باز به انتظار تو، جمعه غروب می شود

اگر بیایی از سفر، آه چه خوب می شود ...

******

هجر تو ز درد و داغ، دلگیرم کرد.

اندوه و غم زمان، زمین گیرم کرد.

گفتند که جمعه می رسی از کعبه

این رفتن جمعه جمعه ها، پیرم کرد.

******

برگرد گه شیعه دل غمینه،

از دوری تو زار و حزینه ... 

اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر ...



منبع این نوشته
برچسب ها : جمعه ,
اشتراک گذاری مطلب

خیر برای مومن

 

 

ان شاءالله پیش آمدهای همه مومنین و مومنات خیر باشد،فقط توجه لازم دارد.توجه به اعمالمان.اینکه کسی را اذیت نکنیم و برای آینده نیات خیری داشته باشیم.اگر به داشته هایمان عمل کنیم اگر به دانسته هایمان عمل کنیم و توجه به خدا و یاد خدا را فراموش نکنیم و توکل بر خداوند متعال را،آنوقت همه پیش آمدها خیر خواهد شد ان شاءالله.دعا،نماز،عبادت،کمک به فقرا،کمک به شخصی که کسی را ندارد و در غربت است،وجود انسان را پاکسازی می کند و خیر و برکت را به بار می آورد.توجه کنیم که در اینگونه اعمال از قافله عاشقان الی الله عقب نمانیم.و تمام تلاش خود را بکنیم.اگر درجامعه به همدیگر کمک کنیم و نیت خیر نسبت به همدیگر داشته باشیم و  نسبت به همدیگر حرص و طمع و حسادت نکنیم خداوند متعال همه پیشامدها را خیر می گرداند.در این وضعیت جامعه به سوی ایمان حرکت می کند و پر از مومنین و مومنات می شود.

مشکل ما این است که طمع و حرص و حسادتمان بالا رفته است.چشممان را دوختیم به زندگی مردم،که ببینیم کجا میتوانیم از او جلو بزنیم و مال اموالمان را افزایش بدهیم و مثلا دهان او را به زمین بکوبیم،کمااینکه اعمال خودمان را فراموش کرده ایم.نماز را فراموش کرده ایم.عبادت را فراموش کرده ایم.توجه به معنویات را فراموش کرده ایم. و.... و افتادیم به جان همدیگر حتی برای یک ریال.

امیدوارم خداوند متعال به ما توفیق بدهد که از خییرین باشیم و با اخلاق و رفتار اعمال خوب خودمان و دعا و نیایش و عبادت و تهجد خودمان نسبت به خداوند متعال،باعث بشویم همه پیشامدها خیر باشد،که اینگونه آن اتفاق بزرگ،یعنی ظهور مولایمان امام زمان(عج) از همین پیشامدهای خیر خواهد شد و مژده ای خواهد شد برای همه عالمیانی که منتظر واقعی او هستند که همین مومنین و مومنات منتظران واقعی حضرت هستند:متن از خادم المهدی



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب

عدل حضرت مهدى (عج):

ابوسعید مى گوید پیغمبر فرمود: 
تملاء الارض ظلماً و جوراً فیقوم رجل من عترتى فیملاءها قسطاً و عدلاً یملك سبعاً او تسعاً 
 
زمین پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قیام كند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت یا نه سال سلطنت نماید.


منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

زمینه سازی امام حسن عسکری علیه السلام برای آماده سازی دوران غیبت امام زمان

هشتم ربیع الاول سالروز امام یازدهم شیعیان حضرت امام حسن عسکری علیه السلام است که به همین مناسبت پای سخنان یکی از محققین و پژوهشگران حوزه و دانشگاه حجت الاسلام و المسلمین انواری از اساتید و عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی ( ره ) نشسته و  نقش و فعالیت های  این امام همام  را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم

معرفت امام از مهمترین مسائلی است که باید مورد توجه قرار بگیرد یکی از مسائل مهمی که درباره امامان شیعه و ائمه معصومین علیهم السلام  قابل توجه است مسئله معرفت و شناخت ایشان است اگر ما توجه کنیم در زیارت متعددی که سخن از زیارت ائمه معصومین مطرح می‌شود  عبارت «عارفا به حقه» زیاد بکار برده می‌شود معرفت و شناخت امام بسیار مهم است  به طوری که در ادعیه آمده است

« اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی » 1در این آمده است که اگر من حجت تو را نشناسم گمراه می‌شوم و مسئله امام شناسی مسئله مهمی است که تمام عنایت ما باید روی آن متمرکز شود که ائمه معصومین را بیشتر بشناسیم و تنها به سراغ بعد احساسی مسئله نرویم ؛ متأسفانه جامعه شیعی ما تنها به سراغ بعد احساسی مسئله رفته است و بیشتر به مصائب ائمه پرداخته می‌شود بارها ما مصائب را شنیده‌ایم اما به مناقب و کمالات حضرات معصومین کمتر توجه می‌شود امام هشتم علیه‌السلام در اصول کافی روایتی دارد و امامت را آنجا توصیف می‌کنند 2 و رکن اساسی دین را امامت تشکیل می‌دهد لذا باید روند جامعه خودمان را بسوی مباحث معرفتی و شناختی بیشتر سوق بدهیم.

 

نقش حضرت در آماده سازی مردم  برای دوران غیبت

ابتدا در اینجا یک نکته بیان کنم که ظهور امام زمان علیه‌السلام از اعتقادات قطعی شیعه است و شیعه در آن هیچ شک و شبه ای ندارد و این مسئله مثل آفتاب روشن است و این ویژگی غیبت مخصوص امام زمان است و امامان دیگر ما این ویژگی را ندارند چرا که ایشان همیشه در بین مردم حاضر بودهاند و ولادت و زندگی ایشان هم برای مشخص بوده  است و در میان ائمه تنها امام زمان (علیه السلام) است که خصوصیت غیبت را دارا هستند و این مسئله‌ای است که در اسلام و شیعه اسابقه نداشته که امامی سال‌های سال غیبت داشته باشد؛ چون غیبت امام زمان در بین ائمه علیهم‌السلام یک ویژگی خاص است این ویژگی مسائلی را هم به دنبال دارد چون یک امر غیر عادی می‌خواهد اتفاق بیفتد و این امر غیر عادی نیازمند به آماده سازی است این آماده سازی در طول تاریخ امامت توسط ائمه علیهم السلام انجام گرفته است و همینطور که سلسله امامت پیش می رود ما این زمینه سازی را توسط دیگر ائمه شاهد هستیم و در طول دوران امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام به مناسبت اینکه به دوران تولد حضرت نزدیک می‌شویم جامعه نیاز دارد که این آمادگی را  بیشتر داشته باشد و به همین دلیل اما یازدهم علیه‌السلام مقداری مردم زا در این زمینه بیشتر آماده می‌کند و این آماده سازی سرعت بیشتری پیدا می کند چرا؟ به خاطر اینکه آخرین مهلت است و  امام حسن عسکری آخرین امام ظاهری است که باید مردم را برای غیبت حضرت ولی عصر آماده کند.

امام حسن عسکری می‌خواهد مردم را برای دوران غیبت آماده کند از طرفی کاری که دشمن انجام می‌دهد در حقیقت ناخواسته به این امر کمک می‌کند دشمن از زمان مامون که امام را به خراسان بردند چه قصد و غرضی داشت ؟ خلفای بنی عباس گفتند ؛ ما سیاست را عوض می‌کنیم تا حال سیاست به بنی امیه این بوده است که رو در رو با اهل بیت بایستند و ایشان را به شهادت برساند ؛ اما بنی عباس گفتند : ما این کار را نمی‌کنیم بلکه امامان شیعه را به نزدیک خود می آوریم و مورد مراقبت و کنترل قرار می دهیم و این سیاست را اولین  بار مامون به کار گرفت و امام را به خراسان آورد و این نظارت در دوران عسکریین شدت پیدا کرد و خلفای عباسی این دو امام  را از مدینه به سامرا آورد و تحت نظارت خود قرار داد و خود این مسئله که این دو امام کمتر در بین مردم حضور پیدا می کردند مردم را آرام آرام آماده می‌کند برای دورانی که غیبت شروع می‌شود ؛ یعنی می‌شود امام علیه‌السلام را هم نبینیم و لازم نیست امام  را در هر لحظه که خواستیم ببینیم و این‌طور نیست که مثل دوران  امام صادق علیه السلام افراد دائماً به امام دسترسی داشته باشند مسعودی می‌گوید : ملاقات مردم محدود شده بود به زمانی که حضرت از پشت پرده با مردم غایبانه صحبت می‌نمود و تنها جایی که مرد می توانستتند امام را رو در رو ببیند زمانی بود که خلیفه دستور داده بود که هر دوشنبه و پنجشنبه در کاخ خلافت حضور پیدا بکنند و در آنجا امام خودشان را معرفی کنند و در این مسیر رفت و آمد شیعیان می‌توانستید امام را ببیند و ملاقات کنند آن هم با  آن محدودیت ؛ گاهی هم  حضرت به شیعیان اشاره می‌کردند که نزدیک نیایید که برای شما ایجاد خطر می‌کند و این مسائل مردم را برای دوران غیبت آماده می‌کند.

 

فعالیت های حضرت برای آماده سازی دوران غیبت تشریح دوران غیبت

اولین کاری که امام انجام دادند این بود که مسئله غیبت امام زمان را برای مردم خوب تشریح می‌کردند و پیشگویی‌ها را نسبت به ظهور آن حضرت ؛  ویژگی‌های آن حضرت  و....داشتند و حتی اصرار داشند که زمان غیبت نزدیک است از طرفی هم چون امام زمان علیه السلام متولد شده بودند ؛ حضرت باید دو کار انجام می‌دادند ؛ یکی اینکه دست دشمن را از امام زمان کوتاه کنند تا دست دشمن به امام زمان نرسد و به او آسیب نرسانند ؛ چرا که دشمنان به خاطر روایت زیادی که از پیامبر و ائمه رسید بود می دانستند که امام ظهور خواهد کرد حتی بیت امام  علیه السلام مورد مراقبت بود همسران حضرت کنیزان حضرت و اطافیان ایشان نیز تحت مراقب شدید بودند ؛ لذا حضرت هم باید مراقبت جان امام زمان باشد و هم باید این کودک را به خواص شیعه نشان بدهند تا اینکه عده‌ای حضرت را دیده باشند و بعد از شهادت امام شیعیان در مسئله شناخت امام بعدی سر در گم نشوند لذا حضرت این کارها را انجام دادند و از کسانی که موفق به دیدار امام مهدی علیه السلام شدند احمد بن اسحاق قمی است که وکیل آن حضرت در قم و موسس مسجد امام حسن عسکری علیه السلام است  ؛ امام به مردم می‌گفتند که غیبت طولانی خواهدشد و در زمان غیبت بسیاری از مردم دچار شک و شبهه خواهند شد و تنها کسانی که برای فرج آن حضرت منتظرند و دعا می‌کنند از گرفتاری‌ها نجات پیدا می‌کنند و ما می توانیم درس بگیریم که اگر ما بخواهیم عقایدمان در باره آن حضرات پا برجا بماند و هیچ شک و شبهه‌ای در عقایدمان راه پیدا نکند دعا برای تعجیل آن حضرت را زیاد داشته باشیم تا این روایت شامل ما بشود و ما بتوانیم از این گمراهی نجات پیدا کنیم « وَ أَکْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِکَ فَرَجُکُم‏ »3دعای برای فرج زیاد داشته باشید که فرج و گشایش همه در همین مسئله است و این اولین کاری بود که حضرت انجام دادند که مسئله غیبت برای مردم روشن کنند.

 

کاهش ارتباط مستقیم با مردم

دومین کاری که حضرت در این زمینه انجام دادند کاهش ارتباط فیزیکی  و مستقیم با مردم بود ؛ درست است که دشمن هم در همین راستا گام برداشت اما خود حضرت هم می‌خواهد که حضورشان در میان مردم کم باشد و ارتباطات از طریق وکلا انجام می گیرد و دیدارها محدود به دوشنبه و پنجشنبه می شد و این مسائل برای این بود که حضرت نمی‌خواهند مردم یک مرتبه از مرحله حضور دائمی ائمه به زمان غیبت منتقل شوند یدرست مثل طلوع و غروب خورشید که یک مرتبه از تاریکی مطلق به روز نمی‌رسد بلکه اندک اندک از شب به روز منتقل می‌شود چنین حالتی در مسئله امام زمان علیه‌السلام مطرح شده است که امام هادی کمی از حضور در بین مردم کنار کشیدند و امام حسن عسکری بیشتر چرا؟ چون مردم باید با دوران غیبت کم کم آشنا شوند.

 

تقویت نهاد وکالت

سومین کاری که امام انجام داد این بود که نهاد وکالت را تقویت کردند ؛ این مسئله وکالت گرچه در زمان امام صادق علیه‌السلام  نیز مطرح شد و حضرت وکلایی برای جاهای مختلف می‌فرستادند اما این نهاد در زمان عسکریین فعال‌تر است ؛  یعنی مردم در شهرهای مختلف با وکلای امام روبرو می شوند ؛ مثلاً در قم با احمد با اسحاق قمی مواجه هستیم و در نیشابور با ابراهیم بن عبده نیشابوری و ابراهیم بن مهزیار هم در اهواز وکیل اماممی باشند و همین مسئله وکالت باعث شد که فرهنگ شیعه به مراکزی که خیلی دور دست بوده اند مانند کش؛ بیهق؛ سمرقند؛ طوس و .. نیز منتقل شود و در بین ایشان افراد نخبه و بزرگی پیدا بشود و این‌ها همه در سایه وکالت‌های بود که حضرت مشخص کرده بودند و این مسئله وکالت تا پایان غیبت صغری ادامه داشت و عثمان بن سعید که اولین نائب امام زمان علیه السلام است خودش یکی از وکلای امام حسن عسکری علیه‌السلام است بوده است و بعد از شهادت امام عسکری علیه السلام  امام زمان هم او را به عنوان وکیل و نائب خاص معین کرد که بعد او محمد بن عثمان و حسین بن روح و بعد از او هم علی بن محمد سیمری ؛ این جریان وکالت و نیابت در زمان امام حسن عسکری به اوج خودش رسید و به مدت 69 سال زمان غیبت صغری ادامه پیدا کرد که ما اعتقاد داریم که حضرت چهار نایب خاص دارد و بعد از ایشان غیبت کبری شروع می‌شود و بحث نیابت عام ائمه و ولایت فقیه مطرح می‌شود.

تایید کتاب های فقهی از اصحاب برای مراجعه مردم به آن کتب

از دیگر کارهای امام علیه السلام مهر تایید زدن بر برخی کتب ا اصحاب معصومین است که کلمات ائمه را جمع آوری کرده بودند ؛ مثل کتاب فضل بن شاذان و یونس و.. را که امام مهر تایید میزند و ورق به ورق این کتاب‌ها را حضرت مطالعه کرده‌اند و گفتند : به این‌ها می توانید عمل کنید برای اینکه اگر دست رسی به امام نباشد و امام در بین مردم نباشد و مردم بتوانن مسائل دینشان را از این کتاب ها بدست آورند و ائمه می‌خواهند مردم را در زمان غیبت به این مسئله سوق بدهند و این مسئله احیا شود که مردم از کتاب های مورد تایید ائمه  استفاده کنند.

 

جریان شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

تحمل وجود امام برای خلیفه عباسی سخت بود ؛  در روایتی داریم که « مَا مِنَّا إِلَّا مَسْمُومٌ أَوْ مَقْتُولٌ » 4هر کدام از ما با به صورت قتل یا مسموم شدن به شهادت می‌رسید امام هم مسموم میشوند و به شهادت می رسند از آنجایی که  حضرت جایگاه بسیار بالایی داشتند سامرا یک پارچه عزادار شد خود این امر هم معرفی بود برای امام زمان علیه‌السلام چرا که ابودیان می‌گوید به امام عرض کردم می خواهم ببه مدائن بروم امام فرمود این سفر شما 15 روز طول می‌کشد و زمانی که برگردی من نیستم و گفتم بعد از شما امام کیست ؛ امام فرمود سه علامت می می‌گویم شما می توانید امام بعد از مرا با آن سه علامت را بشناسید و بعد از پانزده روز برگشتم و دیدم امام شهید شده‌اند و عده‌ای به دور جعفر کذاب جمع شده اند که او را امام معرفی کنند و گفتند نماز را جعفر بخواند و در همان موقع کودکی مثل قرص ماه از منزل بیرون آمد و گفت عمو کنار برو و که من اولی هستم که بر پدرم نماز بخوانم و گویا امام از ولایت تکوینی استفاده کردند و جعفر بی هیچ مقاومتی کنار رفتند و علامت اول امامت را دیدم و سپس امام فرمودن جواب نامه‌ها را بده و بعد گفتند در خزانه بیت‌المال این قدر پول اس این مقدار صدقه است و ... این سه علامت را دیدم و امام زمان خود را شناختم 5و من هم به نوبه خودم  شهادت امام حسن عسکری علیه السلام را به امام زمان و شیعیان ایشان تسلیت عرض می‌کنم.

  • 1.کافی ج : 1 ص : 33 عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ لِلْغُلَامِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ قَالَ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ یَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى بَطْنِهِ ثُمَّ قَالَ یَا زُرَارَةُ وَ هُوَ الْمُنْتَظَرُ وَ هُوَ الَّذِی یُشَکُّ فِی وِلَادَتِهِ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ مَاتَ أَبُوهُ بِلَا خَلَفٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ حَمْلٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ إِنَّهُ وُلِدَ قَبْلَ مَوْتِ أَبِیهِ بِسَنَتَیْنِ وَ هُوَ الْمُنْتَظَرُ غَیْرَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ أَنْ یَمْتَحِنَ الشِّیعَةَ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ یَا زُرَارَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ الزَّمَانَ أَیَّ شَیْ‏ءٍ أَعْمَلُ قَالَ یَا زُرَارَةُ إِذَا أَدْرَکْتَ هَذَا الزَّمَانَ فَادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی ثُمَّ قَالَ یَا زُرَارَةُ لَا بُدَّ مِنْ قَتْلِ غُلَامٍ بِالْمَدِینَةِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ لَیْسَ یَقْتُلُهُ جَیْشُ السُّفْیَانِیِّ قَالَ لَا وَ لَکِنْ یَقْتُلُهُ جَیْشُ آلِ بَنِی فُلَانٍ یَجِی‏ءُ حَتَّى یَدْخُلَ الْمَدِینَةَ فَیَأْخُذُ الْغُلَامَ فَیَقْتُلُهُ فَإِذَا قَتَلَهُ بَغْیاً وَ عُدْوَاناً وَ ظُلْماً لَا یُمْهَلُونَ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَوَقُّعُ الْفَرَجِ إِنْ شَاءَ اللَّه‏
  • 2.کافی ج : 1 ص : 19
  • 3.بحارالأنوار ج : 52 ص : 9
  • 4.بحارالأنوار ج : 27 ص : 21
  • 5.جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام ص 763 از ابو الأدیان روایت شده است که گفت: خدمتکار امام حسن عسکرى- علیه السّلام- بودم و نامه‏هایش را به شهرهاى مختلف مى‏بردم. در زمان بیمارى که در آن وفات فرمود، خدمتش رسیدم، نامه‏هایى نوشته و فرمود: اینها را به مدائن ببر، سفرت پانزده روز به طول مى‏انجامد، در روز پانزدهم وارد سرّ من رأى مى‏شوى و در منزل من صدایى مى‏شنوى و جنازه مرا در محلّى که غسلم داده‏اند خواهى دید. ابو الأدیان مى‏گوید: گفتم: اى سرور من! در آن وقت بعد از شما چه کسى امام است؟ فرمود: کسى که از تو جوابهاى نامه‏هاى مرا طلب کند، او قائم بعد از من است. عرض کردم: بیشتر بگویید. فرمود: کسى که نماز بر من گزارد او قائم بعد از من است. عرض کردم: باز هم بیشتر بفرمایید. فرمود: کسى که از آنچه در همیان است خبر دهد، او قائم بعد از من است. شکوه و بزرگى آن حضرت مانع شد از اینکه سؤال کنم که در همیان چیست. با نامه‏ها به سوى مدائن به راه افتادم و جوابهایش را دریافت داشتم. روز پانزدهم‏ همان طور که فرموده بود، وارد سرّ من رأى شدم، در آن هنگام صدایى در خانه‏اش به گوشم رسید و حضرت- علیه السّلام- را در مکانى که غسل داده بودند مشاهده کردم. «جعفر کذّاب»، برادر حضرت در حالى که شیعیان او را احاطه کرده و به او تسلیت مى‏گفتند جلو درب بود، نزد خود گفتم اگر امام این باشد، امامت از بین رفته بخاطر اینکه این شخص را در «جوسق» دیده‏ام که شراب مى‏نوشید و قمار بازى مى‏کرد و طنبور مى‏نواخت، به طور ناگهانى پیش رفتم و به او تسلیت گفتم ولى او از من سؤالى نکرد. سپس «عقیل» غلام امام حسن عسکرى- علیه السّلام- از منزل خارج شد و خطاب به جعفر گفت: سرورم! برادرت کفن شد بر او نماز بگزار. پس جعفر و شیعیان داخل شدند، وقتى داخل خانه شدیم در کنار پیکر کفن‏شده امام حسن عسکرى- علیه السّلام- قرار گرفتیم و جعفر براى نماز جلو ایستاد. اما همین که خواست تکبیرة الاحرام بگوید، کودکى گندمگون با موهاى کوتاه و مجعّد و دندانهاى فاصله‏دار پیش آمد و عباى جعفر را گرفت و گفت: کنار برو اى عمو! من براى نماز بر پدرم سزاوارترم.


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

رازهایی از زیارت عاشورا سوره مبارکه مریم از زبان استاد رائفی پور

رازهایی از زیارت عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از اساسی ترین عبارت هایی که در زیارت عاشورا بارها تکرار میشود عبارت “مصیبت”است که برای اباعبدالله الحسین(ع) و اهل بیت و اصحاب ایشان وارد شده است. عبارت “مصیبت” دو وجه دارد: وجه اول مصیبت این است ما در خیلی زمان ها ومکان ها خودمان را شریک درغم می کنیم یعنی از لفظ و ضمیری استفاده می کنیم (ضمیر متکلم وحده). یعنی می گوییم “بمصابی”یعنی مصیبت من” با وجود این که 1400سال با حضرت فاصله داریم . چطور می شود که مصیبت اباعبدالله الحسین(ع) را مصیبت خودمان می دانیم؟ وجه دوم ماجرای کربلا بزرگی این مصیبت است .این مصیبت ،مصیبت عادی نیست “لقد عظم مصابی بکم” . چرا ما از “یا لیتنا کنا معکم”استفاده می کنیم ؟ (ای کاش ما با شما بودیم). آیا با این ای کاش گفتن ما داریم ادعایی میکنیم ؟ قطعا ما در آنجا نیستیم تا کشته شویم . ما داریم نذر و درخواست می کنیم ،داریم روحمان را پرواز می دهیم تا خودمان را در روز عاشورا در یاری حضرت ببینیم. آیا اتفاقی می افتد؟سوال دیگری که بنده می خواهم در این جا بپرسم و جواب بدهم این است که آیا چنین درخواستی می تواند اثری داشته باشد؟ ودومین سوال این است که چرا باید اشک بر اباعبدالله الحسین (ع)پاک کننده ذنوب باشد؟ روزی امیرالمومنین علی(ع) بر حضرت زینب(س) در کوفه وارد شدند. حضرت زینب(س) در کوفه برای خانم ها درس تفسیر برگزار می کردند. زمانی که امیرالمومنین علی(ع) داخل شدند حضرت زینب(س) درس را قطع کردند. حضرت علی(ع) دلیل این کار را از دخترشان پرسیدند. حضرت زینب(س) عرضه داشتند : وقتی شما که بزرگ مفسر قرآن هستید وشما باب علم نبی هستید من زینب چه چیز برای گفتن دارم ؟ حضرت علی(ع) فرمودند : ادامه بده. حضرت زینب(س) درحال تفسیر سوره مریم بودند. حضرت علی(ع)فرمودند : دخترم چرا آیات اول سوره مریم را تفسیر نکردید؟ حضرت زینب(س) عرضه داشتند:نمی دانم. از حروف مقطعه است.(کهیعص)می گویند حروف مقطعه سری بین خداوند با پیامبر و اولیاء است. حضرت علی(ع) شروع به گریه کردند. حضرت زینب(س)فرمودند: پدر چه اتفاقی افتاده است؟ حضرت فرمودند: این داستان،داستان تواست. “کهیعص”این پنج حرف داستان تو است. روایت شده مردی قمی به خدمت امام حسن عسکری(ع) می رسد در زمانی که در کنار امام حسن عسکری(ع) کودک سه ساله حضور داشتند. کودک موهای خود را فرق وسط باز کرده است ، خال سیاهی بر گونه دارد، و بسیار زیبا است. این فرد 40سوال از حضور امام حسن عسکری(ع) داشته اند و می خواست تمام سوال ها را از امام بپرسد می گویند این40 سوال بسیار عجیب وغریب بوده است. برای اولین بار در آن روز بسیاری از مسائل رمزگشایی شده است که در هیچ مکانی درباره آن سخن نگفته شده است. فرد قمی می گوید من یکی از این سوال ها را از کودک سه ساله که آقا حجه بن الحسن العسکری(عج) بودند پرسیدم . امام حسن عسکری(ع) گذاشتند تا کودک جواب بدهد تا همه بفهمند که امام بعدی کیست؟ فرد قمی از “کهیعص” پرسید: عبارت دقیقی که آقا صاحب الزمان(عج)درسن سه سالگی درجواب سوال پاسخ می دهند. این سوال و پاسخ درشرح و بسط مطلبی است که حضرت علی(ع) به حضرت زینب (س) فرمودند. آقا صاحب الزمان(عج) فرمودند: داستان جد ما اباعبدالله الحسین(ع) است .(“ک”یعنی کربلا/”ه یعنی هلاکت العطره /”ی یعنی یزید/”ع یعنی عطش/و”ص یعنی صبر”). طبعا امیرالمومنین علی(ع) حرف “ص” را به حضرت زینب نسبت داده اند.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

توصيه به مداومت در عبادت و ذكر

 

قالَ الإمامُ أبُو مُحَمَّد الْحَسَنِ الْعَسْكَرى (عليه السلام): أكْثِرُوا ذِكْرَ اللهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ، وَ تَلاوَةَ الْقُرْآنِ، وَالصَّلاةَ عَلى النَّبىِّ (صلى الله عليه وآله وسلم)، فَإنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللهِ عَشْرُ حَسَنات

(بحارالأنوار: ج 75، ص 372، س 21، ضمن ح 12.)

حضرت امام حسن عسكري( عليه السلام) فرمود: ذكر و ياد خداوند متعال، مرگ و حالات آن، تلاوت و تدبّر قرآن; و نيز صلوات و درود فرستاد بر حضرت رسول ـ و اهل بيتش (عليهم السلام) ـ را زياد و به طور مكرّر انجام دهيد، همانا پاداش صلوات بر آن ها، ده حسنه و ثواب مى باشد



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

آیه روز

 

آیة: اعْمَلُوا اَنَّ اللهَ يُحْيِّ الْأرْضَ بَعْدَ مَوْتِها (سوره حدید آیه 17)

بدانید خداوند زمین را بعد از مرگ آن زنده می کند.

امام باقر عليه ‏السلام در تفسير اين آيه مي ‏فرمايد:
(اعلموا ان الله يحيي الارض بعد موتها) يعني يحيي الله تعالي بالقائم بعد موتها. (يعني بموتها)، کفر اهلها و الکافر ميت.
مي‏ فرمايد: منظور آيه اين است که: خداوند زمين را به وسيله حضرت مهدي زنده مي ‏کند. بعد از آنکه مرده باشد و منظور از مردن زمين کفر اهل زمين است و کافر مرده است.
(تفسير نمونه، به نقل از بحار الانوار، جلد 78، ص 308.)



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

کدام مهم تر است؟!؟!

اگر قطاری بخواهد به مقصد برسد، وجود یک آیتم هایی ضروری است؛ از جمله واگن، ریل، سوخت، لوکوموتیو، لوکوموتیوران، عدم مانع در مسیر [مثل ریزش سنگ ها و غیره...] همچنین بعضی قطارها دود و سوت نیز دارند که علامت نزدیک شدنشان به مقصد است.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

فتوای امام زمان (عج) به قمه زنی؛ واقعیت ماجرا چیست؟

فتوای امام زمان (عج) به قمه زنی؛ واقعیت ماجرا چیست؟

                  

یاسر الحبیب:مخالفت با قمه زنی و حرام دانستن آن را در حکم محاربه و جنگ با امام زمان است!

 

یکی از مطالب عجیبی که بعضی از طرفداران قمه زنی در چند سال اخیر به تبلیغ آن می‎پردازند، استناد فتوای جواز قمه زنی به امام زمان(عج) است. متأسفانه این افراد با تمسک به این مدعا، ضمن توجیه عوام پسند قمه زنی، به تکفیر مخالفان آن نیز می پردازند. چنان که شیخ لندن نشین، یاسر الحبیب که معمولا بیشتر علمای شیعه را تکفیر و توهین می کند، مخالفت با قمه زنی و حرام دانستن آن را در حکم محاربه و جنگ با امام زمان معرفی می کند!
اما حقیقت ماجرا چیست؟
این داستان در کتاب «بیان الائمه» اثر شخصی به نام «محمدمهدی زین العابدین نجفی» آمده که ترجمه آن چنین است:
«بعضی از اهل علم و فضل این کرامت را از جد ما، آیت الله العظمی زین العابدین نجفی نقل کرده اند که: اهالی ایران و آذربایجان و قفقاز از مراجع تجف در خصوص حکم استفاده از طبل در عزاداری امام حسین(ع)، قمه زنی، شبیه خوانی و غیر این ها سؤال نمودند که آیا این ها جایز هستند یا حرام؟ هر کسی نامه ای را برای مرجع خود نوشته و نامه ها را همراه نماینده ای به نجف ارسال کردند و قرار گذاشتند که وقتی جواب ها را گرفتند آنها را در ظروفی بگذارند و مهرکنند و جز در مسجد شاه، معروف به مسجد امام خمینی، مدظله العالی، در طهران آنها را باز نکنند و سپس در اجتماع اهالی هر منطقه ای آنها را بخوانند تا هر کسی از نظر مرجع تقلید خودش آگاه شود. و این قضیه در زمان مرحوم صاحب عروه بوده است. پس فرستاده مذکور بازگشت و مردم را خبرنمود تا در روز معین در مسجد شاه حضور یابند و سپس فتوا را برای آنها خواندند. هر مرجعی به گونه ای جواب داده بود، برخی از فقها حکم به حرمت این رفتارها داده بودند، بعضی دراین باره تفصیل داده بودند، خصوصاً در مسئله قمه زنی که گفته بودند درصورتی که ضرر داشته باشد، جایزنبوده و حرام است و اگر ضرر نداشته باشد جایز است، بعضی از فقها نیز حکم به جواز این رفتارها داده بودند. تا اینکه نامه مرحوم آیت الله شیخ زین العابدین نجفی خوانده شد. ایشان چنین نوشته بودند: «بسمه تعالی شانه، من مردد بودم که در این مسئله فتوا بر جواز بدهم یا حرمت؟ بنابراین به مسجد سهله رفتم و به حضور سید و مولایم حجت بن الحسن، صلوات الله علیه، رسیدم و مسئله را از ایشان سؤال نمودم و ایشان فتوا بر جواز این اعمال دادند و من فتوا به جواز می دهم همانگونه که سید و مولایم فتوا به جواز داد. والسلام.» هنگامی که این نامه خوانده شد مردم گفتند: ما به فتواهای دیگر احتیاج نداریم.» [۱] 
البته این ادعایی است که در کتاب بیان الائمه بیان شده و متأسفانه بعضی بدون آگاهی از وضعیت این کتاب و نویسنده آن و حقیقت مدعایی که در آن مطرح شده، آن را منتشر نموده و با تفرقه افکنانی همچون یاسرالحبیب همنوا می شوند.
از همین رو در ادامه به بررسی و نقد این کتاب و نویسنده آن پرداخته و اعتبار مدعای آنها را مورد سنجش قرار میدهیم.
نام کامل این کتاب «بیان الائمه للوقایع الغریبه و الاسرار العجیبه» است و با هدف گردآوری اخبار غیبی ائمه(ع) درباره اوضاع جهان، پیشگویی حوادث آینده و علائم ظهور به نگارش در آمده است. ولی متأسفانه در این کتاب تحریف ها و روایت های جعلی و دروغین فراوانی وجود دارد که وضوح جعل و دروغگویی آنها گاهی انسان را به تعجب وا میدارد. خوشبختانه محقق گرامی، جناب سید جعفر مرتضی در اثری با عنوان «بیان الائمه و خطبه البیان فی المیزان»[۲] این کتاب را نقد نموده و نمونه هایی از تحریف ها و دروغ های موجود در آن را بیان نموده اند. ایشان درباره انگیزه نگارش این نقد بیان می دارد که سؤال های فراوانی درباره خطبه البیان که در کتاب بیان الائمه آمده، از ایشان شده است؛ لذا ناچار به مراجعه به این کتاب شده اند، اما ایشان در این مراجعه متوجه وجود تحریف ها و روایت های جعلی و دروغین فراوانی در آن شده اند و به نقد کتاب اهتمام ورزیده اند. البته ایشان نسبت به نویسنده این کتاب حسن نظر به خرج داده و می نویسد:
«من نویسنده کتاب بیان الائمه را متهم به جعل روایات و نسبت دادن آنها به ائمه معصومین(ع) نمیکنم، بلکه میگویم شاید او این روایات را از دروغگویان و جاعلان گرفته و با حسن نیت و پاکی اعتقاد آنها را در کتابش آورده است؛ در حالیکه از دین و اعتقاد این افراد غافل بوده است و بدینگونه کتابش را به بعضی اباطبال آغشته نموده است.»
ایشان در ادامه تاکید میکند که از سال ها پیش درباره محتوای چنین کتاب هایی به بعضی علما هشدار داده و خواستار موضع گیری آن ها در مقابل این مطالب باطل و دروغین شده است؛ زیرا نباید گذاشت جاعلان و دروغ پردازان با خیالی آسوده و بدون هیچ ملامتی به کار خویش ادامه دهند.[۳] 
ایشان سپس با عنوان «نگاهی گذرا به کتاب بیان الائمه»، به نقد محتوای این کتاب می پردازد و منابع روایت های آن را این گونه تحلیل می کند:
1-    متأسفانه در نقل روایت هایی که از کتابهای معروف و متداول نقل شده اند تحریف های بسیاری وجود دارد. جناب سیدجعفر مرتضی بیان می کند که در مقام کشف این تحریف ها نیست، بلکه کار مقابله و مطابقت این روایت ها را به خود خوانندگان واگذار می کند. البته در ادامه نمونه ای از این تحریف ها را ذکر می کند؛ زیرا نویسنده کتاب بیان الائمه در نقل روایتی چند خطی از کتاب اختصاص شیخ مفید بیش از شش کلمه را تغییر داده و چند کلمه ای نیز به این روایت افزوده است، آنگونه که روایت معنایی دیگر پیدا کرده است. ایشان متذکر می شود که از این نمونه ها در کتاب بیان الائمه فراوان دیده می شود و معلوم نیست چرا مؤلف این گونه آشکارا به تحریف روایت ها می پردازد.
2-    برخی دیگر از استنادهای کتاب بیان الاثمه به کتاب های ناشناسی اختصاص دارد که نه تنها کسی تاکنون آنها را ندیده، بلکه اسم آنها را نیز نشنیده است و شاید تنها در ذهن جاعلان این روایت ها وجود خارجی داشته باشند.
3-     دسته دیگری از منابع این کتاب، کتاب هایی هستند که فقط اسمی از آنها در خلال کتاب های دیگر به دست ما رسیده است و حالا دیگر نسخه ای از آنها وجود ندارد. ازآنجاکه جاعلان این روایت ها میدانند که دسترسی به این کتاب ها تقریباً ناممکن است، جعلیات خویش را به آنها استناد می دهند تا کسی نتواند حقیقت امر را روشن کند.
4-     بعضی از روایت های کتاب بیان الائمه مستقیماً به امام معصوم نسبت داده شده است و هیچ منبعی برای آنها ذکر نشده است.
5-    نویسنده این کتاب بعضی از روایت ها را به اشخاص نامعلومی که نام آن ها ذکر نمی شود، مستند میکند. همچنان که نویسنده در بعضی موارد منبع خویش را نسخه ای خطی معرفی نموده و عنوان، مؤلف و محل نگهداری آن را معلوم نمی کند.
6-    مورد آخر از این منابع، اسراری است که تنها به مولف کتاب عرضه شده است. وی در اینباره می‌گوید:
«خداوند ما را به اموری مطلع نموده و آگاهی از اسرار و قضایا و اتفاقات عجیب و وقایع سهمگین را روزی ما کرده است و ما در این کتاب قسمتی از آنها را آورده ایم که موجب عبرت صاحبان عقول شده و مورد پذیرش آنها قرار می‌گیرد و اسراری را که سایر انسان ها تحمل پذیرش آنها را ندارند، مخفی ساختیم.»[۴] 
(نویسنده کتاب همواره برای خودش از ضمیر جمع استفاده می کند.)
سید جعفر مرتضی سپس به نقد روایت هایی از جلد اول این کتاب می‌پردازد که در آن ها رویدادهای اخیر ایران و عراق پیش بینی شده است. متأسفانه این روایت ها را افرادی جعل کرده‌اند که حتی به زبان عربی نیز تسلط نداشته اند؛ زیرا در آن ها از الفاظ فارسی و اصطلاحات متداول امروزی که بعضی از انگلیسی گرفته شده اند، استفاده می شود. بعضی از این روایت ها آنقدر موهن هستند که انسان را به خنده وامی دارند؛ چون در این روایت های جعلی وقایع بعد از انتشار کتاب پیش بینی نشده، بلکه جاعلان برای جلب نظر مخاطب رویدادها و اتفاق های اخیر عراق و ایران را در غالب روایت درآورده اند و نام بعضی سیاستمداران را به صورت صریح یا رمزگونه در آن گنجانده اند؛ درحالی که درباره اشخاص و اتفاق های مهمتر سکوت کرده اند.
علی رغم خوش نظری جناب سیدجعفر مرتضی به مؤلف کتاب بیان الائمه و منتسب نکردن جعل و تحریف روایت های کتاب به او، شواهد ارائه شده حاکی از نقش داشتن وی در این ماجرا دارد؛ افزون بر اینکه اطلاعات چندانی از وی وجود ندارد و تلاش حقیر برای دستیابی به آگاهی بیشتر از او به جایی نرسید. در کتاب بیان الاثمه نیز بدون ارائه هیچ شرح حالی از نویسنده، تنها بیان شده که وی از نوادگان آیت الله العظمی زین العابدین نجفی است. همچنان که در ماجرای ادعایی طرفداران قمه زنی او این داستان را کرامتی از جد خویش دانسته بود. اما در بررسی طبقات فقها و مراجع شیعه، شیخ زین العابدین نجفی به عنوان یکی از شاگردان صاحب مفتاح الکرامه و شیخ جعفر کاشف الغطاء شناخته می‌شود که در سال ۱۲۰۰ قمری در نجف اشرف از دنیا رفته است[۵] و عالم شناخته شده دیگری با نام زین العابدین نجفی در این کتاب ها معرفی نشده است. درحالی که در نقل آن کرامت بیان شده بود که آن ماجرا مربوط به زمان مرجعیت آیت الله سیدمحمدکاظم یزدی، صاحب عروه الوثقی بوده است. باتوجه به اینکه مرجعیت مرحوم یزدی از سال ۱۳۱۲ قمری به بعد آغاز شد و آیت الله زین العابدین نجفی در سال ۱۲۰۰ قمری از دنیا رفته اند، نمی توان چنین کرامتی را به آیت الله زین العابدین نجفی معروف نسبت داد، مگر اینکه بگوییم جد نویسنده کتاب بیان الائمه عالم ناشناحته و غیرمعروفی بوده است. افزون براین، اگرچه نویسنده کتاب بیان الائمه خود را نواده آیت الله زین العابدین نجفی معرفی می کند، مدعی آن نیست که این کرامت را از طرف پدرانش یا حداقل افراد مشخصی شنیده است، بلکه منبع خویش را بعضی از اهل علم و فضل معرفی می کند که معلوم نیست چه کسانی هستند و آنها این مطلب را از چه کسانی شنیده اند. بنابراین حتی برفرض اینکه نویسنده کتاب بیان الائمه فرد درخور اطمینانی باشد و همچنین مشخص شود که جد ناشناخته او چه کسی بوده، این حکایت استناد مشخصی ندارد و فاقد اعتبار است.
مطلب دیگری که بر بی اعتباری این نقل می افزاید اینکه مسئله حرمت و جواز قمه زنی کمی پس از وفات مرحوم آیت الله سیدمحمدکاظم یزدی در حدود سال ۱۳۴۵ قمری در نجف اشرف مطرح شد و موافقان قمه زنی فضاسازی خاصی علیه حکم تحریم آن به راه انداخته و کتاب های فراوانی در توجیه این عمل نوشتند. با این حال در هیچ یک از این کتاب ها به وجود چنین کرامتی یا حتی مسئله سؤال و پاسخ علما در زمان مرجعیت آیت الله سیدمحمدکاظم یزدی اشاره ای نشده است. بی تردید اگر چنین گزارشی هرچند به صورت ضعیف وجود داشت، موافقان متعصب و سرسخت قمه زنی در نجف از بیان آن فروگذار نمی کردند.
از این ها گذشته استناد به چنین تشرفاتی در نزد هیچ کدام از علما و فقهای شیعه حجت و دلیل نیست؛ زیرا حتی اگر این گزارش ها به صورت معتبر نیز به دست ما رسیده باشد، هیچ گاه نمی توان حقیقت و درستی محتوای آن را سنجید.




منابع:
1.    مهدی زین العابدین نجفی، بیان الائمه، ج ۲، چ۲، بیروت: دارالمحجه البیضاء، ۲۰۰۳ (۱۴۲۴ ق)، ص۴۶۱ و۴۶۲.
2.    جعفر مرتضی عاملی، بیان الائمه و خطبه البیان فی المیزان، بیروت : المرکز الاسلامی للدراسات، ۲۰۰۳ (۱۴۲۴ ق).
3.    همان، ص۹
4.    مهدی زین العابدین نجفی، همان، ص ۵۰۱
5.    آقابزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعه، ج۱۱، بیروت: دارإحیاالتراث، ۲۰۰۹(۱۴۳۰ق)، ص۵۹۰

پی نوشت:
•    مهدی مسائلی، «عار یا شعار؛ قمه زنی در ترازوی عقل و شرع» – با اندکی تغییر
•    برگرفته از سایت اویس: http://oweis.ir/

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

55 روایت از امام زمان

 

1. نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش درپشت ابرهاست و همانا من ايمنی بخش اهل زمين هستم ، همچنانکه ستارگان ايمنی  بخش اهل آسمانند .
 (بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

2. تصرف کردن در مال ديگری بدون اجازه صاحبش جايز نيست .
 (وسائل الشيعة ، ج 17، ص 309 )

3. من ذخيره خدا در روی زمين و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم .
(تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 392 )

3. ملعون است ، ملعون است کسی  که نماز مغربش را به تأخير بيندازد ، تا زمانی کهستارگان آسمان پديدار شوند .
 (بحار الأنوار ، ج 52، ص 15 )

5. هيچ چيز مانند نماز بينی  شيطان را به خاک نمی مالد ، پس نماز بگزار و بيني شيطان را به خاک بمال .
 (بحار الأنوار ، ج 53، ص 182 )

6. ملعون است ، ملعون است ، کسی  که نماز صبحش را به تأخير بيندارد ، تا زمانی که ستارگان آسمان محو شوند . 
(بحارالأنوار ، ج 52، ص 16 )

7. هر يک از پدرانم بيعت يکی از طاغوتهای زمان به گردنشان بود ، ولی من در حالي قيام خواهم کرد که بيعت هيچ طاغوتی به گردنم نباشد . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

8. من آخرين جانشين پيامبر هستم ، و به وسيله من است که خداوند بلا را از خاندان و  شيعيانم دور می سازد.
 (بحار الأنوار ، ج 52، ص 30 )

9. هر کس در اجرای اوامر خداوند کوشا باشد ، خدا نيز وی را در دستيابی به حاجتش ياری می کند .
 (بحار الأنوار ، ج 51، ص 331 )

10. سنت تخلف ناپذير خداوند بر اين است که حق را به فرجام برساند و باطل ر . نابود کند ، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 193 )

11. برای زود فرارسيدن فرج ( و ظهور ما ) زياد دعا کنيد ، که آن همان فرج و گشايش شماست .
 (کمال الدين للصدوق ، ج 2 ، ص 485 )

12. اگر خواستار رشد و کمال معنوی  باشی هدايت می شوی ، و اگر طلب کنی می يابی .
 (بحار الأنوار ، ج 51، ص 339 )

13. ما در رعايت حال شما کوتاهی  نمی کنيم و ياد شما را از خطر نبرده ايم ، که اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روی می آورد و دشمنان شما را ريشه کن می کردند . پس از خدا بترسيد و ما را پشتيبانی کنيد .
 (بحار الأنوار ، ج 53، ص 175 )

14. و اما در پيشامدها و مسايل جديد به راويان حديث ما مراجعه کنيد ، زيرا که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

15. اگر از خداوند ( صاحب عرت و جلال ) طلب آمرزش کنی ، خداوند تو را می آمرزد . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 329 )

16. همانا خدايتعالی مردم را بيهوده نيافريده و بدون تکليف و جزا رهايشان نکرده است . 
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 174 )

17. هر يک از شما بايد به آنچه که او را به محبت ما نزديک می سازد عمل کند ، و از آنچه که مورد پسند ما نيست و ما را خشمناک می سازد دوری جويد . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 324 )

18. خداوندا ! وعده ای را که به من داداه ای ، برآورده کن و امر قيام مرا تمام فرما . قدمهايم را ثابت بدار و در سايه قيام من ، جهان را پر از عدل و داد کن . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 13 )

19. شهادت می دهم که معبودی جز خدای يکتا نيست و ملائکه آسمان و صاحبان علم نيز شهادت می دهند ، آن خدايی  که به عدل و داد قيام می کند ، نيست خدايی جز او که مقتدر و حکيم می باشد ، و همانا دين نزد خدا اسلام است . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 16 )

20. ايمان خداوند عز و جل و بندگانش قرابت و خويشاوندی تيست ، و هر کس که مر  انکار کند از من نيست . 
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 176 )

21. پناه به خدا می برم از نابينايی  بعد از روشن بينی ، و گمراهی بعد از هدايت ، واز اعمال ناشايسته و اتنه های نابود کننده . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 190 )

22. شيعيان ما هنگامی به فرجام نيک و زيبای خداوند ميرسند که از گناهانی که نهي شده اند ، احتراز نمايند . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 177 )

23. کفايت در کارها و عنايت و سرپرستی در همه امور را تنها از خدايتعالی خواهانم . 
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 183 )

24. قلبهای ما جايگاه مشيت الهی است ، پس هر گاه او بخواهد ما هم می خواهيم . 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 51 )

25. اگر نبود که ما دوستار صلاح شما هستيم و به شما لطف و مرحمت داريم ، همانا به شما توجه والتفات نمی کرديم . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 179 )

26. من مهدی هستم ، منم قيام گر زمان ، منم آنکه زمين را آکنده از عدل می سازد ، آنچنان که از ستم پر شده بود . 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 2  )

27. ستمکاران پنداشتند که حجت خدا نابود شدنی است ، در حالی که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده می شد ، شک و ترديد از ميان برداشته می شد . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 4  )

28. من صاحب حقم ... علامت ظهورم زياد شدن آشوب ها و فتنه هاست . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 320 )

29. علم و دانش ما به خبرهای  شما احاطه دارد و چيزی از اخبار شما بر ما پوشيده نمی ماند .
 (بحار الأنوار ، ج 53، ص 175 )

30. دين از آن محمد (ص ) و عدايت از آن علی امير المؤمنين (ع ) است ، زيرا عدايت مال اوست و در نسل او می ماند تا روز قيامت . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 160 )

31. کسی که نسبت به ما ظلم ورزد ، از جمله ستمکارانی است که مشمول لعنت خدا است ، چرا که خدا فرموده است : " آگاه باشيد که لعنت خدا بر ستمکاران است " . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 182 )

32. من و تمامی پدرانم ... بندگان خداوند عز و جل هستيم . 
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 267 )

33. سجده شکر از لازم ترين و واجب ترين مستحبات است . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 161 )

34. هر گاه خداوند به ما اجازه دهتد که سخن بگوييم ، حق ظاهر خواهد شد و باطل سست و ضعيف شده و از ميان شما خواهد رفت . 
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 183 )

35. دختر رسول خدا (ص ) برای من سرمشق و اسوه ای نيکوست . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 180 )

36. زمان ظهور و فرج ما با خداست ، و تعيين کنندگان وقت ظهور ، دروغگويانند . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

37. از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و کارها را به ما واگذاريد ، برماست که شما ر  از سرچشمه سيراب برگردانيم ، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود ، در پی  کشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد و مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که روشن است به طرف ما قرار دهيد . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 179 )

38. ظهوری نيست مگر به اجازه خداوند متعال ، و آن هم پس از زمان طولانی و قساوت دلها و فراگير شدن رمين از جور و ستم . (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478 )

39. آگاه باشيد به زودی کسانی ادعای  مشاهده مرا خواهند کرد . آگاه باشيد هر کس قبل از " خروج سفيانی " و شنيدن صدای آسمانی ، ادعای مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است حرکت و نيرويی جز به خدای بزرگ نيست . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478 )

40. من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده از ابراهيم و خلاصه محمد ( درود خد بر همگی آنان باد ) هستم . 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 238 )

ن 41. سيم ، خدمتکار حضرت مهدی عليه السلام گويد : آن حضرت به من فرمود : " آيا تورا در مورد عطسه کردن بشارت دهم ؟ " گفتم : آری . فرمود : " عطسه ، علامت امان از مرگ تا سه روز است . " 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 5  )

42. حق با ماست و در ميان ماست ، کسی جز ما چنين نگويد مگر آنکه دروغگو و افتر زننده باشد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 191 )

43. همانا خداوند متعال ، کسی است که اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده ، او جسم نيست و در جسمی هم حلول نکرده ، " چيزی مثل او نيست و شنوا و داناست ." 
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 178 )

44. خداوند با ماست و به جز ذات پروردگار به چيزی نياز نداريم ، و حق با ماست ،پس اگر کسانی با ما نباشند ، هرگز در ما وحشتی ايجاد نمی شود ما دست پرورده های پروردگارمان ، و مردم دست پرورده های ما هستند . 
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 172 )

45. دانش ، دانش ماست و از کفر کافر ، گزندی بر شما نيست . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 151 )

46. اگر شيعيان ما - که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خويش موفق بدارد - در وفاي به عهد و پيمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پيمان را محترم می شمردند ، سعادت ديدار ما به تأخير نمی افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل می شدند .
 (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 499 )

47. من از افرادی که می گويند : ما اهل بيت ( مستقلا از پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند ) غيب می  دانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريکيم ، يا ما را از مقامی که خداوند برای ما پسنديده بالاتر می برند ، از چنين افرادی  نزد خدا و رسولش بيزاری می جوييم . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487 )

48. فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهای واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهای مستحبی ، مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487 )

49. سجده بر قبر جايز نيست . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 490 )

50. وجود من برای اهل زمين سبب امان و آسايش است ، همچنان که ستارگان سبب امان اهل آسمانند .
 (بحار الأنوار ، ج 78، ص 380 )

51. به راستی که مقدرات خداوند متعال مغلوب مشود ، و اراده الهی مردود نگردد ، . چيزی بر توفيق او پيشی نگيرد . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 191 )

52. اما علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفاق افتاده است ، پس خداوند عز و جل در قرآن فرموده است : " ای مؤمنان از چيزهايی نپرسيد که اگر آشکار شود ، بدتان آيد . " 
(بحار الأنوار ، ج 78، ص 380 )

53. زمين خالی از محبت خدا نيست ، يا آشکار است و يا نهان .
 (کمال الدين للصدوق ج 2 ،ص 511 )

54. هر گاه علم و نشانه ای پنهان شود ، علم ديگری آشکار گردد ، و هر زمان که ستاره اي افول کند ، ستاره ای ديگر طلوع نمايد . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 185 )

55. بار الها ! توفيق بندگی  و دوری از گناه و نيت پاک . شناخت حرام را به ما عط فرما ، و با هدايت و استقامت در راهت گراميمان بدار . 
(المصباح للکفعمی ، ص 281 )



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب

امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)باشد پس منتظر ظهور او باشد و اگر به راستی منتظر ظهور آن حضرت است به پرهیزکاری واخلاق نیکورفتار نماید .و چنانکه این شخص پیش از قیام حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)بمیرد پاداش کسی را دارد که حضرت را درک می نماید.

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

حضرت مهدى (عج) برگزیده خداست.

على بن هلال از پدرش روایت نموده كه گفت در مرض پیامبر (ص) ،حضورش شرفیاب شدم ، دیدم فاطمه (س) در بالین پدرش نشسته و اشك مى ریزد چون صداى گریه اش بلند شد، پیامبر سر برداشت و فرمود:
 
فاطمه جان!چرا گریه مى كنی؟
 
عرض كرد:مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود؟
 
فرمود:عزیزم،مگر نمى دانى كه خداوند به اهل زمین نگاه كرد و پدرت را از میان آنان برگزید،سپس نظر كرد و شوهرت را انتخاب كرد و به من وحى فرمود كه تو را به او تزویج كنم؟
 
دخترم!ما اهل بیتى هستیم كه خداوند عزوجل هفت فضیلت به ما عطا فرموده كه به هیچ كس قبل و بعد ازما عطا نفرموده است و آن این كه:
 
من خاتم پیامبران نزد خدا و بهترین آنها و محبوبترین بندگان مى باشم و با این امتیازات پدر تو مى باشم،جانشین من بهترین جانشینان پیغمبران و محبوبترین آنها نزد خداست و او شوهر تو است شهید ما بهترین شهداء و محبوبترین آنان نزد خداوند است و او حمزه بن عبدالمطلب عموى پدر و شوهرت مى باشد،جعفربن ابیطالب كه با دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز مى كند پسر عموى پدرت و برادر شوهرت از ما است، در سبط این امت كه حسن و حسین دو فرزند تو و دو آقاى اهل بهشت مى باشند از ماست،و به خدا قسم كه پدرشان افضل از آنهاست.
 
یا فاطمة و الذى بعثنى بالحق ان منهما مهدى هذه الامة اذا صارت الدنیا هرجاً و مرجاًًً و تظاهرت الفتن و انقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا كبیر یرحم صغیراً و لا صغیر یوقر كبیراً فیبعث الله عند ذلك منهما من یفتح حصون الضالة و قلوباً غلفاً یوم بالدین فى آخر الزمان كما قمت به فى آخر الزمان و یملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .
 
اى فاطمه ! به خداوندى كه مرا به راستى برانگیخته ،مهدى این امت نیز از ایشان مى باشد،موقعى كه دنیا هرج و مرج شود و آشوبها پدید آید و راهها مسدود گردد و اموال یكدیگر را به غارت برند،نه بزرگتر به كوچكتر رحم كند و نه كوچكتر احترام بزرگتر را نگاه دارد،خداوند كسى را برانگیزد كه قلعه هاى ضلالت و دلهاى قفل زده را بگشاید و اساس دین را در آخر الزمان استوار سازد،چنان كه من در آخر الزمان پایدار گردم و زمین را پراز عدل نماید چنان كه از ظلم پر شده باشد.
 
 
 
چند حدیث از پیامبر اکرم (ص) در مورد حضرت مهدی (عج)
 


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : امام , امام زمان ,
اشتراک گذاری مطلب

آیه روز

 

آیة: الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ.(سوره‏ حج، آيه 41)
ياران خدا کساني هستند که هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم نماز را بر پا مي‏دارند و زکات را مي ‏پردازند و امر به معروف و نهي از منکر مي ‏نمايند و پايان همه کارها از آن خداست.

امام باقر عليه ‏السلام در تفسير اين آيه‏ شريفه مي فرمايد:
اين آيه براي آل محمد عليه السلام است تا آخر آيه، خداوند حضرت مهدي عليه السلام و اصحابش را مالک و مسلط بر مشارق و مغارب زمين خواهد ساخت و دين را آشکار و غالب خواهد فرمود: و خداوند به وسيله‏ي او و اصحابش بدعتها و باطل را از بين خواهند برد. همچنانکه سفيهان حق را ميرانده باشند. تا جائيکه اثري از ظلم ديده نشود. 
(تفسير علي بن ابراهيم قمي، جلد 2، ص 87.)



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : خودش ,
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب

فرمايشات مقام معظم رهبری در مورد امام زمان (عج)

 
*حقيقت انتظار
انتظار، يعنى دل سرشار از اميد بودن نسبت به پايان راه زندگى بشر. ممكن است كسانى آن دوران را نبينند و نتوانند درك كنند - فاصله هست - اما بلاشك آن دوران وجود دارد؛ لذا تبريك اين عيد - كه عيد اميد و عيد انتظار فرج و گشايش است - درست نقطه‌ى مقابل آن چيزى است كه دشمن مى‌خواهد به وجود بياورد.
ما آن وقتى مى‌توانيم حقيقتاً منتظر به حساب بياييم كه زمينه را آماده كنيم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمينه بايد آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام است. اولين قدم براى حاكميت اسلام و براى نزديك شدن ملتهاى مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنافداه و عجّل‌اللَّه‌فرجه)، به‌وسيله‌ى ملت ايران برداشته شده است؛ و آن، ايجاد حاكميت قرآن است.


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب

دعای آیت الله بهجت برای امام زمان(عج)

خبرگزاری تسنیم: عارف وارسته حضرت آیة الله بهجت درباره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است.

به گزارش گروه "رسانه‌های دیگر" خبرگزاری تسنیم، به نقل از تبیان،ایشان می فرمودند: آیا نباید در فکر باشیم و با تضرّع و زاری برای ظهور فرج مسلمان‌ها و مصلح حقیقی: حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا کنیم؟!(2)

شرایط خواندن دعای فرج

از مهم‌ترین دعاها، دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.(3) روایت دارد که در آخرالزّمان همه هلاک می شوند به جز کسی که برای فرج دعا می کند. گویا همین دعا برای فرج، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعا است. همین، مرتبه ای از فرج است.(4)

خواندن دعای فرج در نظر ایشان همراه با شرایطی به شرح زیر است:

1. توبه از گناهان

آیة الله بهجت می فرمودند: بهترین کار برای به هلاکت نیفتادن در آخرالزّمان، دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ البته دعایی که در همه اعمال ما اثر بگذارد. قطعاً اگر کسانی در دعا جدّی و راستگو باشند، مبصراتی (دیدنی‌هایی) خواهند داشت. باید دعا را با شرایط آن خواند و «توبه از گناهان» از جمله شرایط دعا است.

ایشان می‌فرمودند: ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم در اصلاح نفس است.(5)

ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت.(6)

اگر جلوی خود را در ارتکاب معاصی نگیریم، حالمان به انکار و تکذیب و استهزا به آیات الهی، و یا به جایی می رسد که از رحمت خدا ناامید می شویم!

اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده‌ایم قطعاً حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است.(7)

2. خلوص و صدق نیّت در دعا

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ نه دعای همیشگی و لقلقه زبان...، بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.(8)

3. توسل به امام همراه با تضرّع و زاری

آیة الله بهجت می فرمودند: ابتلائات شیعه امروز بسیار زیاد است. از ظلم و ستم و بلا و فشاری که بر سر اسلام و مسلمانان به خصوص اهل ایمان می‌آید، کارد به استخوان رسیده است. بیماری‌های مختلف و حوادث زیاد شده است. باید در مشاهد مشرّفه و مواقف مهمّه برای رفع ابتلائات شیعه دعا کرد و تضرّع نمود. ما باید از همه بخواهیم که متوسل شوند و دعا کنند و تضرّع نمایند تا بلکه فرجی حاصل شود. دعای فرج اگر موجب فرج عمومی نشود برای دعا کننده موجب فرج خواهد بود. إن‌شاءالله چنانچه در بعضی از روایات آمده: «دعا کنید که در آن فرج شماست».

برخی از مردم به مرحوم آقای شیخ حسنعلی تهرانی متوسل می‌شدند و نتیجه می‌گرفتند؛ ولی متوجّه امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیستند. ما باید به بیش از این ها به امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) متوسل باشیم؛ تا نتیجه بگیریم. اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بشناسند و به آن پناه برند؛ امکان ندارد که از آن ناحیه مورد عنایت واقع نشوند.

4. مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود

آیة الله بهجت پیرامون مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود می فرمودند: افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!(9)

هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت [امام زمان (علیه السلام)] – که نفعش به همه برمی گردد و از اهمّ ضروریّات است - نیستیم!(10)

و در نهایت در نظر آیه الله بهجت «مهم تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و انکار نکردن حضرت تا ظهور او می باشد.» (11)

به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود.(12) لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.(13)

در پایان آوردن این سوال از آیت الله بهجت خالی از لطف نیست که فردی به ایشان عرض کرد:

این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم! آیه الله بهجت در جواب فرمودند: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش.(14) الّلهمّ صلّی علی محمّد و ال محمّد و عجّل فرجهم.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

حقیقت عبادت

     

 

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

 

لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.

عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

(تحف العقول، ص448)



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

تکنولوژی جدید...

استاد قرائتی : برخی می پرسند امام مهدی با این تکنولوژی جدید چه می کند؟ [به عنوان مثال] شما بگویید امام خمینی چه کرد؟ همه خلبان هایی که زمان شاه در آمریکا آموزش دیده بودند، آمدند و تخصص خود را در اختیار امام خمینی گذاشتند.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

دوره سعادت بشری

ما مسلمانان مخصوصا شیعیان می گوییم «دوره سعادت بشری» آن عصری است که دوره عدل کامل است یعنی عصر ظهور حضرت حجت؛ آن دوره که اولین مشخصه اش اینست که دوره حکومت عقل است یعنی دوره ای که در آن، علم، اسیر و برده نیست.
"شهید استاد مطهری"



منبع این نوشته
برچسب ها : دوره ,
اشتراک گذاری مطلب

احادیثی از امام جواد (ع) – حدیث روز

 

1- امام جواد (ع): «هر كه خود را به‌ وسيله خداوند بى‌نياز بداند، مردم محتاج او خواهند شد و هر كه تقواى الهى را پيشه خود كند، خواه ناخواه مورد محبّت مردم قرار مى‌گيرد، گرچه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.» (بحارالانوار، ج۷۵، ص۷۹)

2- امام جواد (ع): «انجام دهنده ظلم، كمك دهنده ظلم و كسي كه راضي به ظلم باشد، هر سه شريك خواهند بود.» (كشف الغمّة، ج2، ص348)

3- امام جواد(ع): «مواظب باش از مصاحبت و دوستى با افراد شرور؛ چون كه او همانند شمشيرى زهرآلود و برّاق است كه ظاهرش زيبا و اثراتش زشت و خطرناک خواهد بود.» (بحار‌الانوار، ج۷۱، ص۱۹۸)

4- امام جواد(ع): «چگونه گمراه و درمانده خواهد شد كسى كه خداوند سَرپرست و متكفّل اوست. چطور نجات مى‌يابد كسى كه خداوند طالبش است. هر كه از خدا قطع اميد كند و به غير او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار مى‌كند.» (بحار‌الانوار، ج۶۸، ص۱۵۵)

5- امام جواد(ع): «هر كه كار زشتى را تحسين و تأييد كند، در [عِقاب] آن شريک است.» (بحارالانوار، ج۷۵، ص۸۲)

6- امام جواد(ع): «شرايط پذيرش توبه چهار چيز است: پشيماني قلبي، استغفار با زبان، جبران كردن گناه ـ نسبت به همان گناه حقّ الله و يا حقّ النّاس ـ، تصميم جدّي بر اين كه ديگر مرتكب آن گناه نشود.» (ارشاد القلوب ديلمي، ص 160)

7- امام جواد(ع): «فرارسيدن مرگ انسان‌ها، به‌جهت معصيت و گناه، بيشتر است تا مرگ طبيعى و عادى، همچنين حيات و زندگى به‌ وسيله نيكى و احسان به ديگران بيشتر و بهتر است از عمر بى‌نتيجه.» (بحارالانوار، ج۷۵، ص۸۳)

8- امام جواد(ع): «امر به معروف و نهى از منكر دو مخلوق الهى است، هر كه آنها را يارى و اجرا كند مورد نصرت و رحمت خدا قرار مى‌گيرد و هر كه آنها را ترک و رها گرداند، مورد خذلان و عِقاب قرار مى‌گيرد» (وسائل‌الشیعه، ج۱۶، ص۱۲۴)



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : امام , امام باقر ,
اشتراک گذاری مطلب

وظایف منتظران

کتاب“مِکیال المکارم”نوشتۀ آیت‌الله محمد تقی موسوی اصفهانی، یکی از کتاب‌های معتبر و باارزش در زمینۀ مهدویتاست.

این کتاب به سفارش حضرت مهدی(ارواحنا فداه) نوشته و نا‌م‌گذاری شده است.

در بخشی از این کتاب گران‌سنگ ۸۰ وظیفه و تکلیف ما نسبت به حضرت مهدی(عج)در عصر غیبت بیان شده است که به شرح زیر می‌باشد:

۱٫ تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگی‌های آن حضرت

۲٫ رعایت ادب نسبت به ایشان

۳٫ اظهار محبت نسبت به آن حضرت به طور خاص

۴٫ محبوب نمودن ایشان در میان مردم

۵٫ انتظار فرج و ظهور آن حضرتعلیه السلام

۶٫ اظهار اشتیاق به دیدار آن بزرگوار

۷٫ ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

۸٫ اندوهگین بودن مؤمن از فراق آن حضرت علیه السلام

۹٫ حضور در مجالس ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

۱۰٫ تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

۱۱٫ سرودن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام

۱۲٫ خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام

۱۳٫ قیام به هنگام یاد شدن نام و یا القاب آن حضرت علیه السلام

۱۴٫ گریستن بر فراق آن حضرت علیه السلام

۱۵٫ گریاندن بر فراق آن حضرت علیه السلام

۱۶٫ خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرتعلیه السلام

۱۷٫ درخواست معرفت امام عصر علیه السلام از خداوند عزوجل

۱۸٫ تداوم درخواست معرفت آن حضرتعلیه السلام

۱۹٫ مداوت به خواندن دعای غریق ( یا الله، یا رحمن، یا رحیم، یا مقلب القلوب …)

۲۰٫ دعا در زمان غیبت آن حضرتعلیه السلام

۲۱٫ شناختن علامت‌های ظهور آن حضرتعلیه السلام

۲۲٫ تسلیم بودن و عجله نکردن( در امر ظهور )

۲۳٫ صدقه دادن به نیابت آن حضرتعلیه السلام

۲۴٫ صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت علیه السلام

۲۵٫ رفتن به حج به نیابت آن حضرتعلیه السلام

۲۶٫ فرستادن نایب که از طرف آن حضرت حج کند.

۲۷٫ طواف بیت الله الحرام به نیابت آن حضرتعلیه السلام

۲۸٫ نایب ساختن دیگری تا از طرف آن حضرت طواف نماید.

۲۹٫زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام) به نیابت از مولایمان

۳۰٫ استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت علیه السلام

۳۱٫ سعی در خدمت کردن به آن حضرتعلیه السلام

۳۲٫ اهتمام ورزیدن به یاری آن حضرتعلیه السلام

۳۳٫ تصمیم قلبی بر یاری کردن آن حضرتعلیه السلام در زمان حضور و ظهور ایشان

۳۴٫ تجدید بیعت با آن حضرت علیه السلام بعد از فرایض همه روزه و هر جمعه

۳۵٫ صله آن حضرت علیه السلام به وسیله مال

۳۶٫ صله شیعیان و دوستان صالح امامان علیهم السلام به وسیله مال

۳۷٫ خوشحال کردن مؤمنین

۳۸٫ خیرخواهی برای آن حضرت علیه السلام

۳۹٫ زیارت کردن آن حضرت علیه السلام (بوسیلۀ توجه نمودن به آن حضرت و سلام کردن به ایشان)

۴۰٫ دیدار مؤمنین صالح و سلام کردن بر آنان

۴۱٫ درود فرستادن بر آن حضرت علیه السلام

۴۲٫ هدیه کردن ثواب نماز به آن حضرت علیه السلام

۴۳٫ هدیه نماز مخصوص

۴۴٫ نماز هدیه به آن حضرت به گونه مخصوص در وقت معین

۴۵٫ اهداء قرائت قرآن به آن حضرتعلیه السلام

۴۶٫ توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسیله آن حضرتعلیه السلام

۴۷٫ دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت به آن حضرتعلیه السلام

۴۸٫ دعوت کردن مردم به آن حضرتعلیه السلام

۴۹٫ رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها و رعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار

۵۰٫ خشوع دل هنگام یاد آن حضرتعلیه السلام

۵۱٫ عالم باید علمش را آشکار سازد.(عالِم باید علمش را دربرابر بدعت‌ها آشکار نماید.)

۵۲٫ تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار

۵۳٫ صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنت ها

۵۴٫ درخواست صبر از خدای تعالی

۵۵٫ سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت آن حضرتعلیه السلام

۵۶٫ پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت علیه السلام در آنجا مورد تمسخر باشد.

۵۷٫ تظاهر با ستمگران و اهل باطل(تقیّه در برابر پادشاه ستمگر)

۵۸٫ ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن

۵۹٫ تهذیب نفس

۶۰٫ اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرتعلیه السلام

۶۱٫ متفق شدن بر توبه واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها

۶۲٫ ییوسته به یاد آن حضرت علیه السلام بودن

۶۳٫ به آداب آن حضرتعلیه السلام عمل نمودن

۶۴٫ دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت علیه السلام (از خدا بخواهی که تو را از فراموش کردن یاد آن حضرت محفوظ بدارد.)

۶۵٫ اینکه بدنت نسبت به آن حضرتعلیه السلام خاشع باشد.

۶۶٫ مقدم دانستن خواسته آن حضرتعلیه السلام بر خواسته خود

۶۷٫ احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرتعلیه السلام (مانند سادات علوی و علمای دینی)

۶۸٫ بزرگ داشتن اماکنی که به قدوم آن حضرت علیه السلام زینت یافته‌اند.

۶۹٫ وقت ظهور را تعیین نکردن.

۷۰٫ تکذیب و دروغ شمردن وقت گذاران ظهور

۷۱٫ تکذیب کردن مدعیان نیابت خاصۀ آن حضرت علیه السلام در زمان غیبت کبری

۷۲٫ درخواست دیدار آن حضرتعلیه السلام با عافیت و ایمان

۷۳٫ اقتدا و تأسّی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرتعلیه السلام(معنی تشیع و مأموم بودن همین است.)

۷۴٫ حفظ زبان از یاد غیر خدا و مانند آن

۷۵٫ خواندن نماز آن حضرتعلیه السلام

۷۶٫ گریستن در مصیبت مولایمان شهید مظلوم حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام

۷۷٫ زیارت قبر مولایمان آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

۷۸٫ بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان

۷۹٫ اهتمام و همت کردن در ادای حقوق برادران دینی

۸۰٫ مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن حضرتعلیه السلام (آماده باش بودن)

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

حوادث پس از ظهور مسیح

یوحَنّا اصرار دارد «تمام پیشگویی ها در عصر ظهور مسیح محقق خواهد شد» تا منطبق بشود با آنچه در زبور داوود آمده. در کتاب مکاشفه یوحَنّا مشاهده میشود:

۱. آمدن مسیح با مقدّسان (قدّیسان)
۲. جنگ به نام چاه مجدان یا چار مجدان
۳. بسته شدن شیطان
۴. قدّیسان حکومت خواهند کرد
۵. آزاد شدن شیطان پس از هزار سال
(ولی دیگر نمی تواند کسی را وسوسه کند)
۶. داوری بر تخت سفید (قیامت کبری)
۷. پایان عالم؛ پایان حیات جسمانی عالم و جاودان شدن مسیح و پیروانش و لذا دوباره به خدا ملحق می شویم.
(ما می گوییم بهشت، آنان می گویند حیات جاودانه و زندگی ابدی)



منبع این نوشته
برچسب ها : مسیح , ظهور مسیح ,
اشتراک گذاری مطلب

حدیثی از امام حسین علیه‌السلام درباره‌ی امام مهدی علیه‌السلام

 

در كمال‌الدين‌ از امام‌ حسين‌ علیه‌السلام روايت‌ شده‌: "ما دوازده‌ امام‌ داريم‌، اول‌ آنها اميرمؤمنان‌ علي‌ بن‌ ابيطالب‌ علیه‌السلام و آخرين‌ آنها نهمين‌ فرزند من‌ است‌، او امام قائم به حق است‌ و خداوند زمين‌ را پس‌ از آن‌ كه‌ با "كفر و بي‌ ديني‌ اهلش‌" مرده‌ باشد، به‌ وسيله‌ او زنده‌ مي‌كند و هم‌ با وي‌ دين‌ حق‌ اسلام‌ را بر همه‌ اديان‌ غالب‌ مي‌گرداند، هرچند مشركان‌ نخواهند. او غيبتي‌ دارد كه‌ در آن‌ مردم‌ بسياري‌ از دين‌ بر مي‌گردند و گروهي‌ديگر، بر دين‌ِ حق‌ِ اسلام‌ ثابت‌ مي‌مانند و اذّیت می شوند و به‌ آنها بگويند: اگر راست‌ مي‌گوييد این وعده [موقع‌ِ ظهور امام‌ زمان‌ شما] چه‌ وقت‌ عملی می‌شود؟ بدانید کسی که در دوران غیبت او،  بر آزار و تکذیب صابر باشد مانند مجاهدی است که با شمشیر در رکاب رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم مجاهده کرده است.(1)



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

علامت و نشانه ايمان

 

قالَ الإمامُ أبُو مُحَمَّد الْحَسَنِ الْعَسْكَرى (عليه السلام): عَلامَةُ الاْيمانِ خَمْسٌ: التَّخَتُّمُ بِالْيَمينِ، وَ صَلاةُ الإحْدى وَ خَمْسينَ، وَالْجَهْرُ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، وَ تَعْفيرُ الْجَبين، وَ زِيارَةُ الاْرْبَعينَ.( حديقة الشّيعة: ج 2، ص 194، وافى: ج 4، ص 177، ح 42)

حضرت امام حسن عسكري( عليه السلام) فرمود: علامت و نشانه ايمان پنج چيز است: انگشتر به دست راست داشتن، خواندن پنجاه و يك ركعت نماز (واجب و مستحبّ)، خواندن «بسم الله الرّحمن الرّحيم» را (در نماز ظهر و عصر) با صداى بلند، پيشانى را ـ در حال سجده ـ روى خاك نهادن، زيارت اربعين امام حسين(عليه السلام) انجام دادن.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

بهشت مشتاق او(حضرت مهدی عج)

 
از ویژگی‌هایِ حضرت قائم عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف این است که: پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «بهشت مشتاقِ چهار نفر از خاندانِ من است که خدا آنها را دوست دارد و مرا به دوستی با آنها فرمان داده است: 1- علی بن ابیطالب‌علیه السلام 2- حسن‌علیه السلام 3- حسین‌علیه السلام 4- مهدی عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف که پشتِ سرش، حضرت عیسی‌علیه السلام نماز خواند».

 

بهشت مشتاق مولایمان حضرت مهدی(عج) است و ما هم مشتاق دیدار خود آقا هستیم،بهشت را بدون آقا نمیخواهیم

برای ظهور آقا،تهذیب نفس و دعا یادمان نرود



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب

زشت ترين حالت براي مومن

 

قالَ الإمامُ أبُو مُحَمَّد الْحَسَنِ الْعَسْكَرى (عليه السلام):

ما أقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ

(تحف العقول: ص 498 س 22، بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 35.)

حضرت امام حسن عسكري( عليه السلام) فرمود: قبيح ترين و زشت ترين حالت و خصلت براى مؤمن آن حالتى است كه داراى آرزوئى باشد كه سبب ذلّت و خوارى او گردد.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

رواياتي از امام سجاد عليه السلام در مورد امام زمان عج

   

 قالَ الاْمامُ عَلىّ بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین (عَلَیْهِ السَّلام) : إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَهَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَدیدِ، وَجَعَلَ قُوَّهَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّهَ أرْبَعینَ رَجُلاً

امام سجاد(علیه اسلام) فرمود: هنگامى كه قائم ما ( حضرت حجّت، روحى له الفداء و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان و پیروان ما بر مى دارد ودل هاى ایشان را همانند قطعه آهن محكم مى نماید، و نیرو و قوّت هر یك از ایشان به مقدار نیروى چهل نفر دیگران خواهد شد.

خصال: ج 2، ص 542، بحارالأنوار: ج 52، ص 316، ح 12. به نقل از سایت اندیشه قم

 

و فرمود:

در قائم ما چند سنت از سنت های انبیاء همچون آدم، نوح، ابراهیم، عیسی، یوسف، ایوب و محمد(ص) است. از آدم و نوح طول عمر است.از ابراهیم ولادت پنهانی است. از موسی ترس و غیبت است. از عیسی اختلاف آرا و نظرات مردم پس از اوست. از ایوب گشایش و فرج بعد از امتحان است و از محمد(ص) خروج با شمشیر است.

 اصول کافی، ج 1

و فرموده اند:

«من ثبت علي موالاتنا (1) في غيبة قائمنا اعطاه الله عزوجل اجر الف شهيد من شهدا بدر و احد»

 كسي كه در غيبت قائم ما بر موالات ما پايدار بماند خداي تعالي اجر هزار شهيد از شهداي بدر و احد به وي عطا فرمايد

1- في بعض النسخ «علي ولايتنا»



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

از هجر تو، روزگار دل جالب نیست ...

 

* یابن الحسن! روحی لک الفداء ؛

از هجر تو، روزگار دل جالب نیست.

هر چند خرابه است، بی صاحب نیست.

ما نیز ز سادات بنی الزهراییم،

آقا! صله رحم مگر واجب نیست ؟!


******

از روزها، من جمعه ها را دوست دارم       این جمعه های آشنا را دوست دارم.

هر صبح جمعه ندبه می خوانم برایت       از کودکی، این لحظه ها را دوست دارم.

امروز و فردا می کنم، شاید بیایی       حتی همین تردیدها را دوست دارم.

شب های جمعه تا سحرگاهش کجایی؟        کرب و بلایی؟ کربلا را دوست دارم.

بین دعاهایی که می خوانم برایت       آقا! بیا، آقا! بیا، را دوست دارم.

« اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر ... »



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

راه رسيدن به امام زمان‏(عج‏)

 
سوال:‏ راه رسيدن به امام زمان‏(عج‏) چيست؟
جواب ‏:‏ امام زمان ‏‏(عج‏) خودشان فرموده اند:
‏‏

علامه طباطبايي

خوبی ما این است که به واجبات عمل کنیم و از محرمات دوری کنیم این نهایت خوبی ما می تواند باشد

منتظران ظهور مولایمان مهدی(عج) نزدیک است ان شاءالله آقا برای سرباز بیشتری نیاز دارند برای همن درنگ کرده اند وگرنه مرحوم آیت الله بهجت(ره) فرمودند که پیران جامعه ما هم زمان ظهور را درک خواهند کرد.خودمان را بسازیم ای شیعیان که آقامون با ما نیاز دارند....

حضور در نماز جمعه یادمان نرود منتظران

آقا در نماز جمعه ها چشمش به دعاهای من وشماست و در کنارش عمل به واجبات و ترک محرمات و کمک به هم نوع



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

مقام منتظران حجت خدا(ع) در کلام امام صادق(ع)

 

 

(بسم الله الرحمن الرحیم)
امام جعفر صادق عليه‌‏السلام فرمودند: نزديك‏ترين حالت بندگان به خدا و خشنودى او از آنها هنگامى است كه حجّت خدا در ميان آنها نباشد و براى آنها ظاهر نشود و آنها محـل او را ندانند. ولى در عين حال معتقد باشند كه حجّت خدا هست، و در اين زمان شب و روز در انتظار فرج باشند.

متن حدیث: 

عَنْ اَبى عَبْدِاللّه‏ِ عليه ‏السلام قالَ: اَقْرَبُ ما يَكُونُ الْعِبادُ اِلَى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَاَرْضى ما يَكُونُ عَنْهُمْ، اِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللّه‏ِ، فَلَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ، وَلَمْ يَعْلَمُوا بِمَكانِهِ، وَهُمْ فى ذلِكَ يَعْلَمُونَ اَنَّهَ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّةُ اللّه‏ِ، فَعِنْدَها فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ كُلَّ صَباحٍ وَ مَسآءٍ


منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : عدالت , امام ,
اشتراک گذاری مطلب

محور وحدت از دیدگاه مقام معظم رهبری

مسلمين و روشنفكران اسلامى بايد بر روى شخصيت و تعاليم اين بزرگوار و محبّت به اين بزرگوار، با ديد همه گير نسبت به اسلام سرمايه گذارى كنند. از جمله عواملى كه می ‏تواند محور اين وحدت قرار گيرد و همه مسلمين می توانند بر آن اتّفاق نظر كنند، تبعيّت از اهل بيت پيغمبر است. اهل بيت پيغمبر را همه مسلمين قبول دارند. البته شيعه اعتقاد به امامت آنان دارد؛ غير شيعه، آنان را به معناى امامت در اصطلاح شيعى، امام نمى‏داند، لكن از بزرگان اسلام كه مى‏داند، خانواده پيغمبر كه مى‏داند، مطّلع از معارف و احكام اسلامى كه مى‏داند. مسلمين بايد در عمل به كلمات ائمّه عليهم السّلام و اهل بيت پيغمبر، اتّفاق كلمه كنند. اين يكى از وسايل وحدت است.

گزیده‌ای از بیانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام و ميهمانان خارجى شركت كننده در كنفرانس بين‏المللى وحدت اسلامى‏ 24/ 05/ 74

 http://khatvelayat.blogfa.com/post/32



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب

دانش، و مسئوليّت دانشمندان

١ . کسى که بدون شناختِ امام زمانِ خويش از دنيا رود، به مرگ جاهلى مُرده
است.
٢ . کسى که بدون آگاهى، درباره قرآن سخنى بگويد، جايگاه خود را در آتش فراهم
آرده است.
٣. اگر از کسى پرسشى علمى صورت گيرد و او آن را آتمان آند، خداوند لگامى
آتشين بر دهانش مى زند.
٤ . اگر کسى به چيزى آه بدان آگاهى ندارد فتوا دهد، فرشتگان آسمان و زمين او
را نفرين مى آنند.
٥ . هر فتوا دهنده اى ضامن است.
٦ . هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى راهش به دوزخ است.
٧ . خداوند خير هر کس را بخواهد او را در دينش بينش و دانش مى دهد.
٨ . واجبات را بياموزيد و آن ها را به مردم ياد دهيد، زيرا آموختن آن ها نيمى از
دانش است.
٩ . هرگاه از من حديثى به شما رسيد، آن را برآتاب خدا عرضه آنيد، آن چه را
موافق با قرآن بود بپذيريد و آن چه را مخالف آن بود، به ديوار بكوبيد.



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

چهل حدیث از پیامبر (ص) در مورد حضرت مهدی (عج)

مرحوم على بن عیسى اربلى در کتاب کشف الغمه مى نویسد: چهل حدیث درباره مهدى موعود به دست آورده ام که حافظ ابونعیم اصفهانى آنها را جمع آورى کرده و من هم به ترتیبى که او ذکر نموده ، مى آورم ولى از میان سلسله سند فقط شخص راوى که از پیغمبر روایت نموده است، نام مى بریم :

حدیث1- رفاه مردم در عصر امام زمان :

ابوسعید خدرى از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده که فرمود :

یکون من امتى المهدى ان قصر عمره فسبع سنین و الافثمان و الافتسع یتنعم امتى فى زمانه نعیما لم یتنعموا مثله قطّ البر و الفاجر یرسل السماء علیهم مدراراً و الا تدخر الارض شیئاً من نباتها .  

مهدى از میان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت یا هشت یا نه سال مى باشد ، همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى نمایند که قبل از وى هیچ بّر و فاجرى بدان نرسیده باشند، آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمین از روئیدنیهاى خود چیزى فرو گذار نمى کند.


حدیث2- عدل مهدى (عج) :

ابوسعید مى گوید پیغمبر فرمود: 

تملاء الارض ظلماً و جوراً فیقوم رجل من عترتى فیملاءها قسطاً و عدلاً یملک سبعاً او تسعاً .

زمین پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قیام کند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت یا نه سال سلطنت نماید.

حدیث3: 

و باز نقل کرده که پیغمبر(ص) فرموده :

لا تنقضى الساعة حتى یملک الارض رجل من اهل بیتى یملاء الارض  عدلاً کما ملئت جوراً یملک سبع سنین .

قیامت منقضى نخواهد شد تا این که مردى از اهل بیت من به سلطنت رسد و او زمین را پر از عدل و داد کند ، چنان که پر از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است .

حدیث4- مهدى فرزند فاطمه  زهرا (س) :

از امام زین العابدین و آن حضرت از پدرش روایت نموده که پیامبر اکرم (ص) به فاطمه زهرا (س)  فرموده : 

المهدى من ولدک .

( مهدى از فرزندان تو است ).

حدیث5- مهدى برگزیده خداست :

على بن هلال از پدرش روایت نموده که گفت در مرض پیامبر (ص) ، حضورش شرفیاب شدم ، دیدم فاطمه (س) در بالین پدرش نشسته و اشک مى ریزد چون صداى گریه اش بلند شد، پیامبر سر برداشت و فرمود:

فاطمه جان ! چرا گریه مى کنى ؟

عرض کرد: مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود ؟

فرمود : عزیزم ، مگر نمى دانى که خداوند به اعل زمین نگاه کرد و پدرت را از میان آنان برگزید، سپس نظر کرد و شوهرت را انتخاب کرد، و به من وحى فرمود که تو را به او تزویج کنم ؟

دخترم ! ما اهل بیتى هستیم که خداوند عزوجل هفت فضیلت به ما عطا فرموده که به هیچ کس قبل و بعد ازما عطا نفرموده است، و آن این که :

من خاتم پیامبران نزد خدا و بهترین آنها و محبوبترین بندگان مى باشم و با این امتیازات پدر تو مى باشم، جانشین من بهترین جانشینان پیغمبران و محبوبترین آنها نزد خداست، و او شوهر تو است شهید ما بهترین شهداء و محبوبترین آنان نزد خداوند است و او حمزه بن عبدالمطلب عموى پدر و شوهرت مى باشد، جعفربن ابیطالب که با دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز مى کند پسر عموى پدرت و برادر شوهرت از ما است ، در سبط این امت که حسن و حسین دو فرزند تو و دو آقاى اهل بهشت مى باشند از ماست، و به خدا قسم که پدرشان افضل از آنهاست.

یا فاطمة و الذى بعثنى بالحق ان منهما مهدى هذه الامة اذا صارت الدنیا هرجاً و مرجاًًً و تظاهرت الفتن و انقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا کبیر یرحم صغیراً و لا صغیر یوقر کبیراً فیبعث الله عند ذلک منهما من یفتح حصون الضالة و قلوباً غلفاً یوم بالدین فى آخر الزمان کما قمت به فى آخر الزمان و یملاء الارض عدلاً کما ملئت جوراً .

اى فاطمه ! به خداوندى که مرا به راستى برانگیخته ، مهدى این امت نیز از ایشان مى باشد، موقعى که دنیا هرج و مرج شود و آشوبها پدید آید و راهها مسدود گردد و اموال یکدیگر را به غارت برند، نه بزرگتر به کوچکتر رحم کند و نه کوچکتر احترام بزرگتر را نگاه دارد، خداوند کسى را برانگیزد که قلعه هاى ضلالت و دلهاى قفل زده را بگشاید و اساس دین را در آخر الزمان استوار سازد، چنان که من در آخر الزمان پایدار گردم و زمین را پراز عدل نماید چنان که از ظلم پر شده باشد....

حدیث6- مهدى ، حسینى است :

در آن کتاب از حذیفة بن یمان روایت مى کند که گفت: پیامبر خطبه اى ایراد فرمود و آنچه مى باید اتفاق بیفتد به ما اطلاع داد سپس فرمود :

 لولم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله عزوجل ذلک الیوم حتى یبعث رجلاً من ولدى اسمه اسمى .

اگر از عمر دنیا جز یک روز بیشتر نمانده باشد. خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اولاد من برانگیزد  که همنام من باشد.

 سلمان برخاست و عرض کرد: اى رسول خدا(ص) از کدام فرزند شما خواهد  بود؟ فرمود : از این فرزندم ، و دست روى شانه حسین (ع) گذاشت.

حدیث7- قریه اى که مهدى از آنجا قیام مى کند :

به سند خود از عبدالله بن عمر روایت نموده که گفت :

 یخرج المهدى من قریة یقال لها کرعة

مهدى از قریه اى قیام مى کند که آن را کرعه مى گویند .

حدیث8- ویژگیهاى حضرت :

همچنین حذیفة از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمود :

المهدى رجل من ولدى وجهه کالکوکب الدرى

مهدى از فرزندان من است که چهره اش چون ستاره تابان است .

حدیث9  :

 حذیفه روایت نموده که پیامبر (ص) فرمود :

المهدى رجل من ولدى لونه لونٌ عربىٌ و جسمه جسمٌ اسرائیلى على خدّه الآیمن خال کانه کوکب درى یملاء الارض عدلاً کما ملئت جوراً یرضى فى خلافته اهل الارض و اهل السماء والطیر فى الجوّ.  

مهدى مردى از اولاد من است رنگ بدن او رنگ نژاد عرب و اندامش مانند اندام بنى اسرائیل است،در گونه راست وى خالى است که چون ستاره تابناکى بدرخشد زمین را پر از عدل کند چنان که پر از ظلم شده باشد، ساکنان زمین و آسمان و پرندگان هوا در خلافت وى خشنود خواهند بود.

حدیث10:

ابو سعید خدرى مى گوید پیامبر فرمود :

 المهدى منا اجل الجبین اقنى الانف

مهدى ما پیشانیش روشن و وسط بینیش کمى برآمده است

 

حدیث11: 

المهدى منا اهل البیت رجل من امتى اشم الانف یملاء الارض عدلاً کما ملئت جوراً

 مهدى ما اهل بیت مردى از امت من است که وسط بینیش برآمده و او زمین را پر از عدل کند، چنان که پر از ظلم باشد.

حدیث12:

 ابوامامه باهلى از پیغمبر (ص) روایت کرده که فرمود:

 بینکم و بین الروم اربع هدن یوم الرابعةعلى ید رجل من آل هرقل یدوم سبع سنین ..

میان شما و رومیان چهار صلح است ، چهارمین آن به دست مردى از نسل هرقل خواهد بود و هفت سال دوام مى یابد مردى از طائفه عبدقیس به نام مستور بن بجلانعرض کرد اى رسول خدا (ص) در آن روز پیشواى مردم کیست ؟

فرمود : المهدى من ولدى ابن اربعین سنة، کان وجهه کوکب درى فى خده الایمن خال اسود علیه عباء تان قطریتان کانه من رجال بنى اسرائیل یستخرج الکنوز یفتح مدائن الشرک .

پیشواى مردم مهدى است که از فرزندان من مى باشد که چون ظهور کند به صورت مرد چهل ساله مى نماید.رخسارش چون ستاره تابان مى درخشد و در سمت راست رخسارش خال سیاهى است، دو عباى قطرى پوشیده (و از لحاظ سلامت بنیه ) گوئى ازمردان بنى اسرائیل است، ذخائر زمین را استخراج کند و شهرهاى شرک را بگشاید .

حدیث13:

عبدالرحمن بن عوف روایت نموده که پیغمبر فرمود: 

لیبعثن الله من عترتى رجلاً افرق الثنایا، اجلى الجبهه ، یملاء الارض عدلاً یفیض المال فیضاً

خداوند از عترت من مردى را برانگیزد که میان دندانهایش باز ، و رویش روشن باشد، زمین را پر از عدل کند و به مردم اموال فراوان بخشد.

حدیث14:

 پیشوا صالح ابوامامه نقل مى کند که رسول اکرم (ص) براى ما خطبه ایراد کرد و درضمن ، از دجّال نام برد و فرمود :

پس شهر مدینه از پلیدیها پاک شود چنان که کوره آهنگرى از کثافات فلزات پاک گردد ، آن روز اعلام خواهند کرد که امروز روز آزادى است .

زنى به نام ام شریک عرض کرد: اى رسول خدا (ص) عرب کجا خواهند بود؟

فرمود : در آن روز آنها اندکى بیش نیستند ، بیشتر آنان در بیت المقدس مى باشند ، اممهم المهدى ، رجل صالح پیشواى آنها مهدى است که مردى صالح مى باشد .

حدیث15: ظهور هویدا :

ابو سعید خدرى روایت مى کند که پیغمبر (ص) فرمود :

یخرج المهدى فى امتى یبعثه الله عیاناً للناس یتنعم الامة و تعیش الماشیة و تخرج الارض نباتها و یعطى المال صحاحاً .

مهدى میان امت من قیام خواهد کرد و خداوند او را به طور آشکار براى مردم برانگیزد ، مردم در رفاه ، و چهار پایان در آسایش باشند، و زمین روئیدنیهاى خود را بیرون دهد و او مال را به طور مساوى میان مردم تقسیم نماید .

حدیث16- ابر بر سر او سایه افکند :

عبدالله بن عمر نقل کرد که پیغمبر فرمود :

 یخرج المهدى و على رأسه عمامة فیهما مناد ینادى هذا المهدى خلیفة الله فاتبعوه .

مهدى در حالى که قطعه ابرى بر سر او سایه افکنده قیام مى نماید ، در آن وقت گوینده اى اعلام مى دارد که این مهدى خلیفة الله است از وى پیروى کنید.

حدیث17: بالاى سرحضرت مهدى (ع) فرشته اى است :

عبدالله بن عمر مى گوید : پیامبر (ص) فرمود:

یخرج المهدى و على رأسه ملک ینادى هذا المهدى فاتبعوه .

مهدى در حالى قیام مى کند که فرشته اى بالاى سر او قرار دارد و مى گوید : مهدى این است از وى پیروى نمائید .

حدیث18: مژده پیامبر (ص) به ظهور مهدى (ع) :

ابوسعید خدرى از پیغمبر (ص) نقل کرده که فرمود :

ابشرکم بالمهدى یبعث فى امتى على اختلاف من الناس زلزال فیملاء الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً یرضى عنه ساکن السماء و ساکن الارض یقسم المال صحاحاً فقال له رجل : و ما صحاحاً ؟ قال : السویة بین الناس .

شما را مژده به ظهور مهدى مى دهم که به هنگام اختلاف زیاد و تزلزل مردم ، قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد ساکنان آسمان و زمین از حکومت او راضى خواهند بود و اموال را میان مردم به طور مساوى قسمت کند.

حدیث19: نام آن حضرت :

عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) روایت نموده که فرمود :

 لا یقوم الساعة حتى یملک رجل من اهل بیتى ، یواطى اسمه اسمى یملاء الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً .

پیش از قیامت مردى از اهل بیت من به سلطنت مى رسد که همنام من باشد زمین را پر از عدل و داد کند چنان که پر از ظلم و جور شده باشد.

حدیث20- کنیه او :

حذیفه از آن حضرت روایت کرده که فرمود:

لولم یبق من الدنیا الا یوم واحد لبعث الله فیه رجلا اسمه اسمى و خلقه خلقى یکنّى ابا عبدالله .

اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد، خداوند در آن روز مردى را بر انگیزد که نامش نام من وخویش چون  خوى من و کنیه اش ابوعبدالله مى باشد .

 

حدیث21

 همچنین فرمود :

لا یذهب الدنیا حتى یبعث الله رجلاً من اهل بیتى یواطىء اسمه اسمى و اسم ابیه اسم ابى یملاءها قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً.

عمر دنیا به پایان نمى رسد تا این که خداوند مردى از اهل بیت من برانگیزد که نامش نام من و  نام پدرش نام پدر من است . (1) او دنیا را پر از عدل و داد نماید چنان که از ظلم و جور پر شده باشد .

حدیث22-عدل مهدى (عج):

ابوسعید خدرى از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده که فرمود:

لتملان الارض ظلما و عدواناً ثم لیخرجن رجل من اهل بیتى حتى یملاءها قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراو ظلماً.

چون روزى فرارسد که زمین پر از ظلم و ستم شود خداوند مردى از اهل بیت من ظاهر گرداند تا جهان را پر از عدل و داد کند . 

حدیث23-اخلاق آن حضرت :

عبدالله بن عمر روایت نموده که پیغمبر فرمود :

یخرج رجل من اهل بیتى یواطى اسمه اسمى و خلقه خلقى یملاءها قسطاً و عدلاً.

مردى از اهل بیت من خارج مى شود که نامش مطابق نام من و اخلاقش چون اخلاق من مى باشد، و او جهان را پر از عدل و داد کند.

حدیث24- بخشش مهدى (ع) :

ابوسعید خدرى گفت رسول اکرم (ص) فرمود:

یکون عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن رجل یقال له: المهدى یکون عطاؤه هنیئاً .

در آخرالزمان و موقعى که آشوبها پدید آید، مردى به قدرت مى رسد که به او مهدى گفته مى شود که بخشش او گوارا باشد.

حدیث25-علم مهدى به سنت پیغمبر (ص):

ابو سعید خدرى روایت کرده که پیغمبر فرمود :

یخرج رجل من اهل بیتى و یعمل سنتى و ینزل الله له البرکة من السماء وتخرج الارض برکاتها و تملاء به الارض عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً و یعمل على هذه الامة سبع سنین و ینزل بیت المقدس .

مردى از اهل بیت من به سلطنت خواهد رسید که به سنت من (آن طور که باید) عمل نماید و خداوند از آسمان براى وى روزى فرستد، و زمین آنچه دارد، بیرون دهد و او زمین را پر از عدل کند چنان که پراز ظلم و ستم باشد او به بیت المقدس درآید و هفت سال سلطنت نماید.

حدیث26-آمدن مهدى با پرچمها :

ثوبان از پیامبر (ص) روایت نموده که فرمود:

اذا رأیتم الرأیات السود قد اقبلت من خراسان فائتوها و لو حبوا على الثلج فیها خلیفةالله المهدى . 

چون پرچمهاى سیاه ببینید که ازسوى خراسان مى آید به استقبال آن بشتابید هرچند با رفتن از روى برف باشد زیرا که همراه آن جماعت مهدى خلیفة الله است .

حدیث27-آمدن وى از جانب مشرق:

عبدالله عمر گفت : روزى در خدمت پیامبر (ص) بودیم که عده اى از جوانان بنى هاشم بیامدند، از مشاهده آنها دیدگاه پیامبر پر از اشک شد و رنگ مبارکش تغییر کرد، اصحاب عرض کردند: یا رسول الله سیماى مبارکتان گرفته است ما نمى توانیم شما را بدین حالت ببینیم فرمود:

انا اهل بیت اختارالله لنا الآخرة على الدنیا و ان اهل بیتى سیلقون بعدى بلاء و تشریداً و تطریداُ حتى یأتى قوم من قبل المشرق و معهم رایات سود فیسألون الحق فلا یعطونه فیقاتلون و ینصرون فیعطون ماسألوا فلا یقبلون حتى یدفعوه الى رجل من اهل بیتى فیملاء ها قسطاً کما ملاءها جوراً فمن ادرک ذلک منکم فلیأتهم و لحبواً على الثلج .

ما اهل بیتى هستیم که خداوند آخرت را براى ما بر دنیا ترجیح داده ، بعد از این اهل بیت من مصیبتها مى بینند و از وطن آواره مى گردند ، تا آنگاه که مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سیاه به طلب حق قیام کنند، این حق را به آنها نمى دهند تا جنگ کنند ، و پیروزى یابند و حق را بگیرند و آن را به مردى از اهل بیت من بسپارند که دنیا را پر از عدل کند چنان که از ظلم پر شده باشد هر کس ، آن زمان را درک کند به آنها بپیوندد اگر چه به رفتن از روى برف باشد.

حدیث28- تجدید عظمت اسلام با ظهور او:

حذیفه روایت نموده که از پیغمبر (ص) شنیدم مى فرمود :

واى بر این امت از سلطه اى که پادشاهان ستمگر بر آنها پیدا مى کنند و آنها را کشته، و مؤمنین را به وحشت مى اندازند، مگر کسى که فرمان آنها را گردن نهد شخص با ایمان به زبان با آنها مى سازد ولى قلباً از آنان مى گریزد و چون خداوند عزوجل اراده نماید که عزت اسلام را تجدید کند ، شوکت هر ستمگر جبارى را درهم بشکند زیرا خداى توانا قادر است امتى را که در میان فساد افتاده اند، به ساحل صلاح آورد.

سپس فرمود: اى حذیفه ، لولم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتى یملک رجل من اهل بیتى تجرى الملاحم على یدیه و یظهر الاسلام لا یخلف وعده و هو سریع الحساب.

اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد، خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بیت من به سلطنت رسد که با بى دینان جنگها کند تا اسلام را آشکار سازد.

حدیث29- رفاه و آسایش مسلمانان در عصر مهدى (عج):

ابوسعید خدرى از پیغمبر (ص) روایت نموده که فرمود:

یتنعم امتى فى زمن المهدى (ع) نعمة لم یتنعموا قبلها قطّ یرسل السماء علیهم مدراراً و لا تدع الارض شیئاً من بناتها الاخرجته .

امت من در زمان مهدى چنان در فراخى معیشت به سر برند که هیچگاه پیش از آن ندیده باشند . آسمان پى در پى برکات خود را براى آنان فرو مى ریزد و زمین آنچه دارد بیرون مى دهد .

حدیث30- مهدى یکى از سروران بهشت :

انس بن مالک روایت کرده که پیغمبر (ص) فرمود:

نحن بنو عبدالمطلب سادات اهل الجنة، انا و  اخى على و عمى حمزه و جعفر و الحسن و الحسین و المهدى .

ما فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشتیم ، من و برادرم على و عمویم حمزه و جعفر و حسن و حسین و مهدى .

حدیث31- سلطنت مهدى (ع):

ابوهریره روایت کرده که پیغمبر (ص) فرمود:

لولم یبق من الدنیا الا لیلة لملک فیها رجل من اهل بیتى .

اگر از عمر دنیا جز یک شب نماند، در همان شب مردى از اهل بیت من به سلطنت رسد .

حدیث32- خلافت مهدى (ع) :

ثوبان از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده که فرمود:

نزد گنج شما سه نفر به قتل رسند که هر سه پسران خلیفه مى باشند و پس از آن دیگر هیچ یک از آنها خلیفه نمى شود تا آن که مردمى با پرچمهاى سیاه سررسند و طورى آنها را به قتل رسانند که هیچ قومى را بدان وضع نکشته باشند.

ثم یجیئى خلیفة الله المهدى فاذا سمعتم به فأتوه فیبایعوه فانه خلیفة الله المهدى .

سپس خلیفه خدا مهدى بیاید ، چون بشنوید که ظهور نموده به سوى او رو آورید و با او بیعت کنید زیرا او مهدى خلیفه حقیقى خداوند است .

حدیث33- بیعت با حضرت: 

ثوبان از پیامبر (ص) روایت کرده که فرمود: 

مردمى با پرچمهاى سیاه از جانب شرق پدید آیند که دلهاى آهنین دارند هر کس از آمدن آنها مطلع گشت به سوى آنها رو آورد و با آنان بیعت کند و لو با رفتن از روى برف باشد .

حدیث34- پیوند دهنده دلها :

از على (ع) روایت شده که فرمود: به پیغمبر اکرم (ص) عرض کردم :

 یا رسول الله (ص) أمنا آل محمد المهدى أم من غیرنا ؟

اى رسول خدا مهدى از ما اهل بیت است یا از غیر ما؟

  پیامبر فرمود:

لا،  بل منا یختم الله به الدین کما فتح بنا و بنا ینقذون من الفتن کما انقذوا من الشرک و بنا یؤلف الله بین قلوبهم بعد عداوة الفتنة  اخوانا کما ألف بینهم بعد عداوة الشرک اخواناً فى دینهم .   

او از ماست خداوند دین را به وسیله او ختم کند چنان که توسط ما گشود ، مردم به وسبله ما از آشوبها نجات یابند چنان که از منجلاب شرک بیرون آمدند، دلهاى آنها را به هم پیوند دهد و بعد از دشمنیها آنها را با هم برادر کند، چنان که بعد از نجات از شرک ، آنها را با هم برادر دینى کرد.

حدیث35- بعد از مهدى زندگى بى فائده است :

عبدالله بن مسعود مى گوید پیامبر اکرم (ص) فرمود :

 لولم یبق من الدنیا الا لیلة لطول الله تلک اللیلة حتى یملک رجل من اهل بیتى یواطى اسمه اسمى و اسم ابیه اسم ابى یملاء ها قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماًً و جوراً و یقسم المال بالسویة و یجعل الله الغنى فى قلوب هذه الامة فیملک سبعاً او تسعاً لاخیر فى العیش بعد المهدى  .

اگر از عمر دنیا جز یک شب نماند، خداوند آن شب را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بیت من به سلطنت رسد که نامش نام من و نام پدرش نام پدر من مى باشد . و او زمین را پر از عدل و داد کند چنان که پر از ظلم و جور شده باشد، اموال را بالسویه میان مردم تقسیم کند، و خداوند دلهاى امت مرا بى نیاز گرداند، هفت سال یا نه سال سلطنت نماید سپس بعد از مهدى زندگى فائده ندارد.

حدیث36- قسطنطنیه به دست مهدى (ع) فتح شود:

ابوهریره از پیغمبر (ص) روایت کرده که فرمود:

لا تقوم الساعة حتى یملک رجل من اهل بیتى یفتح القسطنطنیة و جبل الدیلم و لو لم یبق الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتى یفتحها.

پیش از آنکه قیامت شود و مردى از اهل بیت من به سلطنت رسد و قسططنطنیه و جبال دیلم (2) را فتح کند اگر یک روز از عمر دنیا باقى باشد خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا آنجا را فتح کند.

حدیث37- مهدى (ع) پس از پادشاهان ستمگر:

قیس بن جابر از پدرش و او از جدش ، از رسول خدا (ص) روایت نموده که فرمود:

 سیکون بعدى خلفاء و من بعد الخلفاء امراء و من بعد الامراء ملوک جبابرة ثم یخرج رجل من اهل بیتى یملاء الارض عدلاً کما ملئت جوراً .

بعد ا ز من خلفاء خواهند بود و بعد ازخلفاء امراء و بعد از امراء پادشاهان ستمگر بیایند آنگاه مردى از اهل بیت من خواهد آمد که زمین را از عدل و داد پرکند چنانکه پراز ظلم باشد.

حدیث38-عیسى (ع) مأموم مهدى (ع) :

ابوسعید از پیغمبر (ص) نقل کرده که فرمود:

منا الذى یصلى عیسى ابن مریم (ع) خلفه .

آن کس که عیسى بن مریم پشت سر او نماز مى گذارد ، از ما است .

حدیث39- مهدى با عیسى بن مریم سخن مى گوید:

جابر بن عبدالله انصارى از آن حضرت روایت نموده که فرمود:

ینزل عیسى بن مریم (ع) فیقول امیر هم المهدى تعال صل بنا فیقول : الا ان بعضکم على بعض امراء تکرمة من الله عزوجل لهذه الامة.  

چون اصحاب مهدى قیام کنند، عیسى بن مریم از آسمان فرود آید، امیر قیام کنندگان به عیسى مى گوید بیا تا با تو نماز بگذاریم عیسى مى گوید: شما خود از جانب خدا برخى بر برخى دیگر امیر هستید و این لطف خدا نسبت به این امت است .

حدیث40- مهدى (ع) حافظ امنیت :

عبدالله بن عباس از پیغمبر اکرم (ص) روایت کرده که فرمود:

لن تهلک امة انا فى اولها و عیسى بن مریم فى آخرها و المهدى فى وسطها . (3)

امتى که من در اول آنها و عیسى بن مریم در آخر آنها و مهدى در وسط آنها باشیم، هرگز هلاک نمى شوند

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

در سایه ی دوازده خلیفه

شیعه - و اهل سنت - بر این باورند که پیامبر، بقا و عزت دین اسلام را تا روز قیامت در سایه دوازده خلیفه پس از خود اعلام کرد. اهل سنت در معرفی این افراد ناتوان شدند؛ ولی نزد شیعه، این دوازده خلیفه الهی معلوم و مشخصند. با بررسی تاریخ زندگی ایشان، متاسفانه «فشار حکومتهای ظلم» باعث شد "ولادت آخرین حجت الهی" همچون حضرت ابراهیم و موسی «مخفیانه» اتفاق افتد!



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

بعضي از روايات حضرت علي عليه السلام در مورد حضرت مهدي عليه السلام

اميرالمونين حضرت علي عليه السلام فرمود:

 

« اللهم انك لا تخلي الارض من حجة لك علي خلقك ظاهر او خاف مغمور لئلا تبطل حججك و بيناتك »

 

بارالها تو زمين را از حجت بر خلق خود خالي نمي گذاري كه او يا ظاهر است و يا ترسان و مستور تا حجت ها و بينات باطل نشود

 

كمال الدين ج1 باب 26 حديث 10

 

 

 

 

اصبغ بن نباته گويد از اميرالمونين عليه السلام شنيدم كه فرمود:

 

«صاحب هذا الامر الشريد الطريد الفريد الوحيد»

 

صاحب اين امر شريد(آواره) و طريد (رانده) فريد(تك) وحيد( تنها) است.

 

 

كمال الدين ج1 باب 26 حديث 13

 

 

مردی خدمت امیر مومنان شرفیاب شد و عرض كرد: از مهدی برای من سخن بگو، حضرت فرمود:

 

« ... آستانه اش از همه گشادتر، دانشش از همه افزون تر و برای خویشاوندانش از همه نیكوتر است. بارالها! بیعت او را پایان بخشِ همه اندوها قرار بده. پراكندگی امت را به دست او به یگانگی مبدل فرما. اگر خداوند چنین روزی را نصیب تو ساخت. چون كوه استوار باش. اگر چنین روزی را درك كردی، به سوی احدی از او روی متاب. اگر به كویش راه یافتی، از او در مگذر.»

 

بحارالانوار، ج 51، ص 115، بشارة الاسلام، ص 52

 

حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید: كسی كه در پی او باشد، اثر او را نمی بیند. هیچ اثر شناسی از او نشانی به دست نیاورد، هر چند در این راه بكوشد. در آن رویدادها قومی ذهن و فكرشان صیقلی شده، همچون صیقل شمشیر به دست آهنگر. دیدگانشان به نور قرآن روشن و گوش هایشان به تفسیر آن مانوس. پس از جام خرد و حكمت كه بامداد به آنان می نوشند شبانگاه نیز سیراب می گرداند.

 

 نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 147



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

عاشورا رخ داد تا ما بفهمیم شرط ظهور قائم این است که به انتظارش ایستاد

عاشورا رخ داد تا ما بفهمیم شرط ظهور قائم این است که به انتظارش ایستاد و در راهش ایستادگی کرد نه این‎که گوشه‎ای ساکن و بی تحرک نشست و تنها نظاره‎گر بود

 
زمان بر امتحان من و تو می‌گردد تا ببیند که چون «صدای هل من ناصر» امام عشق برخیزد چه می‌کنیم.
(شهید مرتضی آوینی/ کتاب گنجینه آسمانی/صفحه 62)

با نو شدن هلال ماه قمری، دفتر تاریخ، دوباره از نو ورق می¬خورد و محرّم دیگری را برای ما زنده می¬کند تا صدای "هیهات من الذله"ی امام حسین(علیه¬السلام) را به گوش عالم برساند و همه بینند هنوز نسل برپاکنندگان عاشورا بر سر این دنیا، سایۀ فتنه و ذلت خود را  گسترانده¬اند و بر گلوی جهان پا گذاشته¬اند تا شهد شیرین عدالت از گلویش پایین نرود.
محرّم با آمدنش مسئولیت تمام منتظران منجی را سنگین می¬کند؛ چراکه این ماه با مقولۀ موعود عجین است و رنگ و بوی مهدوی دارد؛ و در جریان ظهور حضرت، نقش اساسی ایفا می¬کند. قیام امام شهید، باید به دست آخرین سلالۀ عصمت، به سرانجام برسد و حُسن ختام این حماسۀ خدایی باید به دست حضرت بقیه‌الله باشد تا به جهان ثابت کند مظلومیت، جزو جدانشدنی اهل‌بیت به¬خصوص حضرت اباعبدالله الحسین(علیه¬السلام) است.
مظلوم دیروز، مظلوم امروز
مظلومیت در زندگی اهل‌بیت(علیهم¬السلام) موروثی است که در سرشتشان نهادینه‌شده است؛ و آن‌هم به این دلیل است که در سرتاسر زندگی¬شان بر تمام مصیبت‌های وارده صبر پیشه کردند و دم از شِکوه نزدند؛ و در مقابل ذات احدیت سر تسلیم فرود آوردند؛ ولی مظلومیت امام حسین(علیه¬السلام¬) به حدّ اعلی خودش رسیده است که همۀ تاریخ بر این امر، صحه می¬گذارند و کل کائنات، بیرق مظلومیتش را به اهتزاز درمی¬آورند و در عزایش محزون هستند؛ حتی امام زمان(عج) در وصف جد بزرگوار خود می-فرماید:"سلام بر آن کشتۀ مظلوم"، "سلام بر آن مظلوم بی‌یاور"1. 
امام مهدی(عج) به¬عنوان هادی امت و مُصلح جهان، خود نیز مظلوم¬ترین فرد عالم است و به ما ثابت می-کند که این ویژگی فقط برای امام سال61 (ه.ق) نیست؛ بلکه در سال 1438(ه.ق) هم حسینی دیگر وجود دارد که مظلومیتش بیشتر است زیرا زرق‌وبرق دنیا باعث شده است کمتر کسی به این موضوع فکر می-کند که جهان، صاحب¬الامر حقیقی خود را گم‌کرده است؛
اما تقدیر الهی بر این قرارگرفته است که عاشورا تنها یک‎بار آن‌هم در سال 61 هجری به وقوع بپیوندد تا خداوند به‌تمامی مردم جهان در هر عصر و تاریخ مخصوصا شیعیان نشان دهد تنها گذاشتن امام معصوم نتیجه جز به خاک و خون کشیده شدن او و وقوع بزرگ‎ترین جنایت کائنات را ندارد.
عاشورا رخ داد و امام حسین(ع) و یاران با وفای ایشان به فجیع‎ترین شکل ممکن به شهادت رسیدند تا این پیام را به ما مردمان آخرالزمان برسانند که:
«شرط ظهور قائم این است که به انتظارش ایستاد و در راهش ایستادگی کرد نه این‎که گوشه‎ای ساکن و بی تحرک نشست و تنها نظاره‎گر بود.»
امام حسین(ع) به شهادت رسید تا به ما منتظران بگوید:
«بیش از این‌که شما در انتظار منجی موعود باشید این امامتان است که در انتظار یاری شماست و این شمایید که با رفتار خود زمینه‎ساز ظهور و پیروزی نهایی حق خواهید بود.»
 اهمیت نقش منتظران حضرت بقیه‌الله الاعظم(عج) در زمینه‎سازی ظهور به¬گونه¬ای است که حضرت سید الشهداء در توصیه‎ای در عالم مکاشفه به یکی از علمای قم فرمودند:"مهدی ما در عصر خودش مظلوم است، تا می¬توانید دربارۀ مهدی(علیه¬السلام) سخن بگویید و قلم‌فرسایی کنید، آنچه که دربارۀ شخصیت این معصوم بگویید دربارۀ همۀ معصومین(علیهم¬السلام) گفته¬اید؛ چون حضرات معصومین همه در عصمت، ولایت و امامت یکی هستند  و چون عصر، عصر حضرت مهدی(علیه¬السلام) است سزاوار است که دربارۀ او مطالب گفته شود"؛ و در خاتمه فرمودند:"باز تأکید می¬کنم دربارۀ مهدی ما زیاد سخن بگویید و بنویسید، مهدی ما مظلوم است، بیش ازآنچه نوشته و گفته‌شده باید درباره¬اش نوشت و سخن گفت".(1)
و باز امام حسین(علیه¬السلام) در حدیثی دیگر با تأکید بر لزوم مقاومت و پایداری منتظران منجی در برابر فتنه‎های آخرالزمان و پاداش این مقاومت می¬فرماید:"دوازده هدایت‌کننده از ماست و نخستین آن‌ها امیرالمؤمنین(علیه¬السلام) و آخرین آن‌ها نهمین فرزند من است. او امامی است که برای حق قیام می¬کند. خدا توسط او زمین را پس‌ازآنکه مرده باشد، زنده می¬کند. دین با او آشکار می¬شود و آیین حق توسط او در سراسر جهان تحقق می¬یابد؛ گرچه خوشایند مشرکین نباشد. او را غیبتی است طولانی، گروهی به شک و تردید می¬افتند و گروهی دین‌دار، استوار و ثابت‌قدم می¬مانند. شک داران، ثابت‌قدمان را آزار می-رسانند و به آن‌ها می¬گویند: «اگر شما راست‌گو هستید، روز موعود کی فرامی‌رسد؟» و آنان که در زمان غیبت بر آزار و تکذیب شک داران، صابر و بردبار باشند همانند مجاهدانی هستند که در پیشگاه رسول‌الله(صل الله علیه و آله وسلم) جهاد می¬کنند".(2)
در پایان باید گفت رابطه میان امام حسین، منتظران موعود و امام زمانشان، رابطه عمیق و درهم‌تنیده‌ای است که می‎توان در این حدیث از امام عصر خلاصه کرد:
«من برای مؤمنی که مصیبت جد شهیدم را یادآور شود و سپس برای تعجیل فرج و تأیید من دعا نماید دعا می‎کنم»(3)
باشد که دعای پایان گریه‎ها و عزاداری‎های هرروز و هر شبمان این ذکر باشد:

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
ان‎شاءالله



فهرست منابع
1.    صحیفۀ مهدیه، ص 51
2.    کمال¬الدین، ج 1، ص 317/ عیون الاخبار، ج 1، ص 18/ بحار الانوار، ج 51، ص 133
3.    مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

امام حسن عسکری (علیه السلام)می فرمایند :

سوگند به خدا حضرت مهدی –عجل الله تعالی فرجه الشریف –آن قدر غایب می شود که در زمان غیبت (طولانی اش )از هلاکت نجات نمی یابد مگر کسی که خدای بزرگ ،اورا بر عقیده به امامت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)ثابت گرداند و به او توفیق دهد که برای تعجیل فرجش دعا کند.

کمال الدین ،ج2 ،ص 384

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

دو عامل هلاك شدن: سخن و شايعه پراكني و رياست طلبي

 

قالَ الإمامُ أبُو مُحَمَّد الْحَسَنِ الْعَسْكَرى (عليه السلام): إيّاكَ وَ الاْذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّئاسَةِ، فَإنَّهُما يَدْعُوانِ إلَى الْهَلَكَةِ.

( بحارالأنوار: ج 50، ص 296، ضمن ح 70.)

حضرت امام حسن عسكري( عليه السلام) فرمود: مواظب باش از اين كه بخواهى شايعه و سخن پراكنى نمائى و يا اين كه بخواهى دنبال مقام و رياست باشى و تشنه آن گردى، چون هر دوى آن ها انسان را هلاك خواهد نمود.



منبع این نوشته
برچسب ها : عليه السلام ,
اشتراک گذاری مطلب

رواياتي از امام حسن عسگري عليه السلام در مورد امام زمان عج

 

 امام حسن عسكری عليه السلام فرمود:

گوئی شما را می بینم که بعد از من درباره جانشینم به اختلاف پرداخته اید. آگاه باشید کسی که تمامی امامان بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله را اذعان داشته باشد، اما فرزندم را انکار ورزد، همانند کسی است که همه پیامبران الهی را اقرار نماید و نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله را منکر شود و انکار کننده رسول خدا بسان منکر تمامی پیامبران می باشد. و به همین ترتیب انکار کننده آخرین ما در ردیف منکر اولین ما قرار دارد. هوشیار باشید که فرزندم را غیبتی است که مردم در آن به تردید دچار می شوند مگر آنکه خداوند صاحب عزت و جلال‏ نگهدارش ‏باشد.

و



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

90 فایده در دعا برای فرج امام زمان(عج)

آیت الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی در کتاب گران سنگ مکیال المکارم خلاصه آثار و فواید و ویژگی‌هایی را که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، بیان می‌کند و ما هم به جهت این که کتاب مکیال المکارم به امر مطاع ولی عصر علیه السلام نوشته شده و کتابی مبارک و پر خیر است، مطالب آن را ذیلا نقل می‌کنیم

دعا کننده برای فرج حضرت مشمول برکات زیر می‌شود:

1 - اطاعت از امر مولایش کرده است، که فرموده‌اند: و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.

2 - این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها می شود.

3 - اظهار محبت قلبی است.

4 - نشانه انتظار است.

5- زنده کردن امر ائمه اطهار علیهم السلام است.

6 - مایه ناراحتی شیطان لعین است.

7 - اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است (که اداء حق هر صاحب حقی واجب ترین امور است.)

9 - تعظیم خداوند و دین خداوند است.

10 - حضرت صاحب الزمان علیه السلام در حق دعا کننده دعا می کند.

11 - شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.

12 - شفاعت پیامبر ان شاء الله شامل حال او می شود.

13 - این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت اوست.

14 - مایه استجابت دعا می شود.

15 - اداء اجر رسالت است.

16 - مایه دفع بلاست.

17 - سبب وسعت روزی است ان شاء الله.

18 - باعث آمرزش گناهان می شود.

19 - دعا کننده مشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب می شود.

20 - در زمان ظهور آن حضرت به دنیا رجعت می کند.

21 - از برادران پیامبر صلی الله علیه و آله خواهد بود.

22 - فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام زودتر واقع خواهد شد.

23 - سبب پیروزی از پیغمبر و امامان - صلوات الله علیهم اجمعین - می شود.

24 - وفای به عهد و پیمان الهی است.

25 - آثار نیکی به والدین برای دعا کننده فرج حاصل می گردد.

26- فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل می شود.

27 - سبب زیاد شدن اشراف نور امام علیه السلام در دل او می گردد.

28 - دعا برای فرج موجب طولانی شدن عمرش خواهد شد ان شاء الله.

29 - موفق به تعاون در کارهای نیک و تقوا می شود.

30 - به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند توفیق می یابد.

31 - هدایت می شود به نور قرآن مجید.

32 - نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.

33 - به ثواب طلب علم نائل می شود ان شاء الله.

34 - از عقوبت های اخروی ان شاء الله در امان می ماند.

35 - در هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود.

36 - این دعای برای فرج، اجابت دعوت خدا و رسول صلی الله علیه و آله است.

37 - با امیرالمومنین علیه السلام محشور و در درجه آن حضرت خواهد بود.

38 - محبوب ترین افراد نزد خداوند می گردد.

39 - عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیامبر صلی الله علیه و آله می شود.

40 - ان شاء الله از اهل بهشت خواهد بود.

41 - دعای پیامبر صلی الله علیه و آله شامل حالش می گردد.

42 -کردارهای بد او به کردارهای خوب تبدیل می شود.

43 - خداوند در عبادت او را تایید فرماید.

44 - ان شاء الله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود.

45 - ثواب کمک به مظلوم را دارد.

46 - ثواب احترام به بزرگتر و تواضع نسبت به او را دارد.

47 - پاداش خونخواهی حضرت سیدالشهدا علیه السلام را دارد.

48 - شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار علیهم السلام را می یابد.

49 - نور او برای دیگران نیز [در روز قیامت] درخشان می گردد.

50 - هفتاد هزار نفر از گنهکاران را شفاعت می کند.

51 - دعای امیرالمومنین علیه السلام روز قیامت شاملش می شود.

52 - بی حساب داخل بهشت می شود.

53 - از تشنگی قیامت در امان می ماند.

54 - در بهشت جاودان خواهد بود.

55 - مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست.

56 - روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد.

57 - خداوند عز و جل از خدمتکاران بهشت نصیبش می فرماید.

58 - در سایه گسترده خداوند قرار می گیرد و رحمت بر او نازل می شود مادامی که مشغول آن دعا باشد.

59 - پاداش نصیحت مومن را دارد.

60 - مجلسی که در آن برای حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه - دعا شود، محل حضور فرشتگان گردد.

61 - دعا کننده مورد مباهات خداوند قرار می گیرد.

62- فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.

63 - از نیکان مردم محسوب می گردد.

64 - این دعا اطاعت از اولیای امر است که خداوند اطاعتشان را واجب کرده است.

65 - مایه خرسندی خدای عز و جل می شود.

66 - مایه خشنودی پیامبر می گردد.

67 - این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است.

68 - دعاگوی فرج حضرتش از کسانی خواهد بود که خداوند در بهشت به او حکومت دهد ان شاء الله تعالی.

69 - حساب او آسان می گردد.

70 - این دعا برای او در عالم برزخ انیس و مونس مهربانی خواهد بود.

71 - بهترین اعمال است.

72 - باعث دوری غم ها می شود.

73 - دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور است.

74 - فرشتگان درباره دعا کننده دعا می کنند.

75 - دعای حضرت سیدالساجدین علیه السلام - که نکات و فواید متعددی دارد - شامل حالش می شود.

76 - این دعا تمسک به ثقلین (کتاب و عترت) است.

77 - چنگ زدن به ریسمان الهی است.

78 - سبب کامل شدن ایمان است.

79 - مانند ثواب همه بندگان به او می رسد.

80 - این دعا برای فرج از تعظیم شعائر خداوند است.

81 - گوینده این دعا ثواب کسی را دارد که با پیامبر صلی الله علیه و آله شهید شده باشد.

82- ثواب کسی دارد که در زیر پرچم حضرت قائم شهید شده باشد.

83 - ثواب احسان به حضرت صاحب الزمان علیه السلام را دارد.

84 - دعا ثواب گرامی داشتن عالم را دارد.

85 - پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد.

86 - دعا کننده در میان گروه ائمه اطهار علیهم السلام محشور می شود.

87 - درجات او در بهشت بالا می رود.

88 - از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند.

89 - در روز قیامت به بالاترین درجات شهدا نائل می گردد.

90 - به شفاعت حضرت زهرا سلام الله علیها رستگار می گردد.

جای تاسف است که شخصی از دعا برای فرج آن امام غافل مانده و از این ثواب بسیار که بر دعای آن حضرت مترتب است، محروم بماند .

همگی در شب نیمه شعبان ساعت 23 دست نیاز به سوی بی نیاز هستی بلند کرده و برای آن عزیز غایب از نظر دعا می‌کنیم

 

 

منبع : مکیال المکارم، سید محمد تقی موسوی اصفهانی، ج 1، ص 414



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

امام حسن عسکری علیه السلام

حسن بن علی بن محمد مشهور به امام حسن عسکری، (۲۳۲-۲۶۰ق) یازدهمین امام شیعیان اثناعشری، فرزند امام هادی(ع) و پدر امام زمان(ع). لقب عسکری از آن جهت به ایشان داده شده که در شهر سامرا که به عسکر (اردوگاه یا شهر نظامی) نیز مشهور بوده، اقامت اجباری داشته است. از دیگر القاب آن حضرت، ابن‌الرضا، هادی، نقی، زکی، رفیق و صامت است.

محدودیت‌های شدید حاکم بر زندگی امام عسکری(ع) سبب شد تا آن حضرت برای ارتباط با شیعیان، نمایندگانی برگزیند. عثمان بن سعید از نمایندگان خاص وی بود که پس از وفات امام و آغاز عصر غیبت صغری، به‌عنوان نخستین وکیل و نایب خاص امام زمان(ع) نیز ایفای نقش کرد.

امام عسکری(ع) در اول ربیع الاول سال ۲۶۰ق بیمار شد و در هشتم همان ماه، در ۲۸ سالگی در سامرا درگذشت و در خانه‌ای که پدرش دفن شده بود مدفون شد. تا به امروز حرم امامین عسکریین(ع) دو بار به دست ترویست‌ها تخریب شده است. اولین حمله در ۳ اسفند ۱۳۸۴ و دومین حمله پس از گذشت شانزده ماه در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ رخ داد.

احادیثی که از امام عسکری(ع) نقل شده درباره موضوعات مختلفی است، از جمله تفسیر قرآن، اخلاق، فقه، امور اعتقادی، ادعیه، زیارت.

 

Basmala.svg
حسننقش نام کنیه زادروز زادگاه مدت امامت شهادت مدفن محل زندگی لقب(ها) پدر مادر همسر(ان) فرزند(ان) طول عمر
مرقد امام هادی علیه السلام.jpg
امام یازدهم شیعیان
حسن
ابومحمد
۱۰ ربیع‌الثانی، ۲۳۲ق.
مدینه
۶ سال (از ۲۵۴ تا ۲۶۰ق)
۸ ربیع‌الاول، ۲۶۰ق.
سامرا، عراق
سامرا
ابن‌الرضا، صامت، هادی، رفیق، زکی و نقی
علی بن محمد
حُدیث یا سلیل
نرجس
امام مهدی
۲۸ سال


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب

حدیث ثقلین و وجود امام مهدی

متن حدیث: «ای مردم! همانا من بَشَرم [مانند دیگران] نزدیک است که [از سوی فرشته مرگ] خوانده شوم... من میان شما دو چیز گران سنگ به جا می گذارم. آن دو «کتاب خدا» و «عترم؛ اهل بیتم» هستند. این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا بر من در حوض [کوثر] آیند. بر آن دو پیشی نگیرید که هلاک می شوید...»



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

زندگی نامه امام حسن عسکری(ع)

نسب، لقب و کنیه
  • نسب

نسب امام حسن عسکری(ع) چنین است: حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب علیهم السلام. او فرزند امام هادی، دهمین امام شیعیان اثناعشری است.

به نقل از منابع شیعی، مادر آن حضرت کنیزی به نام حُدیث یا «حدیثه» بوده است.[۱] برخی دیگر از منابع نیز نام مادر آن حضرت را «سوسن»،[۲] «عسفان»[۳] و «سلیل»[۴] دانسته‌اند و با عبارت «او از زنان عارفه و صالحه بود» وی را ستوده‌اند.[۵]

آن حضرت تنها یک برادر به نام جعفر داشت که نزد شیعیان به جعفر کذاب معروف است او پس از درگذشت امام عسکری(ع)، ادعای امامت کرد و با انکار تولد فرزندی برای ایشان، به عنوان تنها وارث، مدعی میراث آن حضرت شد.[۶]

  • لقب‌ها

لقب‌های وی را هادی، نقی، زکی، رفیق و صامت ذکر کرده‌اند. برخی از مورخان لقب «خالص» را هم گفته‌اند.[۷] «ابن الرضا» نیز لقبی است که امام جواد، امام هادی و امام حسن عسکری(علیهم السّلام) به آن شهرت یافته‌اند.[۸]

لقب «عسکری» نیز مشترک میان امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع)، است زیرا هر دو در شهر سامرا اقامت اجباری داشتند. «عسکر» عنوان غیرمشهوری برای سامرا بوده است.[۹] همچنین به خاطر اشتراک نام «حسن» میان ایشان و امام مجتبی، ایشان را حسن «اخیر» نیز خوانده‌اند.[۱۰]

  • کنیه

کنیه وی «ابومحمد» بود.[۱۱] در بعضی منابع کنیه‌های ابوالحسن[۱۲]، ابوالحجه[۱۳]، ابوالقائم[۱۴] نیز به کار رفته‌است.

  • مشخصات ظاهری

مشخصات ظاهری امام عسکری(ع) چنین توصیف شده است: دارای چشمانی سیاه، قامتی نیکو، صورتی زیبا و بدنی موزون.[۱۵]

تولد و شهادت

امام عسکری(ع):
«تواضع نعمتی است که مورد حسادت کسی قرار نمی‌گیرد»

حرانی، تحف العقول، ص۴۸۹.

منابع معتبر تولد ایشان را در مدینه دانسته‌اند[۱۶] ولی در برخی منابع از تولد او در سامرا نیز سخن رفته[۱۷]

کلینی و بیشتر منابع متقدم امامی ولادت حضرت را در ربیع الاخر سال ۲۳۲ق[۱۸] دانسته‌ند. این نقل در روایتی از خود حضرت آمده است.[۱۹] شیخ مفید در برخی از آثارش ولادت امام را دهم ربیع الاخر آورده است.[۲۰] در سده ششم قمری این قول به حاشیه رفت و تولد حضرت در هشتم ربیع الآخر شهرت یافته است[۲۱] که قول مشهور نزد امامیه نیز هست. برخی منابع متقدم از امامیه و اهل‌سنت ولادت حضرت را در سال ۲۳۱ نیز نوشته‌اند.[۲۲]

امام عسکری(ع) در اول ربیع الاول سال ۲۶۰ق بیمار شد و در هشتم همان ماه، در ۲۸ سالگی در سامرا درگذشت و در خانه‌ای که پدرش دفن شده بود مدفون گردید.[۲۳]

همسر و فرزند
  • همسر
نوشتار اصلی: مادر امام زمان (عج)

طبق نقل مشهور،امام عسکری(ع) همسری اختیار نکرد و نسل وی تنها از طریق کنیزی ادامه یافت که مادر حضرت مهدی(ع) است. اما بنابر نقل شیخ صدوق و شهید ثانی مادر امام زمان(ع) کنیز نبود و به تزویج امام عسکری(ع) در آمده بود.[۲۴]

منابع، نام مادر امام مهدی(ع) را متعدد و مختلف ذکر کرده‌اند. در منابع آمده است امام حسن عسکری(ع) خادمان و کنیزان متعدد رومی و صقلایی و ترک داشت[۲۵] و شاید این اختلاف در نام مادر امام زمان، از سویی به سبب تعدد کنیزان و از سوی دیگر به منظور پنهان نگاه‌داشتن تولد امام مهدی(ع) بوده است.

در کنار نام نرجس که در طی قرون پسین بیشتر به عنوان مادر امام زمان(ع) برای شیعیان شناخته شده،[۲۶] مشهورترین نامی که در منابع دیده می‌شود صقیل است.[۲۷]

از دیگر نام‌های ذکر شده می‌توان به سوسن،[۲۸] ریحانه و مریم اشاره کرد.[۲۹]

  • فرزند

بر اساس غالب منابع شیعه و سنی، تنها فرزند آن حضرت، امام زمان(ع) مسمّا به محمد است.[۳۰] از آنجا که امام عسکری(ع) پدر امام مهدی(ع) است[۳۱] همواره این چهره از شخصیت امام عسکری(ع) برای شیعیان شاخص و پررنگ بوده است. بنابر آنچه نزد امامیه مشهور است، تولد امام مهدی(ع) در نیمه شعبان سال ۲۵۵ق واقع شد، اما تاریخ‌های دیگر نیز درباره تولد آن حضرت در سالهای ۲۵۶ و ۲۵۴ق آمده است.[۳۲]

درباره فرزندان حضرت، اقوال دیگری هم وجود دارد. برخی او را دارای ۳ پسر و ۳ دختر شمرده‌اند.[۳۳] خصیبی افزون بر امام مهدی(ع) از دو دختر به نام‌های فاطمه و دلاله نام برده[۳۴] و ابن ابی الثلج افزون بر آن امام، پسری به نام موسی و دو دختر به نام‌های فاطمه و عایشه (یا ام موسی) را برشمرده است،[۳۵] اما در برخی کتب انساب، نام‌های ذکر شده، خواهران و برادران امام حسن عسکری هستند[۳۶] که شاید با فرزندان او خلط شده‌اند. به عکس، برخی از عالمان اهل سنت چون ابن جریر طبری، یحیی بن صاعد و ابن حزم معتقد بودند که آن حضرت اصلاً فرزندی نداشته است.[۳۷]

انتقال به سامرا

در سنین کودکیِ امام حسن عسکری، پدرش امام هادی(ع) به اجبار به عراق فراخوانده شد و در سامرا، پایتخت آن روز عباسیان، تحت‌الحفظ قرار گرفت. در این سفر امام عسکری نیز همراه پدر بود. زمان این سفر در برخی منابع سال ۲۳۶ق.[۳۸] و در برخی دیگر سال ۲۳۳ق.[۳۹] ذکر شده است.

امام حسن عسکری بیشتر عمر خود را در سامرا گذراند و مشهور است که ایشان تنها امامی است که به حج نرفت، ولی در عیون اخبار الرضا و کشف الغمه روایتی نقل شده که راوی، آن را در مکه از امام حسن عسکری شنیده است.[۴۰]

دوره امامت امام عسکری همزمان با سه خلیفه عباسی بود: معتز عباسی(۲۵۲-۲۵۵ق)، مهتدی (۲۵۵-۲۵۶ق) و معتمد (۲۵۶-۲۷۹ق).[۴۱]

دلایل و مدت امامت

امام حسن عسکری یازدهمین امام شیعیان است؛ شیخ مفید معتقد است که ایشان پس از رحلت امام هادی(ع) در سال ۲۵۴ قمری، با توجه به دارا بودن فضائل لازم و برتری بر همه هم‌عصرانش در امور مربوط به امامت، و نیز با توجه به روایات امام هادی(ع)، امام یازدهم شیعه است.[۴۲]در روایتی، به نقل از علی بن عمر نوفلی آمده است:

«همراه با امام هادی علیه‌السلام در حیاط خانه‌اش بودم که فرزندش محمّد (ابوجعفر) بر ما گذشت. عرض کردم: فدایت گردم! او امام ما پس از شما خواهد بود؟ فرمود: امام شما پس از من حسن خواهد بود».

به جز عده‌ای که به امامت محمد بن علی (که در زمان حیات پدرش امام هادی علیه‌السلام وفات کرد) گرویدند و تعداد انگشت شماری که جعفر بن علی را امام خود دانستند، اکثریت یاران امام هادی(ع) به امامت امام حسن عسکری(ع) گردن نهادند. مسعودی، بیشتر شیعه اثناعشری را از پیروان امام عسکری(ع) و فرزندش می‌داند که این فرقه در تاریخ به قطعیه معروف شده‌اند.[۴۳] امام عسکری(ع) به مدت ۶ سال (از ۲۵۴ تا ۲۶۰) امامت کرد و پس از شهادت او، فرزندش امام زمان(ع) به امامت رسید.

شرایط سیاسی

در دوره زندگی امام عسکری(ع)، دستگاه عباسی به ابزار دستی برای امیران رقیب تبدیل شده بود و بخصوص فرماندهان نظامی ترک نقش مؤثری در نظام حکومتی داشتند. شاید نخستین موضع سیاسی ثبت شده در زندگی امام حسن عسکری(ع) مربوط به زمانی باشد که امام حدود ۲۰ سال داشت و پدرش هنوز زنده بود. ایشان در نامه‌ای به عبدالله بن عبدالله بن طاهر(از امیران صاحب نفوذ در دستگاه عباسی، که از دشمنان مستعین، خلیفه وقت به شمار می‌آمد)، خلیفه را فردی طغیان‌گر خواند و ساقط شدن او را از خدا خواست. این ماجرا چند روز پیش از سقوط مستعین بود.[۴۴]

پس از قتل مستعین، دشمن او معتز به قدرت رسید و با توجه به اطلاع احتمالی از موضع امام حسن عسکری(ع) نسبت به خلیفه مقتول، در آغاز حکومتش نسبت به آن حضرت و پدرش (حداقل در ظاهر) رفتار خصومت‌آمیزی نداشت. پس از شهادت امام هادی و جانشینی امام عسکری نیز شواهد حکایت از آن دارد که با وجود محدودیت‌هایی که برای فعالیت‌های ایشان اعمال می‌شده، امام از آزادی نسبی برخوردار بوده است. برخی از ملاقات‌های حضرت با شیعیان در اوائل امامت خود، این مسئله را تایید می‌کند. اما پس از گذشت یک سال، خلیفه به امام بدگمان شد و در سال ۲۵۵ق. ایشان را زندانی کرد. امام در دوره یک ساله خلیفه بعدی (مهتدی) نیز همچنان در زندان بود.

با آغاز خلافت معتمد (۲۵۶ق) که با قیام‌های شیعی رو به رو بود، امام از زندان آزاد شد و بار دیگر به سازماندهی اجتماعی و مالی امامیه اهتمام ورزید. این نقش فعال امام، آن هم در پایتخت دولت عباسی، بار دیگر دستگاه خلافت را نگران کرد. در صفر سال ۲۶۰ق. امام به دستور معتمد به زندان افتاد و شخص خلیفه روزانه اخبار مربوط به امام را پیگیری می‌کرد.[۴۵] یک ماه بعد امام از زندان آزاد شد ولی تحت‌الحفظ به خانه حسن بن سهل (وزیر مامون) در نزدیکی شهر واسط منتقل شد.[۴۶]

ارتباط امام و شیعیان

امام عسکری(ع):
«عبادت، بسیاریِ روزه و نماز نیست، بلکه عبادت، اندیشیدن بسیار در امر الهی است»

حرانی، تحف العقول، ص۴۸۸.

با توجه به ترکیب جمعیتی مذاهب در جامعه‌ای که اکثریت آن را اهل سنت تشکیل می‌دادند، و همچنین فشارهای عباسیان بر شیعیان، جامعه شیعه در تقیه به سر می‌برد. با این حال امام حسن عسکری نسبت به اداره امور شیعیان و گردآوری وجوهات اهتمام داشت و وکیلانی به سرزمین‌های مختلف می‌فرستاد.[۴۷]

دیدار با امام

در اثر مراقبتی که نسبت به امام وجود داشت، شیعیان برای دیدن امام مشکل داشتند ولی از راه‌های گوناگون تلاش می‌کردند امام را ببینند. برای نمونه هنگامی که خلیفه برای دیدن والی بصره می‌رفت و امام را نیز همراه خویش می‌برد، اصحاب امام در طول راه خود را برای دیدن وی آماده می‌کردند.[۴۸] یا اسماعیل بن محمد می‌گوید: برای طلب پول در سر راه آن حضرت نشستم و هنگام عبور امام تقاضای کمک مالی از وی کردم.[۴۹] راوی دیگر نقل می‌کند در یکی از روزها که قرار بود امام به‌ دارالخلافه برود ما در عسکر به انتظار دیدار وی جمع شدیم؛ در این حال از طرف آن حضرت توقیعی [یعنی نوشته‌ای] بدین مضمون به ما رسید: کسی بر من سلام و حتی اشاره هم به طرف من نکند؛ زیرا در امان نیستید.[۵۰] این روایت نشانگر این است که دستگاه خلافت تا چه حد روابط امام با شیعیانش را زیر نظر داشته و آن را کنترل می‌کرده است. البته امام و شیعیانش در فرصت‌های گوناگونی همدیگر را ملاقات می‌کرده‌اند و سرپوش‌هایی نیز برای این تماس‌ها وجود داشته است.[۵۱]

نمایندگان امام
نوشتار اصلی: سازمان وکالت

محدودیت‌های شدید حاکم بر زندگی امام عسکری(ع) سبب شد که حضرت از نمایندگانی جهت ارتباط با شیعیان استفاده کند. در شمار این افراد به‌ویژه باید از عقید، خادم خاص وی یاد کرد که امام او را از کودکی بزرگ کرده و حامل بسیاری از نامه‌های ایشان به شیعیان بود.[۵۲]همچنین فردی با کنیه غریب ابوالادیان که خادم حضرت بوده و ارسال برخی نامه‌ها را به عهده داشته است[۵۳] اما مشخصاً کسی که در منابع امامی به عنوان باب [نماینده و رابط امام با مردم] شناخته شده، عثمان بن سعید است. عثمان بن سعید پس از وفات امام عسکری(ع) و با ورود به عصر غیبت صغری، به عنوان نخستین وکیل و نایب خاص امام زمان(ع) نیز ایفای نقش کرده است.[۵۴]

نامه‌نگاری

از راه‌های ارتباطی شیعیان با امام مکاتبه بود؛ برای نمونه می‌توان به نامه‌های ایشان به علی بن حسین بن بابویه[۵۵] و نامه به مردم قم و آبه[۵۶] اشاره کرد. شیعیان در مسائل و موضوعات مختلف برای ایشان نامه می‌نوشتند و پاسخ آن را دریافت می‌کردند.

تبیین معارف دینی آموزه‌های شیعی

با توجه به پیچیدگی‌ها و ابهامات مربوط به امامت در عصر ائمه متاخر، در سخنان و نامه‌های امام حسن عسکری، به تکرار به این آموزه برمی‌خوریم که زمین از حجت خالی نمی‌ماند[۵۷] و اینکه اگر امامت با انقطاع رو به رو شود و اتصال آن مخدوش گردد، امور خداوند مختل خواهد شد.[۵۸] و حجت خدا بر روی زمین نعمتی است که خدا به مومنان داده و آنان را با این هدایت، اکرام کرده است.[۵۹]

یکی دیگر از آموزه‌هایی که به اقتضای فشارهای موجود بر شیعیان در آن عصر به تکرار در سخنان آن حضرت دیده می‌شود، دعوت به صبر و باور به فرج و انتظار برای آن است.[۶۰] همچنین در احادیث آن حضرت بر تنظیم روابط درونی جامعه شیعه و معاشرت با برادران دینی نیز تاکید ویژه‌ای دیده می‌شود.[۶۱]

تفسیر قرآن
نوشتار اصلی: تفسیر امام حسن عسکری (ع)

تفسیر قرآن از جمله زمینه‌هایی است که مورد توجه ویژه امام حسن عسکری بوده است تا بدانجا که یک متن مفصل در تفسیر قرآن (که در شمار کهن‌ترین آثار میراث تفسیری امامیه است) به ایشان منسوب شده است. حتی در صورت درست نبودن این انتساب، باید توجه داشت که شهرت امام به بحث‌های تفسیری، زمینه این انتساب را فراهم آورده است.

کلام و عقاید

امام حسن عسکری در شرایطی رهبری امامیه را به عهده گرفت که برخی مشکلات اعتقادی در صفوف امامیه از دهه‌ها قبل پدید آمده و برخی دیگر در همان دوره امامت ایشان به وجود آمد. برای نمونه یکی از این مسائل بحث نفی جسمانیت خداوند بود که از سال‌ها قبل مطرح بود و اختلافاتی میان دو نفر از اصحاب برجسته ائمه یعنی هشام بن حکم و هشام بن سالم وجود داشت. در زمان امام حسن عسکری این اختلاف به اندازه‌ای حاد شده بود که سهل بن زیاد آدمی نامه‌ای به امام نوشت و از ایشان دراین‌باره راهنمایی خواست.

در پاسخ حضرت، ابتدا از فرو رفتن در مباحث ذات، پرهیز داده شده و سپس با تلمیح به برخی آیات قرآن، چنین آمده است:

خدا یکتا و یگانه است؛ نه زاده و نه زاده‌شده است و نه برای او همتایی است. آفریننده است نه آفریده. هر آنچه بخواهد از اجسام و غیر آن می‌آفریند و خود جسم نیست... چیزی شبیه او نیست و او شنوا و بیناست.[۶۲] فقه

در علم حدیث، یکی از کنایاتی که امام حسن عسکری(ع) با آن یاد می‌شود، «فقیه» است.[۶۳] این نشان می‌دهد که امام از سوی اصحابش به طور خاص به این وجه شناخته می‌شده است. بر همین اساس بخشی از احادیث ایشان به حوزه فقه و ابواب مختلف آن مربوط می‌شود. البته چون تدوین مذهب فقهی امامیه پیشتر توسط امام صادق(ع) انجام گرفته و سپس مراحل کمال خود را طی کرده بود، امام حسن عسکری بیشتر به فروعی پرداختند که مستحدث در زمان ایشان بود و یا به دلیلی در عصر ایشان چالش برانگیز بوده است مانند مسئله آغاز رمضان و بحث خمس.[۶۴]

قیام‌ها و شورش‌ها

در زمان امام حسن عسکری(ع)، حرکت‌های اعتراض‌آمیزی انجام گرفت که برخی از آنها از سوی شیعیان و برخی با سوء استفاده از نام علویان بود.

  • قیام علی بن زید و عیسی بن جعفر

این دو که علوی و از تبار امام حسن مجتبی(ع) بودند، در سال ۲۵۵ هجری در کوفه قیام کردند. معتز، سپاهی بزرگ به فرماندهی سعید بن صالح معروف به حاجب را به سوی آنها فرستاد و این قیام را سرکوب کرد.[۶۵]

  • قیام علی بن زید بن حسین

وی از نوادگان امام حسین(ع) بود و در زمان مهتدی عباسی در کوفه قیام کرد. شاه بن میکال با سپاهی بزرگ به مقابله او رفت ولی شکست خورد. وقتی معتمد عباسی به قدرت رسید، کیجور ترکی را به سوی او فرستاد. علی بن زید پس از چندی تعقیب و گریز در سال ۲۵۷ هجری قمریکشته شد.[۶۶]

  • قیام احمد بن محمد بن عبدالله

او در زمان معتمد عباسی در مصر بین برقه و اسکندریه قیام کرد و با پیروان زیادی که پیدا کرد، ادعای خلافت نمود. احمد بن طولون، کارگزار ترک خلیفه در آن دیار، سپاهی به سوی او فرستاد تا یاران او را از اطرافش پراکنده ساختند و او را پس از مقاومت، کشتند.[۶۷]

  • شورش صاحب زنج

علی بن محمد عبدالقیسی در سال ۲۵۵ در زمان معتمد قیام کرد. وی خود را به علویان منسوب می‌کرد ولی به لحاظ نسبی از علویان نبود زیرا عموم نسب‌شناسان او را از تیره عبدالقیس دانسته‌اند.[۶۸] او از نظر کردار نیز به علویان نزدیک نبود[۶۹] و از نظر عقیدتی به خوارج هم‌عقیده بود.[۷۰] امام حسن عسکری(ع) با صراحت اعلام کرد که صاحب زنج از اهل بیت نیست.[۷۱] او با شعار آزادی بردگان در محلی به نام بئر نخل در میان مدینة الفتح و کرخ بصره قیام کرد و توانست مدت زیادی در برابر عباسیان مقاومت کند به طوری که کشمکش او با آنها نزدیک به پانزده سال طول کشید. او سرانجام در سال ۲۷۰ کشته شد.[۷۲]

شهادت
 
تخریب حرم عسکریین ع به دست وهابی ها

حضرت عسکری در اواخر سال ۲۵۹ق(اندکی پیش از وفاتش)، مادرش را به حج فرستاد و آنچه را که در سال ۲۶۰ق برایش رخ خواهد داد بدو گفت و سفارش‌هایش را به فرزندش حضرت مهدی(عج) نمود و اسم اعظم، و میراث امامت و سلاح را بدو تسلیم کرد. مادر امام روانه مکه شد و حضرت مهدی(عج) را نیز با خود برد.[۷۳]

نوشتار اصلی: حرم عسکریین

امام عسکری(ع) در اول ربیع‌الاول سال ۲۶۰ق بیمار شد و در هشتم همان ماه، در ۲۸ سالگی در سامرا درگذشت و در خانه‌ای که پدرش دفن شده بود، مدفون شد.[۷۴] به گزارش طبرسی (متوفای ۵۴۸ق) بیشتر علمای شیعه بر این باورند که علت درگذشت آن حضرت، مسمومیت بوده است. او دلیل علمای شیعه را بر شهادت آن حضرت و دیگر ائمه شیعه، روایتی از امام صادق(ع) می‌داند که می‌فرماید:

«والله ما منا الا مقتول شهید» (بخدا سوگند، همه ما کشته و به شهادت می‌رسیم).[۷۵] تخریب حرم
نوشتار اصلی: تخریب حرم عسکریین
اشتراک گذاری مطلب

اولین قبری که پس از ظهور شکافته می‌شود متعلق به کیست؟

 
در این گزارش به چند سئوال و شبهه در خصوص وقایع پس از ظهور امام زمان (عج) پاسخ می‌دهیم.
به گزارش خبرنگار قرآن و عترت باشگاه خبرنگاران؛ در این مطلب به چند سئوال و شبهه در خصوص وقایع پس از ظهور امام زمان (عج) پاسخ می دهیم.
 
سؤال: هنگامی که امام زمان به شهادت می رسند چه کسی او را غسل و تدفین می کند و محل دفن امام کجاست؟و آیا دنیای کنونی نیز وجود دارد یا قیامت برپا می شود؟ اگر قیامت برپا نمی شود، چه کسی بعد از امام زمان زمام امور را در دست می گیرند؟
 
لازم است درابتدا به چندنکته اشاره نماییم:
 
الف – از عمیق ترین تحولات و دگرگونی هایی که جهان ما در زمان و مکان و اشیائش با آن روبروست، حرکت و سیر جهان ماده به سوی عالم غیب است که قرآن و معارف اسلامی از آن پرده بر می دارد و بر اهمیت و حسّاسیت آن تأکید می ورزد و این حرکت و تحوّل را بازگشت انسان به سوی خدا و رویاروئی انسان با قدرت او و یا رفتن به سوی ملاء اعلی و آخرت می نامند، و نسبت به ما آن را فرا رسیدن قیامت و رستاخیز می خوانند؛ نقطه اوج این حرکت و تحوّل، نسبت به انسان مرگ است که از دیدگاه اسلام ورود به زندگی گسترده تر است و نقطه عطف آن نسبت به جهان هستی، قیامت است و اتحاد دو جهان ماده و غیب.
 
در قرآن کریم و سنت آمده است که رستاخیز و قیامت دارای مقدمات و نشانه هایی پی در پی است که در زمین و آسمان و جامعه بشری پدید می آید و حکومت مهدی ـ علیه السلام ـ آخرین و بزرگترین مرحله حرکت جهان مادی پیش از برپائی رستاخیز و قیامت است.
 
به نظر می رسد که دست یابی به جهان بالایی که روایات از آن سخن می گویند و در زمان حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ تحقق خواهد یافت،[۱] مقدمه ای بر راهیابی به سوی جهان آخرت و البته قبل از برپایی قیامت است. بنابراین روایاتی که درباره رجعت و بازگشت عده ای از پیامبران و امامان ـ علیهم السلام ـ به زمین و حکمرانی آنها بعد از مهدی ـ علیه السلام ـ سخن گفته و نیز در آیات متعدد، تفسیر به «رجعت» شده، مراد، همین مرحله است، و اعتقاد به رجعت هر چند از ضروریات اسلام نیست اما روایات مربوط به آن به حدی زیاد و مورد وثوق است که اعتقاد به آن را یک امر روشن و غیر قابل انکار، می سازد.
 
طبق برخی روایات، رجعت، پس از حکومت حضرت مهدی و پس از حکومت یازده مهدی دیگر، آغاز می گردد، از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است که فرمود: «همانا بعد از قائم، یازده مهدی از فرزندان حسین ـ علیه السلام ـ از ما اهل بیت اند».[۲]
 
با توجه به اجمال و برخی ابهاماتی که در کیفیت رجعت و حکومت امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ و یا برخی دیگر از ولات و اولیاء آنان پس از ظهور و حاکمیت مهدوی، وجود دارد، نمی توان درباره حوادث و پیش آمدهای آن به تفصیل و به طور قطع، اظهار نظر کرد. حکومت یازده مهدی از اولاد امام حسین ـ علیه السلام ـ پس از امام زمان ـ علیه السلام ـ ، نیز از امور و حوادث پس از حکومت ولیعصر ـ علیه السلام ـ و در آستانه و بلکه همزمان با رجعت می باشد که در برخی روایات به آن اشاره شده است و هیچ گونه توضیح و تفصیلی درباره آن بزرگواران و بیان ویژگی های آنان در روایات و منابع روائی وجود ندارد. تنها چیزی که می توان گفت این است که آنان افراد وارسته و شایسته ای هستند که دارای چنین لیاقتی می باشند، اما اینکه آنان دارای مقام عصمت هم هستند یا نه، دلیلی بر نفی و یا اثبات آن در منابع روائی وجود ندارد.
 
ب – روایات مربوط به مسأله شهادت امام زمان (علیه السلام) دو دسته می باشد: بعضی دلالت بر وفات حضرت و برخی دیگر دلالت بر شهادت حضرت ـ علیه السّلام ـ دارد که ذیلاً به برخی از این دو نوع روایات، اشاره می نمائیم:
 
روایات دسته اول:
 
از جمله روایاتی که دلالت بر مرگ طبیعی حضرت ـ علیه السّلام ـ دارد، تفسیری است که از امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد آیه شریفه «ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّهَ عَلَیْهِمْ»[۳] نقل شده است. حضرت می فرماید: مراد، زنده شدن امام حسین ـ علیه السّلام ـ با اصحاب خود در عصر امام زمان است در حالیکه کلاه خودهای طلائی بر سر دارند و به مردم رجعت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش را اطلاع می دهد تا مؤمنان به شک و تردید نیفتند. این در حالی است که حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در میان مردم حضور دارد. هنگامی که مردم امام حسین ـ علیه السّلام ـ را به خوبی شناختند و به او ایمان پیدا کردند، مرگ حضرت حجّت ـ علیه السّلام ـ فرا می رسد و امام حسین، غسل و حنوط و کفن و خاک سپاری حضرت را برعهده می گیرد زیرا که امام را جز امام، غسل نمی دهد»[۴].
 
۲. در روایتی دیگر نیز امام صادق ـ علیه السّلام ـ در پاسخ به این سؤال که: اولین کسی که به دنیا رجعت خواهد کرد چه کسی است؟ می فرماید: اولین رجعت کننده به دنیا، امام حسین است که پس از رجعت او و یارانش در حالیکه هفتاد پیامبر نیز او را همراهی می کنند، حضرت قائم (عج) انگشترش را به امام حسین واگذار می کند و چشم از جهان فرو می بندد امام حسین ـ علیه السّلام ـ نیز تجهیز، غسل و کفن و دفن حضرت را برعهده می گیرد»[۵].
 
دسته دوم:
 
روایاتی است که بطور عام دلالت بر شهادت همه ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ دارد:
 
امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: و الله لقد عهد الینا رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ان هذا الامر علیکم اثنا عشر اماماً من ولد علی و فاطمه، ما منا الامسموم او مقتول»[۶] به خدا سوگند رسول خدا این عهد و وعده را به ما داده است که امر امامت را دوازده تن از فرزندان علی ـ علیه السّلام ـ و فاطمه ـ علیها السّلام ـ به دست خواهند گرفت و هیچ کدام از ما نیست مگر اینکه یا به وسیله سم و یا با کشتن، شربت شهادت خواهند نوشید.
 
۲-۳٫ از امام صادق ـ علیه السّلام ـ و امام رضا ـ علیه السّلام ـ نیز روایت شده است که «ما منا الامسموم او مقتول»[۷] هیچ یک از ما نیست مگر اینکه مسموم و یا مقتول می باشد.
 
براساس حدیثی که امام مجتبی ـ علیه السّلام ـ فرمود و تأکیدی که امام صادق ـ علیه السّلام ـ و امام رضا ـ علیه السّلام ـ نموده است، امام زمان ـ علیه السّلام ـ نیز به شهادت خواهند رسید. علمای شیعه نیز نوعاً روایات دال بر شهادت را ترجیح داده اند و قائل به شهادت ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ می باشند.[۸]
 
حتی مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار با این عنوان بابی را گشوده است که «انهم ـ علیهم السّلام ـ لا یموتون الا بالشهاده»[۹]؛ این بزرگواران نمی میرند مگر با شهادت.
 
نحوه شهادت حضرت ـ علیه السّلام ـ :
 
در مورد چگونگی شهادت حضرت، فقط یک روایت در بعضی منابع شیعی نقل شده است که در آن از زنی به نام سعیده که از طایفه بنی تمیم و دارای محاسن و ریش شبیه مردان است، به عنوان قاتل حضرت نام برده شده است که در هنگام عبور حضرت، از بالای بام سنگی را به سوی حضرت پرتاب می کند و حضرت را به شهادت می رساند[۱۰] ولی این روایت در منابع معتبر شیعی نقل نشده و دلیل قطعی در مورد چگونگی شهادت حضرت، در دست نمی باشد. بنابراین می توان گفت: که حتی بنابر صحیح بودن روایات دال بر شهادت، کیفیت و نحوه شهادت آن عزیز چندان روشن نمی باشد.
 
ج –   غسل و دفن امام علیه السلام
 
 امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «اولین کسی که قبر او شکافته می‌شود و به سوی دنیا باز می‌گردد، حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ است.»[۱۱] و در جای دیگر می‌فرماید: «نخستین فردی که به دنیا باز می‌گردد، حسین بن علی است پس حکومت می‌کند تا وقتی که در اثر پیری ابروان او بر چشمانش می‌افتد.»[۱۲] که اشاره به طولانی بودن حکومت امام حسین در عصر رجعت است.
 
جابر نیز از امام باقر ـ علیه السّلام ـ نقل می‌کند که امام حسین ـ علیه السّلام ـ در روز عاشورا، پیش از شهادتش، به تفصیل درمورد رجعت خود و یاران خود سخن گفت: «بشارت باد شما را به خدا قسم اگر این قوم ما را بکشند، ما نخستین کسانی هستیم که نزد پیامبرمان باز می‌گردیم و تا مدتی که خدا بخواهد توقف خواهیم کرد، آن گاه من اولین کسی هستم که قبرش شکافته می‌شود و ناگهان از قبر خارج می‌شوم، در حالی که امیر المؤمنین نیز از قبرش خارج شده و مهدی ما نیز قیام نموده است.»[۱۳] در این روایت، رجعت امام حسین و امیر المؤمنین ـ علیهما السّلام ـ همزمان با قیام حضرت مهدی (عج) بیان شده است. در روایت دیگر امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «امام حسین ـ علیه السّلام ـ همراه با شهدای کربلا و هفتاد پیامبر، بازگشت می‌نماید. رو می‌آورد به سوی دنیا امام حسین همراه با کسانی که با وی به قتل رسیده بودند و همراهی می‌کنند او را هفتاد پیامبری که با موسی بن عمران مبعوث شدند. آن وقت حضرت قائم انگشترش را به او می‌سپارد.»[۱۴]
 
در ادامه این حدیث اشاره به غسل و دفن امام زمان ـ علیه السّلام ـ به وسیله امام حسین ـ علیه السّلام ـ نیز شده است.
 
پی نوشت ها:
 
1-      کورانی، علی، عصر ظهور، ترجمه مهدی حقّی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۵ش، ص۳۵۵٫
 
2-      شیخ طوسی، غیبت، قم، موسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۱ق، ص۲۲۹٫
 
3-      سوره مبارکه اسراء، آیه ۶٫
 
4-      بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۲۱۷، موسسه الوفاء ـ بیروت.
 
5-      همان ، ج ۲۷، ص ۲۱۷٫
 
6-      همان و اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص ۳۴۹، دارالمعرفه ـ بیروت.
 
7-      همان و اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص ۳۴۹، دارالمعرفه ـ بیروت.
 
8-      چشم اندازی به حکومت مهدی، نجم الدین طبسی، ص ۲۱۴، چاپ اول، ۱۳۸۰، بوستان کتاب ـ قم.
 
9-      بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۲۱۳٫
 
10-  تاریخ ما بعد الظهور، سید محمد صدر، ص ۸۸۱، مکتبه الامام امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ، اصفهان.
 
11-  میزان الحکمه، ج ۴، ص ۵۸، ش ۶۹۳۲، محمدی ری  شهری، چاپ مکتب الاعلام، ۱۳۶۲ هـ .ش.
 
12-  معجم احادیث المهدی، ج ۵، ص ۳۲۸، ش ۱۷۶۶٫
 
13-  بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۶۱، حدیث ۵۲٫
 
14-  معجم احادیث المهدی، ج ۳، ص ۸۹، ش ۱۱۵۸٫


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

امام زمان عليه السلام در لوح حضرت فاطمه عليها السلام

از جابربن عبدالله انصاری نقل شده كه می گوید: خدمت حضرت فاطمه زهرا(س) شرفیاب شدم. در برابر آن حضرت لوحی بود كه اسامی اوصیاء از نسل او در آن ثبت شده بود. شمردم تعدادشان دوازده تن بود كه آخر آنها قائم(عج) بود. سه تن از آنها به نام محمد، چهار تن به نام علی و ... .

 

 اصول کافی، ج1، ص527، بحارالانوار، ج 36، کمال الدین صدوق، ص 311

 

قسمتی از متن لوح:

 

به نام خداوند بخشنده مهربان.

 

این نوشتاری است از جانب خدای عزیز و فرزانه به سوی پیامبر نور، سفیر و راهنمایش محمد(ص) كه آنرا روح الامین از نزد پروردگار جهانیان فرو آورده است. ای محمد! نام های مرا گرامی دار، نعمت های مرا سپاس گوی و آنها را انكار نكن ... من تو را بر همه پیامبران برتری دادم و جانشینت را بر همه اوصیاء برتری بخشیدم و تو را با دو فرزند دلبندت حسن و حسین گرامی داشتم. حسن را- پس از سپری شدن مدت پدرش- معدن علم خود قرار دادم و حسین را مخزن وحی خود قرار داده مدال شهادت را به او عطا كردم و مدت او را با سعادت پایان دادم كه او سالار شهیدان است ... معیار پاداش و كیفر من، اهل بیت اوست كه نخستین آنها سرور عبادت كنندگان و زینت دوستان گذشته من علی بن الحسین است و آنگاه پسرش- شبیه جد بزرگوارش- محمد است كه شكافنده علوم من و معدن حكمت من می باشد... این سخن از من به حقیقت پیوسته كه جایگاه جعفر را بس بلند گردانم و او را بوسیله دوستان و شیعیانش مسرور نمایم، پس از او فرزندش موسی را برگزیدم كه در عهد او فتنه ای به پا گردد. پس از سپری شدن مدت بنده، دوست و برگزیده ام موسی، در مورد یار و یاورم علی به انكار گرایند... او را اهریمنی گردن‌كش می كشد و در شهری كه بنده شایسته‌ام ذوالقرنین بنا كرده، در كنار بدترین مخلوقاتم به خاك سپرده می شود. این سخن به حقیقت پیوسته كه دیدگاه او را با فرزندش محمد روشن گردانم كه جانشین و وارث علوم اوست. او معدن علوم و محل اسرار من است... نیكبختی او را با فرزندش علی كامل گردانم كه یار و یاور من است و گواه من در میان بندگانم و امین بر وحی من است. از او حسن را پدید آوردم كه دعوت كننده به سوی من و مخزن علوم من است. آنگاه سعادت او را به اوج رساندم با فرزندش «م ح م د» كه رحمت است برای جهانیان. كمال موسی، شوكت عیسی و شكیبایی ایوب با اوست... .

 

 

حدیث شریف لوح که در غالب کتابهای حدیثی نقل شده است، از جمله: اصول کافی، ج 1،ص527 .  بحارالانوار، ج 36، غیبت نعمانی، ص 30

 

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ولا ازول ابدا

 
من در عهد و پیمان با امام زمانم نه دچار دگرگونی میشوم که از درون تغییر کنم و نه به سبب سختی ها و شرایط بیرونی،سست میشوم و از حرکت باز می ایستم،و لا ازول ابدا، همواره در این مسیر،ثابت و استوار باقی می مانم و دست از عهد برنمی دارم،زیرا وفای به عهد از ویژگی های مومنان است

 

اللهم صل علی مولانا صاحب الزمان و عجل فرجه و سهل مخرجه و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

گردهمایی فعالان حوزه بین الملل

باید حجت تمام بشود قبل از ظهور حضرت حجت (عج).
یعنی اگر میلیاردها دلار پول، خرج رسانه ها می کردیم که مردم را تحریک بکنیم که بیایید بروید به یک منطقه ای که ناامن است و عملیات روانی بکنی، چنین چیزی امکان نداشت. یهودیها میلیاردها پول خرج می کنند و بعد 60 سال، هنوز 7 میلیون در اسرائیل جمعیت دارند.



منبع این نوشته
برچسب ها : رسانه , دلها ,
اشتراک گذاری مطلب

فتوای امام زمان (عج) به قمه زنی؛ واقعیت ماجرا چیست؟

 

فتوای امام زمان (عج) به قمه زنی؛ واقعیت ماجرا چیست؟ shia muslim                  

یاسر الحبیب:مخالفت با قمه زنی و حرام دانستن آن را در حکم محاربه و جنگ با امام زمان است!

 

 

یکی از مطالب عجیبی که بعضی از طرفداران قمه زنی در چند سال اخیر به تبلیغ آن می‎پردازند، استناد فتوای جواز قمه زنی به امام زمان(عج) است. متأسفانه این افراد با تمسک به این مدعا، ضمن توجیه عوام پسند قمه زنی، به تکفیر مخالفان آن نیز می پردازند. چنان که شیخ لندن نشین، یاسر الحبیب که معمولا بیشتر علمای شیعه را تکفیر و توهین می کند، مخالفت با قمه زنی و حرام دانستن آن را در حکم محاربه و جنگ با امام زمان معرفی می کند!
اما حقیقت ماجرا چیست؟
این داستان در کتاب «بیان الائمه» اثر شخصی به نام «محمدمهدی زین العابدین نجفی» آمده که ترجمه آن چنین است:
«بعضی از اهل علم و فضل این کرامت را از جد ما، آیت الله العظمی زین العابدین نجفی نقل کرده اند که: اهالی ایران و آذربایجان و قفقاز از مراجع تجف در خصوص حکم استفاده از طبل در عزاداری امام حسین(ع)، قمه زنی، شبیه خوانی و غیر این ها سؤال نمودند که آیا این ها جایز هستند یا حرام؟ هر کسی نامه ای را برای مرجع خود نوشته و نامه ها را همراه نماینده ای به نجف ارسال کردند و قرار گذاشتند که وقتی جواب ها را گرفتند آنها را در ظروفی بگذارند و مهرکنند و جز در مسجد شاه، معروف به مسجد امام خمینی، مدظله العالی، در طهران آنها را باز نکنند و سپس در اجتماع اهالی هر منطقه ای آنها را بخوانند تا هر کسی از نظر مرجع تقلید خودش آگاه شود. و این قضیه در زمان مرحوم صاحب عروه بوده است. پس فرستاده مذکور بازگشت و مردم را خبرنمود تا در روز معین در مسجد شاه حضور یابند و سپس فتوا را برای آنها خواندند. هر مرجعی به گونه ای جواب داده بود، برخی از فقها حکم به حرمت این رفتارها داده بودند، بعضی دراین باره تفصیل داده بودند، خصوصاً در مسئله قمه زنی که گفته بودند درصورتی که ضرر داشته باشد، جایزنبوده و حرام است و اگر ضرر نداشته باشد جایز است، بعضی از فقها نیز حکم به جواز این رفتارها داده بودند. تا اینکه نامه مرحوم آیت الله شیخ زین العابدین نجفی خوانده شد. ایشان چنین نوشته بودند: «بسمه تعالی شانه، من مردد بودم که در این مسئله فتوا بر جواز بدهم یا حرمت؟ بنابراین به مسجد سهله رفتم و به حضور سید و مولایم حجت بن الحسن، صلوات الله علیه، رسیدم و مسئله را از ایشان سؤال نمودم و ایشان فتوا بر جواز این اعمال دادند و من فتوا به جواز می دهم همانگونه که سید و مولایم فتوا به جواز داد. والسلام.» هنگامی که این نامه خوانده شد مردم گفتند: ما به فتواهای دیگر احتیاج نداریم.» [۱] 
البته این ادعایی است که در کتاب بیان الائمه بیان شده و متأسفانه بعضی بدون آگاهی از وضعیت این کتاب و نویسنده آن و حقیقت مدعایی که در آن مطرح شده، آن را منتشر نموده و با تفرقه افکنانی همچون یاسرالحبیب همنوا می شوند.
از همین رو در ادامه به بررسی و نقد این کتاب و نویسنده آن پرداخته و اعتبار مدعای آنها را مورد سنجش قرار میدهیم.
نام کامل این کتاب «بیان الائمه للوقایع الغریبه و الاسرار العجیبه» است و با هدف گردآوری اخبار غیبی ائمه(ع) درباره اوضاع جهان، پیشگویی حوادث آینده و علائم ظهور به نگارش در آمده است. ولی متأسفانه در این کتاب تحریف ها و روایت های جعلی و دروغین فراوانی وجود دارد که وضوح جعل و دروغگویی آنها گاهی انسان را به تعجب وا میدارد. خوشبختانه محقق گرامی، جناب سید جعفر مرتضی در اثری با عنوان «بیان الائمه و خطبه البیان فی المیزان»[۲] این کتاب را نقد نموده و نمونه هایی از تحریف ها و دروغ های موجود در آن را بیان نموده اند. ایشان درباره انگیزه نگارش این نقد بیان می دارد که سؤال های فراوانی درباره خطبه البیان که در کتاب بیان الائمه آمده، از ایشان شده است؛ لذا ناچار به مراجعه به این کتاب شده اند، اما ایشان در این مراجعه متوجه وجود تحریف ها و روایت های جعلی و دروغین فراوانی در آن شده اند و به نقد کتاب اهتمام ورزیده اند. البته ایشان نسبت به نویسنده این کتاب حسن نظر به خرج داده و می نویسد:
«من نویسنده کتاب بیان الائمه را متهم به جعل روایات و نسبت دادن آنها به ائمه معصومین(ع) نمیکنم، بلکه میگویم شاید او این روایات را از دروغگویان و جاعلان گرفته و با حسن نیت و پاکی اعتقاد آنها را در کتابش آورده است؛ در حالیکه از دین و اعتقاد این افراد غافل بوده است و بدینگونه کتابش را به بعضی اباطبال آغشته نموده است.»
ایشان در ادامه تاکید میکند که از سال ها پیش درباره محتوای چنین کتاب هایی به بعضی علما هشدار داده و خواستار موضع گیری آن ها در مقابل این مطالب باطل و دروغین شده است؛ زیرا نباید گذاشت جاعلان و دروغ پردازان با خیالی آسوده و بدون هیچ ملامتی به کار خویش ادامه دهند.[۳] 
ایشان سپس با عنوان «نگاهی گذرا به کتاب بیان الائمه»، به نقد محتوای این کتاب می پردازد و منابع روایت های آن را این گونه تحلیل می کند:
1-    متأسفانه در نقل روایت هایی که از کتابهای معروف و متداول نقل شده اند تحریف های بسیاری وجود دارد. جناب سیدجعفر مرتضی بیان می کند که در مقام کشف این تحریف ها نیست، بلکه کار مقابله و مطابقت این روایت ها را به خود خوانندگان واگذار می کند. البته در ادامه نمونه ای از این تحریف ها را ذکر می کند؛ زیرا نویسنده کتاب بیان الائمه در نقل روایتی چند خطی از کتاب اختصاص شیخ مفید بیش از شش کلمه را تغییر داده و چند کلمه ای نیز به این روایت افزوده است، آنگونه که روایت معنایی دیگر پیدا کرده است. ایشان متذکر می شود که از این نمونه ها در کتاب بیان الائمه فراوان دیده می شود و معلوم نیست چرا مؤلف این گونه آشکارا به تحریف روایت ها می پردازد.
2-    برخی دیگر از استنادهای کتاب بیان الاثمه به کتاب های ناشناسی اختصاص دارد که نه تنها کسی تاکنون آنها را ندیده، بلکه اسم آنها را نیز نشنیده است و شاید تنها در ذهن جاعلان این روایت ها وجود خارجی داشته باشند.
3-     دسته دیگری از منابع این کتاب، کتاب هایی هستند که فقط اسمی از آنها در خلال کتاب های دیگر به دست ما رسیده است و حالا دیگر نسخه ای از آنها وجود ندارد. ازآنجاکه جاعلان این روایت ها میدانند که دسترسی به این کتاب ها تقریباً ناممکن است، جعلیات خویش را به آنها استناد می دهند تا کسی نتواند حقیقت امر را روشن کند.
4-     بعضی از روایت های کتاب بیان الائمه مستقیماً به امام معصوم نسبت داده شده است و هیچ منبعی برای آنها ذکر نشده است.
5-    نویسنده این کتاب بعضی از روایت ها را به اشخاص نامعلومی که نام آن ها ذکر نمی شود، مستند میکند. همچنان که نویسنده در بعضی موارد منبع خویش را نسخه ای خطی معرفی نموده و عنوان، مؤلف و محل نگهداری آن را معلوم نمی کند.
6-    مورد آخر از این منابع، اسراری است که تنها به مولف کتاب عرضه شده است. وی در اینباره می‌گوید:
«خداوند ما را به اموری مطلع نموده و آگاهی از اسرار و قضایا و اتفاقات عجیب و وقایع سهمگین را روزی ما کرده است و ما در این کتاب قسمتی از آنها را آورده ایم که موجب عبرت صاحبان عقول شده و مورد پذیرش آنها قرار می‌گیرد و اسراری را که سایر انسان ها تحمل پذیرش آنها را ندارند، مخفی ساختیم.»[۴] 
(نویسنده کتاب همواره برای خودش از ضمیر جمع استفاده می کند.)
سید جعفر مرتضی سپس به نقد روایت هایی از جلد اول این کتاب می‌پردازد که در آن ها رویدادهای اخیر ایران و عراق پیش بینی شده است. متأسفانه این روایت ها را افرادی جعل کرده‌اند که حتی به زبان عربی نیز تسلط نداشته اند؛ زیرا در آن ها از الفاظ فارسی و اصطلاحات متداول امروزی که بعضی از انگلیسی گرفته شده اند، استفاده می شود. بعضی از این روایت ها آنقدر موهن هستند که انسان را به خنده وامی دارند؛ چون در این روایت های جعلی وقایع بعد از انتشار کتاب پیش بینی نشده، بلکه جاعلان برای جلب نظر مخاطب رویدادها و اتفاق های اخیر عراق و ایران را در غالب روایت درآورده اند و نام بعضی سیاستمداران را به صورت صریح یا رمزگونه در آن گنجانده اند؛ درحالی که درباره اشخاص و اتفاق های مهمتر سکوت کرده اند.
علی رغم خوش نظری جناب سیدجعفر مرتضی به مؤلف کتاب بیان الائمه و منتسب نکردن جعل و تحریف روایت های کتاب به او، شواهد ارائه شده حاکی از نقش داشتن وی در این ماجرا دارد؛ افزون بر اینکه اطلاعات چندانی از وی وجود ندارد و تلاش حقیر برای دستیابی به آگاهی بیشتر از او به جایی نرسید. در کتاب بیان الاثمه نیز بدون ارائه هیچ شرح حالی از نویسنده، تنها بیان شده که وی از نوادگان آیت الله العظمی زین العابدین نجفی است. همچنان که در ماجرای ادعایی طرفداران قمه زنی او این داستان را کرامتی از جد خویش دانسته بود. اما در بررسی طبقات فقها و مراجع شیعه، شیخ زین العابدین نجفی به عنوان یکی از شاگردان صاحب مفتاح الکرامه و شیخ جعفر کاشف الغطاء شناخته می‌شود که در سال ۱۲۰۰ قمری در نجف اشرف از دنیا رفته است[۵] و عالم شناخته شده دیگری با نام زین العابدین نجفی در این کتاب ها معرفی نشده است. درحالی که در نقل آن کرامت بیان شده بود که آن ماجرا مربوط به زمان مرجعیت آیت الله سیدمحمدکاظم یزدی، صاحب عروه الوثقی بوده است. باتوجه به اینکه مرجعیت مرحوم یزدی از سال ۱۳۱۲ قمری به بعد آغاز شد و آیت الله زین العابدین نجفی در سال ۱۲۰۰ قمری از دنیا رفته اند، نمی توان چنین کرامتی را به آیت الله زین العابدین نجفی معروف نسبت داد، مگر اینکه بگوییم جد نویسنده کتاب بیان الائمه عالم ناشناحته و غیرمعروفی بوده است. افزون براین، اگرچه نویسنده کتاب بیان الائمه خود را نواده آیت الله زین العابدین نجفی معرفی می کند، مدعی آن نیست که این کرامت را از طرف پدرانش یا حداقل افراد مشخصی شنیده است، بلکه منبع خویش را بعضی از اهل علم و فضل معرفی می کند که معلوم نیست چه کسانی هستند و آنها این مطلب را از چه کسانی شنیده اند. بنابراین حتی برفرض اینکه نویسنده کتاب بیان الائمه فرد درخور اطمینانی باشد و همچنین مشخص شود که جد ناشناخته او چه کسی بوده، این حکایت استناد مشخصی ندارد و فاقد اعتبار است.
مطلب دیگری که بر بی اعتباری این نقل می افزاید اینکه مسئله حرمت و جواز قمه زنی کمی پس از وفات مرحوم آیت الله سیدمحمدکاظم یزدی در حدود سال ۱۳۴۵ قمری در نجف اشرف مطرح شد و موافقان قمه زنی فضاسازی خاصی علیه حکم تحریم آن به راه انداخته و کتاب های فراوانی در توجیه این عمل نوشتند. با این حال در هیچ یک از این کتاب ها به وجود چنین کرامتی یا حتی مسئله سؤال و پاسخ علما در زمان مرجعیت آیت الله سیدمحمدکاظم یزدی اشاره ای نشده است. بی تردید اگر چنین گزارشی هرچند به صورت ضعیف وجود داشت، موافقان متعصب و سرسخت قمه زنی در نجف از بیان آن فروگذار نمی کردند.
از این ها گذشته استناد به چنین تشرفاتی در نزد هیچ کدام از علما و فقهای شیعه حجت و دلیل نیست؛ زیرا حتی اگر این گزارش ها به صورت معتبر نیز به دست ما رسیده باشد، هیچ گاه نمی توان حقیقت و درستی محتوای آن را سنجید.




منابع:
1.    مهدی زین العابدین نجفی، بیان الائمه، ج ۲، چ۲، بیروت: دارالمحجه البیضاء، ۲۰۰۳ (۱۴۲۴ ق)، ص۴۶۱ و۴۶۲.
2.    جعفر مرتضی عاملی، بیان الائمه و خطبه البیان فی المیزان، بیروت : المرکز الاسلامی للدراسات، ۲۰۰۳ (۱۴۲۴ ق).
3.    همان، ص۹
4.    مهدی زین العابدین نجفی، همان، ص ۵۰۱
5.    آقابزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعه، ج۱۱، بیروت: دارإحیاالتراث، ۲۰۰۹(۱۴۳۰ق)، ص۵۹۰

پی نوشت:
•    مهدی مسائلی، «عار یا شعار؛ قمه زنی در ترازوی عقل و شرع» – با اندکی تغییر
•    برگرفته از سایت اویس: http://oweis.ir/



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

مقر حکومت، پایتخت و محل سکونت امام مهدی (عج) پس از ظهور کجاست؟

مهدی علیه السّلام در حالی وارد کوفه می‌شود که سه پرچم [و جریان اجتماعی] در آن شهر بر افراشته شده و هر سه با یکدیگر دچار اختلاف‌اند. آنگاه راه برایش هموار می‌شود. او وارد کوفه شده، بر فراز منبر قرار می‌گیرد
گروه فرهنگ جهان نیوز- السَّلامُ عَلَیْكَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا عَیْنَ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یَهْتَدِی بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ یُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَائِفُ السَّلامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا الْوَلِیُّ النَّاصِحُ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا سَفِینَةَ النَّجَاةِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا عَیْنَ الْحَیَاةِ...

یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْكَ وَ عَلَى آلِ بَیْتِكَ هَذَا یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ یَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِیهِ ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فِیهِ لِلْمُؤْمِنِینَ عَلَى یَدَیْكَ وَ قَتْلُ الْكَافِرِینَ بِسَیْفِكَ وَ أَنَا یَا مَوْلایَ فِیهِ ضَیْفُكَ وَ جَارُكَ وَ أَنْتَ یَا مَوْلایَ كَرِیمٌ مِنْ أَوْلادِ الْكِرَامِ وَ مَأْمُورٌ بِالضِّیَافَةِ وَ الْإِجَارَةِ فَأَضِفْنِی وَ أَجِرْنِی صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِكَ الطَّاهِرِینَ(۱)

مقر حکومت و پایتخت امام مهدی (عج) کجاست؟

امام عصر( ارواحنا له الفداء) اگرچه در مکه ظهور می‌کند، اما در مکه نمی‌ماند، بلکه همراه نیروها به طرف شهر کوفه حرکت خواهد کرد.

شیخ مفید ازعمر بن شمر روایت کرده است که امام باقر علیه السلام از امام مهدی علیه السّلام یاد فرمود و گفت: «مهدی علیه السّلام در حالی وارد کوفه می‌شود که سه پرچم [و جریان اجتماعی] در آن شهر بر افراشته شده و هر سه با یکدیگر دچار اختلاف‌اند. آنگاه راه برایش هموار می‌شود. او وارد کوفه شده، بر فراز منبر قرار می‌گیرد و سخن آغاز می‌کند [در آن حال مردم آن چنان می‌گریند که] از شدت گریه نمی‌فهمند که او چه می‌گوید. در دومین جمعه مردم از او خواهند خواست که نماز جمعه را اقامه فرماید. امام هم فرمان می‌دهد محدوده مسجدی را در غری (نجف) مشخص نمایند و با آنان در آنجا نماز می‌گزارد.»(۲)

شیخ طوسی روایت دیگری از حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: نقل نموده که «... در دومین جمعه، مردم می‌گویند: ای فرزند رسول خدا، نماز پشت سر شما همانند نماز پشت سر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله است ولی این مسجد، گنجایش ما را ندارد. امام می‌فرماید: من در پی انجام خواسته شمایم. آنگاه به سوی غری (نجف) می‌رود و حدود مسجدی را مشخص می‌سازد که با داشتن هزار در، گنجایش مردم را داشته باشد.» (۳)

حضرت علی‌علیه السلام در این باره می‌فرماید: «روزگاری فرا رسد که این جا (مسجد کوفه) نمازگاه و مصلای مهدی‌علیه السلام گردد.»(۴)

و باز از آن حضرت علیه السلام نقل شده که فرمود: «مثل اين‌كه به شيعيان خودمان نگاه مى‌كنم كه در مسجد كوفه چادرها زده و قرآن را آن‌گونه كه نازل شده،آموزش مى‌دهند. هرگاه "قائم عليه السّلام" ما قيام كند، مسجد كوفه را درهم شكند و قبلۀ آن را راست گرداند.»(۵)

و باز از امام باقر علیه السّلام نقل شده که فرمود: «هرگاه قائم علیه السّلام وارد کوفه شود، مؤمنی باقی نمی‌ماند مگر آن که در آنجا ساکن است و یا اینکه به آنجا می‌آید.»(۶)

بدین سبب است که امام صادق‌علیه السلام روایت شده: «هر کس خانه‌ای در کوفه دارد، آن را از دست ندهد»(۷)

امیر مؤمنان‌علیه السلام: «به اندازه موضع یک قدم در کوفه برایم بهتر است که در مدینه خانه‌ای داشته باشم»(۸)

حضرت مهدی‌علیه السلام در کنار مسجد کوفه مسجدی می‌سازد که هزار در دارد. ( ۹)

امام زمان‌علیه السلام نیروهای خود را از کوفه به سراسر جهان می‌فرستد.(۱۰)

از مفضل نقل شده که به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: آقای من، خانه مهدی علیه السّلام کجاست و مؤمنان در کجا اجتماع خواهند کرد؟

فرمود: مرکز حکومت او کوفه و محکمه قضاوتش در مسجد جامع خواهد بود و بیت المال و محل توزیع غنیمتها در مسجد سهله، و مکان خلوت کردن و اعتکاف او در ذکوات البیض (تپه‌های سفید) در بین غریین (نجف) است.

مفضل گوید: ای سرور من. آیا همه مؤمنان در کوفه خواهند بود؟

فرمود: به خدا سوگند آری. مؤمنی نمی‌ماند، جز آن که به کوفه یا اطراف آن می‌آید ... و شهر کوفه پنجاه و چهار میل خواهد شد و خانه‌های بزرگش با شهر کربلا همسایه و خداوند کربلا را پناهگاه و محل زندگی خواهد ساخت که فرشتگان و مؤمنان در آن رفت و آمد خواهند کرد و جایگاه خاصی خواهد داشت.(۱۱)

محل سکونت امام (عج)

امام صادق عليه السّلام فرمود: «گويا مى‌بينم حضرت قائم عليه السّلام را در مسجد سهله همراه خانوادۀ خود.»

سپس فرمود: هيچ پيامبرى مبعوث نشد مگر اينكه در اين مسجد نماز خواند...»

يكى از ياران به نام ابو بصير رحمه اللّه عرض كرد: آيا امام قائم عليه السّلام همواره و هميشه در اين مسجد خواهد بود؟

فرمود: آرى. مسجد سهله خانۀ امام قائم عليه السّلام است.

عرض كرد: (امامان) بعد از قائم عليه السّلام (دوران رجعت) چطور؟ حضرت فرمود: آنها نيز تا آخر دنيا در اين مكان سكونت خواهند كرد.(۱۲)

از اين حديث استفاده مى‌شود: در دوران رجعت، پس از قائم عليه السّلام ساير امامان عليهم السّلام نيز همين مكان را پايگاه مركزى خود قرار مى‌دهند.

توسعه عمرانی کوفه به دست امام (عج)

آن حضرت در كوفه به توسعۀ راه‌ها و خيابان‌ها و شهرها و مساجد مى‌پردازد،۲۷ نفر كه اصحاب كهف، يوشع، سلمان، ابودجانه و مالك اشتر-عليهم الرحمة- در ميانشان است، در نجف به آن حضرت مى‌پيوندند و در صف ياران آن حضرت قرار مى‌گيرند.

بالاخره آن‌چنان در جهت ظاهر و باطن مردم به طور سريع و وسيع كار را به پيش مى‌برد، كه خداوند سراسر زمين را به نور الهى روشن مى‌كند و ديگر مردم نيازى به نور خورشيد ندارند، ظلمت و تاريكى (ظلم و فساد) از بين مى‌رود.(۱۳)

منابع:

۱-زیارت حضرت صاحب الامر (عج) در روز جمعه
۲-ترجمه تاریخ مابعدالظهور ، محمد صدر ص۲۷۱
۳- همان
۴- به نقل از اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۵۲
۵- سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) ص ۳۳۷ به نقل از معجم أحاديث امام المهدى:۱۲۶/۳ ح ۶۶۴؛بحار الأنوار:۳۶۴/۵۲ ب ۲۷ ح ۱۳
۶- حکومت حضرت مهدی (عج) در عصر ظهور، علی اصغر رضوانی ص ۳۰ به نقل ازبحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۵
۷-بامداد بشریت ،محمدجواد طبسی ، ص ۹۰ به نقل از بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۶
۸- همان، به نقل از بحار ج۵۲ ص ۳۸۵
۱۰و۹-همان به نقل از ارشاد مفید، ص ۳۴۱
۱۱- ترجمه تاریخ مابعدازالظهور سید محمد صدر ص ۲۷۲
۱۲-حضرت مهدی (عج) فروغ تابان ولایت ،محمد محمدی اشتهاردی ص۲۴۴ به نقل از التذهیب ج ۳ ص۲۵۲
۱۳-همان ص ۲۴۳ به نقل از اعلام الورى،ص ۴۴۴-۴۳۳



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

رفاه مردم در عصر امام زمان (عج):

بوسعید خدرى از پیامبر اكرم (ص) روایت كرد كه فرمود :
 
یكون من امتى المهدى ان قصر عمره فسبع سنین و الافثمان و الافتسع یتنعم امتى فى زمانه نعیما لم یتنعموا مثله قطّ البر و الفاجر یرسل السماء علیهم مدراراً و الا تدخر الارض شیئاً من نباتها.  
 
مهدى (عج) از میان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت یا هشت یا نه سال مى باشد،همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى نمایند كه قبل از وى هیچ بر و فاجرى بدان نرسیده باشند،آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمین از روئیدنیهاى خود چیزى فرو گذار نمى كند.


منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

« علم امام » در قرآن

هوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ و الراسخون فِی الْعِلْمِ... [آل عمران/۷]



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : صاحب ,
اشتراک گذاری مطلب

امام مهدی(ع) از دیدگاه امام حسن مجتبی(ع)

 
(بسم الله الرحمن الرحیم)
روزگار پر آشوب عهد امام حسن مجتبی(ع) موجب شد که شیعیان نتوانند احادیث طولانی فراوانی از آن حضرت بشنوند و برای نسل های بعدی روایت کنند، از این رهگذر روایات مربوط به حضرت ولی عصر(عج) نیز از آن حضرت کمتر روایت شده است که آنچه به دست ما رسیده در اینجا می‏آوریم: "طوبی لمن ادرک ایامه و سمع کلامه".

 امام مهدی(ع) از دیدگاه امام حسن مجتبی(ع)

 

"خوشا به سعادت کسی که روزگار او را درک کند و اوامر او را گوش فرادهد". امام حسن مجتبی(ع) (1) .
"بعد از امضای قرارداد صلح با معاویه برخی از شیعیان ناآگاه به خدمت امام حسن مجتبی(ع) رسیده، او را برای پذیرش صلح سرزنش کردند. امام حسن(ع) فرمود: شما نمی‏دانید که من برای شما چه کرده‏ام؟! به خدا سوگند آنچه من انجام داده‏ام برای شما از تمام این جهان سودمندتر است. مگر نمی‏دانید که من امام شما هستم؟! اطاعت من بر همه‏ی شما واجبست، و به صریح فرمایش رسول اکرم(ص) یکی از دو سروران جوانان بهشتی هستم؟! مگر نمی‏دانید که هنگامی که حضرت خضر(ع) کشتی را سوراخ کرد و جوانی را کشت و دیوار را تجدید بنا کرد حضرت موسی خشمگین شد، زیرا سبب و حکمت آنها را نمی‏دانست، ولی کارهای حضرت خضر درنزد خدا صحیح و بی اشکال بود. مگر نمی‏دانید که هر یک از ما بر گردنش بیعت طاغوت زمانش خواهد بود. به جز قائم ما که حضرت عیسی در پشت سر او نماز می‏خواند و خدای تبارک و تعالی ولادتش را مخفی نگه می‏دارد و خودش را در پشت پرده‏ی غیبت نهان می‏سازد تا به هنگام ظهور، بیعت احدی در گردن او نباشد". (2)

"التاسع من ولد اخی الحسین ابن سیده الاماء، یطیل الله عمره فی غیبته، ثم یظهره بقدرته فی صورة شاب دون اربعین سنة، ذلک لیعلم ان الله علی کل شی‏ء غدیر". "نهمین فرزند برادرم حسین(ع) فرزند سرور کنیزانست، خداوند در زمان غیبت عمرش را بسیار طولانی می‏کند و آنگاه او را به صورت جوانی کمتر از 40 ساله ظاهر می‏سازد. تا دانسته شود که خداوند به هر چیزی قادر است."



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
اشتراک گذاری مطلب

بر هم خوردن معادلات لیبرالیستی

حدود سه دهه از نظریه جنجالی فوکویاما مبنی بر پایان تاریخ گذشته است وی در سال 1992 کتابی با عنوان پایان تاریخ و آخرین انسان به رشته تحریر درآورد و در مقدمه‌اش این‌گونه نوشت:
" من استدلال می‌کنم که لیبرال دموکراسی می‌تواند نقطه پایان تکامل ایدئولوژیک بشر را بینان گذارد و شکل نهایی حکومت انسان باشد و به معنی پایان تاریخ است"
در این دیدگاه انواع مناسبات اجتماعی و روابط انسانی تابع مقاصد و منافع فردی است که ازاین‌رو مناسبات و روابط معنا و مفهوم ابزاری می‌یابند و تأمین منافع فردی در پرتو آزادی صورت می‌گیرد.
این نظریه شهروندان را به فردگرایی دعوت می‌کند و فضیلت خودخواهی را به آنان می‌آموزد.
در این تئوری یوتیلیتاریالیسم یا فلسفه سود خواهی هویدا می‌شود.
هابز از نظریه‌پردازان لیبرال دموکراسی معتقد است محرک‌های رفتارهای انسان منفعت شخص است.
هلوتیوس فلسفه اخلاق سودجویی را مطرح می‌کند و این‌گونه می‌گوید که محرک رفتار انسان میل به لذت و اجتناب از درد است.
اصل بنیادین این دیدگاه انسان را موجودی خردمند دانسته که با توجه به عقل خویش نیازی به هیچ نیروی بیرون از خود برای رسیدن به اهدافش نداشته و ندارد.
اگر هر کس منفعت شخصی خویش را خودخواهانه و با عقل خود جستجو کند سرانجام رفاه همگان تأمین می‎گردد.
اسپینوزا درجایی می‌گوید نیک همان چیز است که متضمن نفع  ماست. ژان بدن و به‌طورکلی لیبرال‎ها معتقدند حاکمیت نه از آن خدا که اساساً و بالاصاله از آن بشر است و به مخالفت با هر نوع اندیشه دینی در خصوص حاکمیت سیاسی می‎پردازند.
این گوشه‎ای از آراء و نظرات تئوریسین‎های دنیاست. ما در جهانی زندگی می‎کنیم که این ایده‎ها بر آن حکومت می‎کند و آن را بالاترین حد از شناخت انسان و بالاترین نوع تفکر می‎دانند. شکل نهایی حکومت انسانی برای دهکده جهانی را این‌گونه رقم می‎زنند و تکلیف تمام شهروندان را با اصالت سود و منفعت روشن می‎کنند.
آیا این گزاره‎ها در همه جای دنیا و در تمامی روابط انسان‌ها صدق می‌کند؟!
به این آمار دقت کنید:
•    در سال 2013 صد میلیون نفر طی مدت 2 ماه خودشان را به کنار رودخانه گنگ رساندند و این  مراسم را انجام دادند. البته بیشترین اجتماع در شهر الله‌آباد هند انجام می‌شود . این مراسم هر چهار سال یک‌بار اجرا می‌شود .در این مراسم، هندوها خود را در آب رودخانه گنگ شستشو می‌دهند با این باور که آب این رودخانه گناهان را می‌شوید. بر اساس اسطوره‌های هندو، در کومبه میلا پیروزی خدایان بر اهریمنان جشن گرفته می‌شود.
•    در سال 2015 اجتماع سه میلیون شیعه در مشهد ایران که در لحظه تحویل سال گرد هم می‎آیند.
•    اجتماع حج تمتع با رقمی نزدیک به 3 میلیون نفر را می‌توان به‌عنوان سومین اجتماع بزرگ بشری شناخت که همه‌ساله در عربستان و در شهر مکه برگزار می‌شود.

در نگاه اول آنچه خودنمایی می‌کند  این است که  انگیزه‌های معنوی و خداجویانه انسان‎ها، آن‌ها در محلی جمع می‌کند.
آنچه تحیر انسان را بیشتر می‌کند و تمام قواعد مادی را زیر پا می‌گذارد و تمدن انسانی که ساخته‌وپرداخته این ذهن بشری می‌باشد را زیر سؤال می‌برد و چه‌بسا گویا جهان را آماده تمدنی نوین کرده است راهپیمایی 20 میلیونی مردمانی به سمت عراق است.
باید کمی دقت در اخبار روزانه به این نتیجه می‎رسیم که این روزها نام عراق مصادف است با داعش و سربریدن و خشونت 
کشور جنگ‎زده و فقیری که در آنجا نه خبری از ساختمان‎های سر به فلک کشیده و نه معماری‎های مدرن شگفت‌انگیز و نه هتل‌های گران‌قیمت و پنج ستاره!!!
در چنین کشوری با شرایط فوق، مردمی سه روز پیاده به سمت یکی از شهرهای عراق حرکت می‎کنند و نه دغدغه‌ای برای خواب دارند و نه نگرانی لقمه نانی برای خوردن.
در این دنیای تاریک که روشنفکران آن، مردم را، راحت‌طلبانی سود جود معنا کرده‌اند، این زائران، سه شبانه‌روز کدام راحتی و سود را معنا کرده‎اند که این‌گونه آواره بیابان‎ها شده‎اند؟!!!
دوباره به این اعداد و ارقام توجه بفرمایید:
•    20 میلیون انسان بزرگ‌ترین گردهمایی سالانه را رقم می‎زنند.
•    200 میلیون وعده غذایی تهیه می‌شود که همه از محل خیرین حاصل می‌شود. درحالی‌که تا قبل از این واقعه بزرگ‌ترین وعده غذایی مربوط به زلزله «هائیتی» می‌شد که وزارت دفاع آمریکا 40 میلیون غذا تهیه‌کرده بود.
•    طولانی‌ترین و بزرگ‌ترین سفره غذا در جهان که بزرگ‌ترین تعداد داوطلبان در یک مکان را به خود اختصاص داده است.
•    هزاران چادر که آشپزخانه‌های موقت هستند توسط روستائیان منطقه در کنار مسیر زائران برپا می‌شوند.  گردانندگان موکب‌ها(چادرها) جلوی زائران را می‌گیرند با آن‌ها راه می‌روند و از آن‌ها خواهش می‌کنند که دعوتشان را بپذیرند و از خدمات ویژه آن‌ها بهره ببرند که یکی از این خدمات ویژه، ماساژ دادن بدن زائران است.
و شگفت‌انگیزترین بخش ماجرا رایگان بودن تمام این اتفاقات است.
در این تاریکی‎ دنیا، این زائران به دنبال چه نوری هستند که این‌گونه معادلات دنیا را به هم زده‎اند؟ آن‌ها در این بیابان‌ها زن و مرد پیر و جوان عرب و عجم مسلمان و مسیحی و زردشتی شیعه و سنی با سختی و مشقت پای پیاده کدام سود و منفعت را جویا شده‎اند؟!
آنانی که خان و مان خویش را فروخته‎اند تا گردنانی در اختیار زائران قرار دهند راهی کدام نورند؟
گویا در گوشه‌ای از دنیای امروز سردمدار، اقلیتی، بزرگ‌ترین وقایع جهان را رقم‌زده‌اند و نگرشی نوین به جهان ارائه داده‌اند که در آن نه منفعت نه راحتی و نه آزادی و نه برهنگی معنا ندارد.
این زائران در ناامن‌ترین جای جهان دست‌به‌دست هم به‌سوی چه نیرویی رهسپارند که تئوریسین‌های جهان را به‌غلط واداشته‌اند؟
«حسین‌ابن‌علی»
نوری که هرگز خاموش نمی‌شود نوری که بعد از 1400 سال تاروپود همه تفکرات شبانه‌روزی بزرگ‌ترین اندیشمندان جهان را از همه شکافته است مردمی که برای رسیدن به حسین‌ابن‌علی از منفعت خود گذشته‌اند و دنیا تشنه این تمدن است.

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

چهل حديث از امام حسن عسکري (ع)

1- پرهيز از جدال و شوخى
«لا تُمارِ فَيَذْهَبَ بَهاؤُكَ وَ لا تُمازِحْ فَيُجْتَرَأَ عَلَيْكَ.»:
جدال مكن كه ارزشت مىرود و شوخى مكن كه بر تو دلير شوند.
(تحف العقول ص 486)

2- تواضع در نشستن
«مَنْ رَضِىَ بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الَْمجْلِسِ لَمْ يَزَلِ اللّهُ وَ مَلائِكَتُهُ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ حَتّى يَقُومَ.»:
هر كه به پايين نشستن در مجلس خشنود باشد، پيوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخيزد.

3- هلاكت در رياست و افشاگرى
«دَعْ مَنْ ذَهَبَ يَمينًا وَ شِمالاً، فَإِنَّ الرّاعِىَ يَجْمَعُ غَنَمَهُ جَمْعَها بِأَهْوَنِ سَعْى وَ إِيّاكَ وَ الاِْذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّياسَةِ، فَإِنَّهُما يَدْعُوانِ إِلَى الْهَلَكَةِ.»:
آن كه را به راست و چپ رود واگذار! به راستى چوپان، گوسفندانش را به كمتر تلاشى گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش كرده و سخن پراكنى كنى و در پىرياست باشى، زيرا اين دو، آدمى را به هلاكت مىكشانند.

4- گناهى كه بخشوده نشود
«مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى لا تُغْفَرُ : لَيْتَنى لا أُؤاخَذُ إِلاّ بِهذا. ثُمَّ قالَ: أَلاِْشْراكُ فِى النّاسِ أَخْفى مِنْ دَبيبِ الَّنمْلِ عَلَى الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِى اللَّيْلَةِ الْمُظْلِمَةِ.»:
از جمله گنـاهانى كـه آمرزيده نشود ايـن است كه [آدمى ] بگويد: اى كاش مرا به غير از اين گناه مؤاخذه نكنند. سپس فرمود: شرك در ميان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سياه در شب تار نهانتر است.

5- نزديكتر به اسم اعظم
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ أَقْرَبُ إِلَى اسْمِ اللّهِ الاَْعْظَمِ مِنْ سَوادِ الْعَيْنِ إِلى بَياضِها.»:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» به اسم اعظم خدا، از سياهى چشم به سفيدىاش نزديكتر است.

6- دوستى نيكان و دشمنى بدان
«حُبُّ الاَْبْرارِ لِلاَْبْرارِ ثَوابٌ لِلاَْبْرارِ، وَ حُبُّ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ فَضيلَةٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ زَيْنٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الاَْبْرارِ لِلْفُجّارِ خِزْىٌ عَلَى الْفُجّارِ.»:
دوستى نيكان به نيكان، ثوابست براى نيكان. و دوستى بدان به نيكان، فضيلت است براى نيكان. و دشمنى بدان با نيكان، زينت است براى نيكان. و دشمنى نيكان با بدان، رسوايى است براى بدان.

7- سلام نشانه تواضع
«مِنَ التَّواضُعِ أَلسَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الَْمجْلِسِ.»:
از جمله تواضع و فروتنى، سلام كردن بر هر كسى است كه بر او مىگذرى، و نشستن در پايين مجلس است.

8- خنده بيجا
«مِنَ الْجَهْلِ أَلضِّحْكُ مِنْ غَيْرِ عَجَب.»:
خنده بيجا از نادانى است.

9- همسايه بد
«مِنَ الْفَواقِرِ الَّتى تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إِنْ رَأى حَسَنَةً أَطْفَأَها وَ إِنْ رَأى سَيِّئَةً أَفْشاها.»:
از بلاهاى كمرشكن، همسايه اى است كه اگر كردار خوبى را بيند نهانش سازد و اگر كردار بدى را بيند آشكارش نمايد.

10- پندى گويا و جامع
«أُوصيكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ الْوَرَعِ فى دينِكُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلى الله عليه وآله وسلم) صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذا وَرَعَ فى دينِهِ وَ صَدَقَ فى حَديثِهِ وَ أَدَّى الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قيلَ: هذا شيعِىٌ فَيَسُرُّنى ذلِكَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَيْنًا وَ لا تَكُونُوا شَيْنًا، جُرُّوا إِلَيْنا كُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبيح، فَإِنَّهُ ما قيلَ فينا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قيلَ فينا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ كَذلِكَ.»:
لَناحَقٌّ فى كِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهيرٌ مِنَ اللّهِ لا يَدَّعيهِ أَحَدٌ غَيْرُنا إِلاّ كَذّابٌ. أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله عليه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّيْتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكُمْ السَّلامَ.»:
شما را به تقواى الهى و پارسايى در دينتان و تلاش براى خدا و راستگويى و امانتدارى درباره كسى كه شما را امين دانسته ـ نيكوكار باشد يا بدكار ـ و طول سجود و حُسنِ همسايگى سفارش مىكنم. محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)براى همين آمده است. در ميان جماعت هاى آنان نماز بخوانيد و بر سر جنازه آنها حاضر شويد و مريضانشان را عيادت كنيد. و حقوقشان را ادا نماييد، زيرا هر يك از شما چون در دينش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته مىشود: اين يك شيعه است، و اين كارهاست كه مرا خوشحال مىسازد. تقواى الهى داشته باشيد، مايه زينت باشيد نه زشتى، تمام دوستى خود را به سوى ما بكشانيد و همه زشتى را از ما بگردانيد، زيرا هر خوبى كه درباره ما گفته شود ما اهل آنيم و هر بدى درباره ما گفته شود ما از آن به دوريم. در كتاب خدا براى ما حقّى و قرابتى از پيامبر خداست و خداوند ما را پاك شمرده، احدى جز ما مدّعى اين مقام نيست، مگر آن كه دروغ مىگويد. زياد به ياد خدا باشيد و زياد ياد مرگ كنيد و زياد قرآن را تلاوت نماييد و زياد بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) سلام و تحيّت بفرستيد. زيرا صلوات بر پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ كنيد و شما را به خدا مىسپارم، و سلام بر شما.
 (بحارالانوار-جلد75-صحفه372باب29)

11- انديشه در كار خدا
«لَيْسَتِ الْعِبادَةُ كَثْرَةَ الصِّيامِ وَ الصَّلوةِ وَ إِنَّما الْعِبادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ فى أَمْرِ اللّهِ.»:
عبادت كردن به زيادى روزه و نماز نيست، بلكه [حقيقتِ] عبادت، زياد در كار خدا انديشيدن است.

(تحف العقول، ص448)


12- پليدى خشم
«أَلْغَضَبُ مِفْتاحُ كُلِّ شَرٍّ.»:
خشم و غضب، كليد هر گونه شرّ و بدى است.

13- ويژگى هاى شيعيان
«شيعَتُنا الْفِئَـةُ النّاجِيَةُ وَالْفِرْقَةُ الزّاكِيَةُ صارُوا لَنا رادِئًا وَصَوْنًا وَ عَلَى الظَّلَمَةِ أَلَبًّا وَ عَوْنًا سَيَفْجُرُ لَهُمْ يَنابيعُ الْحَيَوانِ بَعْدَ لَظْىِ مُجْتَمَعِ النِّيرانِ أَمامَ الرَّوْضَةِ.»:
پيروان ما، گروه هاى نجات يابنده و فرقه هاى پاكى هستند كه حافظان [آيين] مايند، و ايشان در مقابل ستمكاران، سپر و كمككار ما [هستند]. به زودى چشمه هاى حيات [منجىِ بشريّت] بعد از گدازه توده هاى آتش! پيش از ظهور براى آنان خواهد جوشيد.

14- ناآرامى كينه توز 
«أَقَلُّ النّاسِ راحَةً أَلْحُقُودُ.»:
كينه توز ، ناآرامترينِ مردمان است.

15- پارساترين مردم
«أَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، أَعْبَدُ النّاسِ مَنْ أَقامَ عَلَى الْفَرائِضِ أَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرامَ، أَشَدُّ النّاسِ اجْتَهادًا مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ.»:
پارساترين مردم كسى است كه در هنگام شبهه توقّف كند. عابدترين مردم كسى است كه واجبات را انجام دهد. زاهدترين مردم كسى است كه حرام را ترك نمايد. كوشننده ترين مردم كسى است كه گناهان را رها سازد.
(تحف العقول ، ص 489)

16- وجود مؤمن
«أَلْمُؤْمِنُ بَرَكَةٌ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ حُجَّةٌ عَلَى الْكافِرِ.»:
مؤمن براى مؤمن ،بركت و بر كافر، اتمام حجّت است.
(تحف العقول، ص489)

17- محصول اعمال
«إِنَّكُمْ فى آجال مَنْقُوصَة وَ أَيّام مَعْدُودَة وَ الْمَوْتُ يَأْتى بَغْتَةً، مَنْ يَزْرَعْ خَيْرًا يَحْصِدُ غِبْطَةً وَ مَنْ يَزْرَعْ شَرًّا يَحْصِدُ نِدامَةً، لِكُلِّ زارِع ما زَرَعَ لا يُسْبَقُ بَطىءٌ بِحَظِّهِ، وَ لا يُدْرِكُ حَريصٌ ما لَمْ يُقَدَّرُ لَهُ، مَنْ أُعْطِىَ خَيْرًا فَاللّهُ أَعْطاهُ، وَ مَنْ وُقِىَ شَرًّا فَاللّهُ وَقاهُ.»:
شما عمر كاهنده و روزهاى برشمرده اى داريد، و مرگ به ناگهان مىآيد، هر كس تخم خيرى بكارد به خوشى بِدْرَوَد، و هر كس تخم شرّى بكارد به پشيمانى بِدْرَوَد. هر كه هر چه بكارد همان براى اوست. كُندكار را بهره از دست نرود و آزمند آنچه را مقدرّش نيست در نيابد، هر كه به خيرى رسد خدايش داده، و هر كه از شرّى رهد خدايش رهانده.

18- شناخت احمق و حكيم
«قَلْبُ الأَحْمَقِ فى فَمِهِ وَ فَمُ الْحَكيمِ فى قَلْبِهِ.»:
قلب احمق در دهان او و دهان حكيم در قلب اوست.

19- تلاش براى رزق مقدّر
«لا يَشْغَلْكَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض.»:
رزق و روزىِ ضمانت شده، تو را از كار واجب باز ندارد.

20- عزّتِ حقگرايى
«ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزيزٌ إِلاّ ذَلَّ، وَلا أَخَذَ بِهِ ذَليلٌ إِلاّ عَزَّ.»:
هيچ عزيزى حقّ را رها نكند، مگر آن كه ذليل گردد و هيچ ذليلى به حقّ نياويزد، مگر آن كه عزيز شود.

21- دوست نادان
«صَديقُ الْجاهِلِ تَعَبٌ.»:
دوست نادان، مايه رنج است.

22- بهترين خصلت
«خَصْلَتانِ لَيْسَ فَوْقَهُما شَىْءٌ: أَلاِْيمانُ بِاللّهِ وَ نَفْعُ الاِْخْوانِ.»:
دو خصلت است كه بهتر و بالاتر از آنها چيزى نيست:ايمان به خدا و سود رساندن به برادران.

23- نتيجه جسارت بر پدر
«جُرْأَةُ الْوَلَدِ عَلى والِدِهِ فى صِغَرِهِ تَدْعُوا إِلَى الْعُقُوقِ فى كِبَرِهِ.»:
جرأت و دليرى فرزند بر پدرش در كوچكى، سبب عاقّ و نارضايتى پدر در بزرگى مىشود.

24- بهتر از حيات و بدتر از مرگ
«خَيْرٌ مِنَ الْحَياةِ ما إِذا فَقَدْتَهُ أَبْغَضْتَ الْحَياةَ وَ شَرُّ مِنَ الْمَوْتِ ما إِذا نَزَلَ بِكَ أَحْبَبْتَ الْمَوْتَ.»:
بهتر از زندگى چيزى است كه چون از دستش دهى، از زندگى بدت آيد، و بدتر از مرگ چيزى است كه چون به سرت آيد مرگ را دوست بدارى.

25- وابستگى و خوارى
«ما أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ.»:
چه زشت است براى مؤمن، دلبستگى به چيزى كه او را خوار دارد.

26- نعمت بلا
«ما مِنْ بَلِيَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فيها نِعْمَةٌ تُحيطُ بِها.»:
هيچ بلايى نيست، مگر اين كه در آن از طرف خدا نعمتى است.

27- اكرام بدون افراط
«لا تُكْرِمِ الرَّجُلَ بِما يَشُقُّ عَلَيْهِ.»:
هيچ كس را طورى اكرام مكن كه بر او سخت گذرد.

28- ارزش پند پنهان
«مَنْ وَعَظَ أَخاهُ سِرًّا فَقَدْ زانَهُ، وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِيَةً فَقَدْ شانَهُ.»:
هر كه در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر كه آشكارا برادرش را پند دهد او را كاسته.

29- تواضع و فروتنى
«أَلتَّواضُعُ نِعْمَةٌ لا يُحْسَدُ عَلَيْها.»:
تواضع و فروتنى، نعمتى است كه بر آن حسد نبرند.

(تحف العقول، ص489)


30- سختى تربيت نادان
«رِياضَةُ الْجاهِلِ وَ رَدُّ المُعْتادِ عَنْ عادَتِهِ كَالْمُعْجِزِ.»:
پرورش دادن نادان و ترك دادن معتاد از عادتش، مانند معجزه است.

31- شادى بيجا
«لَيْسَ مِنَ الأَدَبِ إِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الَْمحْزُونِ.»:
اظهار شادى نزد غمديده، از بىادبى است.
(تحف العقول، ص489)

32- جمال ظاهر و باطن
«حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالُ ظاهر، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالُ باطِن.»:
صورت نيكو، زيبايى ظاهرى است،و عقل نيكو، زيبايى باطنى است.

33- كليد تمام گناهان
«جُعِلَتِ الْخَبائِثُ فى بَيْت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْكَذِبَ.»:
تمام پليدى ها در خانه اى قرار داده شده و كليد آن دروغگويى است.

(بحار الانوار، ج78، ص377)

34- چشم پوشى از لغزش و يادآورى احسان
«خَيْرُ إِخْوانِكَ مَنْ نَسِىَ ذَنْبَكَ وَ ذَكَرَ إِحْسانَكَ إِلَيْهِ.»:
بهترين برادران تو كسى است كه خطايت را ناديده گيرد و احسانت را يادآور شود.

35- مدح نالايق
«مَنْ مَدَحَ غَيْرَالمُسْتَحِقِّ فَقَدْ قامَ مَقامَ المُتَّهَمِ.»:
هر كه نالايقى را ثنا گويد، خود در موضعِ اتّهام قرار گيرد.

36- راه دوست يابى
«مَنْ كانَ الْورَعُ سَجِيَّتَهُ، وَ الْكَرَمُ طَبيعَتَهُ، وَ الْحِلْمُ خُلَّتَهُ كَثُرَ صَديقُهُ.»:
كسى كه پارسايى خوى او، و بخشندگى طبيعت او، و بردبارى خصلت او باشد دوستانش بسيار شوند.

37- انس با خدا
«مَنْ آنـَسَ بِاللّهِ إِسْتَوْحَشَ مِنَ النّاسِ.»:
كسى كه با خدا مأنوس باشد، از مردم گريزان گردد. 

(مسند الامام العسکري، ص287)

نکته: شايد برخي از خوانندگان برايشان سؤال (شبهه) پيش بيايد که چه طورممكنه كسي باايمان باشه وازمردم گريزان ، اگراين طوربود پيامبر بايد مردم گريزترين آدم روي زمين مي شد.

اين سؤال به طور تفصيل توسط علامه محمودي در كتاب « نهج السعادة في مستدرك نهج البلاغة »پاسخ داده شده است. وي در ذيل روايت امام عسكري عليه السلام كه فرمودند «منْ آنـَسَ بِاللّهِ إِسْتَوْحَشَ مِنَ النّاسِ.»:كسى كه با خدا مأنوس باشد، از مردم گريزان گردد. مي گويد: بحث انزوا و دوري و وحشت از مردم، ناظر به مجالس باطل، صرف اوقات در لهو و لعب، غفلت، جهالت و غيبت و كارهاي حرام ديگر است . ايشان كلامي از ابن ميثم بحراني شارح نهج البلاغه در اين باره مي آورد كه سودمند است. نهج السعادة في مستدرك نهج البلاغة ج 8 ص 107

38- خرابى مناره ها و كاخ ها
«إِذا قامَ الْقائِمُ أَمَرَ بِهَدْمِ الْمَنائِرِ وَ الْمَقاصيرِ الَّتى فِى الْمَساجِدِ.»:
هنگامى كه قائم(عليه السلام) قيام كند، دستور به خرابى مناره ها و كاخ هاى مساجد دهد.

39- نماز شب، سير شبانه
«إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا يُدْرَكُ إِلاّ بِامْتِطاءِ اللَّيْلِ.»:
وصول به خداوند عزّوجلّ، سفرى است كه جز با عبادت در شب حاصل نگردد.

(مسند الامام العسکري، ص290)
 
40- ادبى بسنده
«كَفاكَ أَدَبًا تَجَنُّبُكَ ما تَكْرَهُ مِنْ غَيْرِكَ.»:
در مقام ادب براى تو همين بس كه آنچه براى ديگران نميپسندى، خود، از آن دورى كنى.

 (مسند الامام العسکري، ص288)

 
 
منبع: كتاب شريف تحف العقول‏ ، ابن شعبه حران، ناشر: جامعه مدرسين‏ ص 486 
همچنين كتاب بحارالانوار نيز موجود است
 


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : امام ,
اشتراک گذاری مطلب

حدیث درباره ی امام زمان

 
 

 


امام صادق (علیه السلام)می فرمایند:

شهر قم را قم نامیده اند،زیرا اهل قم گرد قائم آل محمد(علیه السلام)جمع می شوند و بااوقیام می کنند و در این راه را استقامت می ورزند و او را یاری می دهند.

  سفینه البحار ،ج2،ص 446

***

2-پیامبر عزیز اسلام (صل الله علیه واله) می فرمایند:

خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک کند و پیش  از قیامش به او اقتدار نماید .دوست اورادوست بدارد و از دشمن وی بیزاری جوید و ولایت امامان هدایتگر پیش از او را نیز بپذیرد.اینان دوستان من و مورد علاقه و محبت من و گرامیترین امت من در نزد من هستند.

  بحار الانوار،ج52،ص129،غیبت طوسی 

***

3-امام حسن عسکری (علیه السلام)می فرمایند :

سوگند به خدا حضرت مهدی –عجل الله تعالی فرجه الشریف –آن قدر غایب می شود که در زمان غیبت (طولانی اش )از هلاکت نجات نمی یابد مگر کسی که خدای بزرگ ،اورا بر عقیده به امامت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)ثابت گرداند و به او توفیق دهد که برای تعجیل فرجش دعا کند.

کمال الدین ،ج2 ،ص 384

***

4-امام جواد (علیه السلام)می فرمایند:

قائم ما حضرت مهدی –عجل الله تعالی فرجه الشریف –است که واجب است در دوران غیبت او انتظارش را بکشند ،ودر زمان ظهورش از  وی اطاعت کنند ،واوسومین فرزند من است.

کمال الدین ،ج2 ،ص377

***

5-حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)می فرمایند :

 (چون حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) ظهور کند )هواپرستی را به خدا پرستی باز گرداند ،پس از آنکه خداپرستی را به هواپرستی باز گردانده باشند .افکار و نظریات را  طبق قرآن باز گرداند ،پس از آنکه قرآن را طبق افکار و نظریات باز گردانده باشند.

بحار النوار ،ج51،ص 130/نهج البلاغه

***

6-امام صادق (علیه السلام) می فرمایند :

سوگند به خدا امام شما سالیان درازی غایب می شود ،و چشم های مومنین در فراق او اشکباران است.

بحار النوار ج51،ص 147،غیبت نعمانی .

***

7-امام سجاد (علیه السلام)می فرمایند :

مردمانی که در زمان غیبت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)به سر می برند و معتقد به امامت او و منتظر ظهور وی هستند ،از مردمان همه زمانها برترند ،زیرا خدایی که یادش بزرگ است به آنان خرد و فهم و شناختی ارزانی داشته است که غیبت امام برای آنان مانند حضور امام است .

بحار النوار ،ج52،ص 122،احتجاج.

***

8-شخصی از امام صادق (علیه السلام) سوال کرد چگونه بر حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)سلام کنیم ؟حضرت در پاسخ به او فرمودند :

می گویی :سلام بر تو ای ذخیره الهی !

بحار الانوار ،ج52،ص 373/تفسیر فرات بن ابراهیم.

***

9-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

هنگامی که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)قیام کند ،هیچ زمینی نماند مگر اینکه در آنجا گلبانگ ( اشهد ان لا اله الاالله و اشهد ان محمد رسول الله ) بلند گردد.

بحارالانوار ،ج52،ص 340،تفسیر عیاشی .

***

10-پیامبر اکرم (صل الله علیه واله)می فرمایند :

مهدی (عجل الله تعالی فرجه)طاووس بهشتیان است.

بحار الانوار ،ج51،ص105 /طرائف .

***

11-امام سجاد (علیه السلام)می فرمایند :

هنگامی که قائم ما قیام کند خدای بزرگ عیب و بیماری و کسالت را از شیعیان ما بر طرف می سازد ،ودلهای آنان را مانند پاره های آهن محکم می کند ،وبه هر نفر از آنان نیروی چهل نفر می دهد،و آنها فرمانروایان زمین و سران اجتماع خواهند بود .

بحارالانوار ،ج52،ص 316/خصال .

***

12-امام صادق (ص )می فرمایند :

دانش بیست و هفت حرف است .آنچه پیامبران  آورده اند دو حرف است و مردم هم تاکنون بیش از آن دو حرف را نمی دانند .پس هنگامی که قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف دیگر را گسترش می دهد و در میان مردم منتشر می سازد و آن دو حرف را هم به آن ضمیمه نموده تا آنکه بیست و هفت حرف خواهد شد .

بحار الانوار ،ج52،ص336/خرایج راوندی .

***

13-امام باقر (علیه السلام)می فرمایند :

هنگامیکه قائم اهل بیت (عجل الله تعالی فرجه)قیام کند اموال را به صورت مساوی تقسیم می نماید و عدالت را در بین مردم برقرار می سازد .پس هر کس او را اطاعت کند ،خدا را اطاعت کرده است . و هر کس از او سرپیچی نماید ،از خدا سر پیچی کرده است وآن حضرت را مهدی نامیده اند ،زیرا مردم را به سوی امر پنهانی هدایت می نماید.

بحار الانوار ،ج52،ص 350/غیبت نعمانی .

***

14-پیامبر عزیز اسلام (صل الله علیه واله)می فرمایند :

خوشا به حال کسی که مهدی (عجل الله تعالی فرجه)را دیدار کند ،وخوشا به حال کسی که او را دوست دارد ،وخوشا به حال کسی که قائل به امامت وی باشد .

بحار الانوار ،ج52،ص 309/عیون اخبار الرضا 7.               

 

15-پیامبر عزیز اسلام (علیه السلام)می فرماید :

روز قیامت برپانخواهد شد تا اینکه قائم به حق از ماست قیام کند و این امر هنگامی محقق می شود که   خدای بزرگ با او اجازه قیام دهد و هر کس از او اطاعت کند نجات یابد و هرکس از وی سرپیچی کند نابود شود .      

بحار الانوار ،ج51،ص 65/عیون اخبار الرضا 7.

***

16-حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)می فرمایند :

اگر قائم ما قیام کند آسمان باران خود را فرو می ریزد ،و زمین نباتات خود را بیرون می دهد ،وکینه ها از دل بندگان خدابرطرف می شود ،ودرندگان و چهار پایان با هم ساخته ،از یکدیگر رم نمی کنند ،تا جایی که زنی که می خواهد راه عراق تا شام را بپیماید همه جا قدم بر روی سبزه و گیاهان می گذارد و زینتهای خود را بر سر دارد (وکسی طمع به آن نمی کند )،نه درنده ای به او حمله ور می شود ،ونه اواز درندگان وحشت دارد .

بحار الانوار ،ج52،ص 316/خصال .

***

17-حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)می فرمایند:

در انتظار فرج باشید و از رحمت و کارگشایی خدا ناامید نشوید ،زیرا بهترین اعمال در نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.

بحار الانوار ،ج52،ص 123/خصال

***

18-امام باقر (علیه السلام)می فرمایند :

اگر من زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)رادرک می کردم خود را برای خدمت به او نگاه می داشتم و آماده می نمودم.

بحار الانوار ،ج52،ص243/غیبت نعمانی .

***

19-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

برای حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه)غیبتی است .در این دوران غیبت هر بنده ای باید تقوای الهی پیشه سازد و در دین خود چنگ زند (وبه آن پایبند باشد ).

بحار الانوار ،ج52،ص 135/غیبت نعمانی .

***

20-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

امام خود را بشناس .اگر امام خود را شناختی چه ظهور زود تر اتفاق افتد یا دیر ،به تو زیانی نمی رساند.

بحار الانوار ،ج52،ص141/غیبت نعمانی.

***

21-از امام صادق (علیه السلام) سوال شد آیا حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)به دنیا آمده است ؟

حضرت در پاسخ فرمودند:

نه ،ولی اگر زمان اورادرک می کردم در تمام روزهای زندگانی ام در خدمت او می بودم .

بحار الانوار ،ج51،ص148/غیبت نعمانی .

***

22-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

هر کس پس از نماز صبح و ظهر بگوید : (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم )نمی میرد تا اینکه قائم آل محمد (علیه السلام)را درک کند .

سفینه البحار ،ج2،ص49.

***

23-امام صادق (علیه السلام)می فرمایند :

هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)باشد پس منتظر ظهور او باشد و اگر به راستی منتظر ظهور آن حضرت است به پرهیزکاری واخلاق نیکورفتار نماید .و چنانکه این شخص پیش از قیام حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)بمیرد پاداش کسی را دارد که حضرت را درک می نماید.

   بحار الانوار ،ج52،ص 140/غیبت نعمانی

55 حدیث درباره امام زمان (عج)

.نفع بردن از من در زمان غیبتم مانند نفع بردن از خورشید هنگام پنهان شدنش در
پشت ابرهاست و همانا من ایمنی بخش اهل زمین هستم ، همچنانکه ستارگان ایمنی  
بخش اهل آسمانند . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181.)


2.تصرف کردن در مال دیگری بدون اجازه صاحبش جایز نیست . 
(وسائل الشیعة ، ج 17، ص 309.)


3.من ذخیره خدا در روی زمین و انتقام گیرنده از دشمنان او هستم .
(تفسیر نور الثقلین ، ج 2 ، ص 392.)


3.ملعون است ، ملعون است کسی  که نماز مغربش را به تأخیر بیندازد ، تا زمانی که
ستارگان آسمان پدیدار شوند . 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 15.)


5.هیچ چیز مانند نماز بینی  شیطان را به خاک نمی مالد ، پس نماز بگزار و بینی 
شیطان را به خاک بمال . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 182.)


6.ملعون است ، ملعون است ، کسی  که نماز صبحش را به تأخیر بیندارد ، تا زمانی که 
ستارگان آسمان محو شوند . 
(بحارالأنوار ، ج 52، ص 16.)


7.هر یک از پدرانم بیعت یکی از طاغوتهای زمان به گردنشان بود ، ولی من در حالی 
قیام خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتی به گردنم نباشد . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181.)


8.من آخرین جانشین پیامبر هستم ، و به وسیله من است که خداوند بال را از خاندان و  
شیعیانم دور می سازد. 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 30.)


9.هر کس در اجرای اوامر خداوند کوشا باشد ، خدا نیز وی را در دستیابی به حاجتش 
یاری می کند . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 331.)


10.سنت تخلف ناپذیر خداوند بر این است که حق را به فرجام برساند و باطل را . 
نابود کند ، و او بر آنچه بیان نمودم گواه است . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 193.)


11.برای زود فرارسیدن فرج ( و ظهور ما ) زیاد دعا کنید ، که آن همان فرج و گشایش 
شماست . 
(کمال الدین للصدوق ، ج 2 ، ص 485.)


12.اگر خواستار رشد و کمال معنوی  باشی هدایت می شوی ، و اگر طلب کنی می یابی . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 339.)


13.ما در رعایت حال شما کوتاهی  نمی کنیم و یاد شما را از خطر نبرده ایم ، که اگر 
جز این بود گرفتاریها به شما روی می آورد و دشمنان شما را ریشه کن می کردند . 
پس از خدا بترسید و ما را پشتیبانی کنید . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 175.)


14.و اما در پیشامدها و مسایل جدید به راویان حدیث ما مراجعه کنید ، زیرا که آنان
حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181.)


15.اگر از خداوند ( صاحب عرت و جلال ) طلب آمرزش کنی ، خداوند تو را می آمرزد . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 329.)


16.همانا خدایتعالی مردم را بیهوده نیافریده و بدون تکلیف و جزا رهایشان نکرده 
است . 
(الغیبة للشیخ الطوسی ، ص 174.)


17.هر یک از شما باید به آنچه که او را به محبت ما نزدیک می سازد عمل کند ، و از 
آنچه که مورد پسند ما نیست و ما را خشمناک می سازد دوری جوید . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 324.)


18.خداوندا ! وعده ای را که به من داداه ای ، برآورده کن و امر قیام مرا تمام فرما . 
قدمهایم را ثابت بدار و در سایه قیام من ، جهان را پر از عدل و داد کن . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 13.)


19.شهادت می دهم که معبودی جز خدای یکتا نیست و ملائکه آسمان و صاحبان علم نیز 
شهادت می دهند ، آن خدایی  که به عدل و داد قیام می کند ، نیست خدایی جز او که 
مقتدر و حکیم می باشد ، و همانا دین نزد خدا اسلام است . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 16.)


20.ایمان خداوند عز و جل و بندگانش قرابت و خویشاوندی تیست ، و هر کس که مرا  
انکار کند از من نیست . 
(الغیبة للشیخ الطوسی ، ص 176.)


21.پناه به خدا می برم از نابینایی  بعد از روشن بینی ، و گمراهی بعد از هدایت ، و
از اعمال ناشایسته و اتنه های نابود کننده . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 190.)


22.شیعیان ما هنگامی به فرجام نیک و زیبای خداوند میرسند که از گناهانی که نهی 
شده اند ، احتراز نمایند . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 177.)


22کفایت در کارها و عنایت و سرپرستی در همه امور را تنها از خدایتعالی خواهانم . 
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 183.)


قلبهای ما جایگاه مشیت الهی است ، پس هر گاه او بخواهد ما هم می خواهیم . 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 51.)


25.اگر نبود که ما دوستار صلاح شما هستیم و به شما لطف و مرحمت داریم ، همانا به 
شما توجه والتفات نمی کردیم . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 179.)


26.من مهدی هستم ، منم قیام گر زمان ، منم آنکه زمین را آکنده از عدل می سازد ،
آنچنان که از ستم پر شده بود . 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 2 .)


27.ستمکاران پنداشتند که حجت خدا نابود شدنی است ، در حالی که اگر به ما اجازه 
سخن گفتن داده می شد ، شک و تردید از میان برداشته می شد . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 4 .)


28.من صاحب حقم ... علامت ظهورم زیاد شدن آشوب ها و فتنه هاست . 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 320.)


29.علم و دانش ما به خبرهای  شما احاطه دارد و چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده 
نمی ماند . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 175.)


30.دین از آن محمد (ص ) و عدایت از آن علی امیر المؤمنین (ع ) است ، زیرا عدایت 
مال اوست و در نسل او می ماند تا روز قیامت . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 160.)


31.کسی که نسبت به ما ظلم ورزد ، از جمله ستمکارانی است که مشمول لعنت خدا است ، 
چرا که خدا فرموده است : " آگاه باشید که لعنت خدا بر ستمکاران است " . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 182.)


32.من و تمامی پدرانم ... بندگان خداوند عز و جل هستیم . 
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 267.)


33.سجده شکر از لازم ترین و واجب ترین مستحبات است . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 161.)


34.هر گاه خداوند به ما اجازه دهتد که سخن بگوییم ، حق ظاهر خواهد شد و باطل سست و 
ضعیف شده و از میان شما خواهد رفت . 
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 183.)


35.دختر رسول خدا (ص ) برای من سرمشق و اسوه ای نیکوست . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 180.)


36.زمان ظهور و فرج ما با خداست ، و تعیین کنندگان وقت ظهور ، دروغگویانند . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181.)


37.از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید ، برماست که شما را  
از سرچشمه سیراب برگردانیم ، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود ، در پی  
کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید و مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که 
روشن است به طرف ما قرار دهید . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 179.)


38.ظهوری نیست مگر به اجازه خداوند متعال ، و آن هم پس از زمان طولانی و قساوت 
دلها و فراگیر شدن رمین از جور و ستم . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478.)


39.آگاه باشید به زودی کسانی ادعای  مشاهده مرا خواهند کرد . آگاه باشید هر کس قبل 
از " خروج سفیانی " و شنیدن صدای آسمانی ، ادعای مشاهده مرا کند دروغگو و افترا 
زننده است حرکت و نیرویی جز به خدای بزرگ نیست . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478.)


40.من باقیمانده از آدم و ذخیره نوح و برگزیده از ابراهیم و خلاصه محمد ( درود خدا 
بر همگی آنان باد ) هستم . 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 238.)


ن 41.سیم ، خدمتکار حضرت مهدی علیه السلام گوید : آن حضرت به من فرمود : " آیا تو
را در مورد عطسه کردن بشارت دهم ؟ " گفتم : آری . فرمود : " عطسه ، علامت امان 
از مرگ تا سه روز است . " 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 5 .)


42.حق با ماست و در میان ماست ، کسی جز ما چنین نگوید مگر آنکه دروغگو و افترا 
زننده باشد . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 191.)


43.همانا خداوند متعال ، کسی است که اجسام را آفریده و ارزاق را تقسیم فرموده ، او 
جسم نیست و در جسمی هم حلول نکرده ، " چیزی مثل او نیست و شنوا و داناست ." 
(الغیبة للشیخ الطوسی ، ص 178.)


44.خداوند با ماست و به جز ذات پروردگار به چیزی نیاز نداریم ، و حق با ماست ،
پس اگر کسانی با ما نباشند ، هرگز در ما وحشتی ایجاد نمی شود ما دست پرورده 
های پروردگارمان ، و مردم دست پرورده های ما هستند . 
(الغیبة للشیخ الطوسی ، ص 172.)


45.دانش ، دانش ماست و از کفر کافر ، گزندی بر شما نیست . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 151.)


46.اگر شیعیان ما - که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفق بدارد - در وفای 
به عهد و پیمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پیمان را محترم می شمردند ، 
سعادت دیدار ما به تأخیر نمی افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل می شدند . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 499.)


47.من از افرادی که می گویند : ما اهل بیت ( مستقلا از پیش خود و بدون دریافت از 
جانب خداوند ) غیب می  دانیم و در سلطنت و آفرینش موجودات با خدا شریکیم ، 
یا ما را از مقامی که خداوند برای ما پسندیده بالاتر می برند ، از چنین افرادی  
نزد خدا و رسولش بیزاری می جوییم . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487.)


48.فضیلت دعا و تسبیح بعد از نمازهای واجب در مقایسه با دعا و تسبیح پس از
نمازهای مستحبی ، مانند فضیلت واجبات بر مستحبات است . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487.)


49.سجده بر قبر جایز نیست . 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 490.)


50.وجود من برای اهل زمین سبب امان و آسایش است ، همچنان که ستارگان سبب امان 
اهل آسمانند . 
(بحار الأنوار ، ج 78، ص 380.)


51.به راستی که مقدرات خداوند متعال مغلوب مشود ، و اراده الهی مردود نگردد ، . 
چیزی بر توفیق او پیشی نگیرد . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 191.)


52.اما علت و فلسفه آنچه از دوران غیبت اتفاق افتاده است ، پس خداوند عز و جل 
در قرآن فرموده است : " ای مؤمنان از چیزهایی نپرسید که اگر آشکار شود ، بدتان 
آید . " 
(بحار الأنوار ، ج 78، ص 380.)


53.زمین خالی از محبت خدا نیست ، یا آشکار است و یا نهان . 
(کمال الدین للصدوق ، ج 2 ، ص 511.)


54.هر گاه علم و نشانه ای پنهان شود ، علم دیگری آشکار گردد ، و هر زمان که ستاره ای 
افول کند ، ستاره ای دیگر طلوع نماید . 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 185.)


55.بار الها ! توفیق بندگی  و دوری از گناه و نیت پاک . شناخت حرام را به ما عطا 
فرما ، و با هدایت و استقامت در راهت گرامیمان بدار . 
(المصباح للکفعمی ، ص 281.)



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است